در ادامه این مطلب آمده است: تجربه موفق نروژ در تبدیل ثروت خدادادی نفت خود به استانداردهای بالایی از رفاه به واسطه صندوق ثروت ملی که از حکومت در برابر فساد ناشی از کنترل درآمدهای نفتی محافظت می کند، همواره رشک دیگر کشورها را برانگیخته است. کشور عمان نیز روابط دوستانه ای با ایران دارد و بارها میان ایران و آمریکا میانجیگری کرده است. با احتساب برتری نظامی ایران، عمان هرگز مایل نبوده است که به اعتماد ایران خیانت کند.

اگر واشنگتن تمایلی به بهبود روابط خود با تهران داشته باشد، می تواند از عمان و نروژ به عنوان طرف های ثالث در مذاکرات صلح جویانه با ایران بهره ببرد. آمریکا می تواند از ایران دعوت کند تا درباره جایگزینی تحریم های نفتی با محدودیت هایی یکسان بر تخصیص درآمد صادرات نفت برای هزینه های داخلی مذاکره کند. می توان یک صندوق ملی نفتی تاسیس کرد تا تنها منبع واریز درآمدهای نفتی ایران باشد. سپس می شود این صندوق را در سوییس نزد دولت عمان با ذینفعی ایران به امانت گذاشت و مدیریت منابع آن را نیز مشترکا به عمان و سوییس سپرد.

عمان مسؤول فروش نفت ایران به بالاترین پیشنهادها باشد و نروژ وظیفه اداره درآمدهای مازاد نفتی و افزایش آنها در بازارهای مالی جهان را به عهده بگیرد. در نهایت ایالات متحده می تواند تحریم ها علیه سرمایه گذاری در صنعت انرژی ایران را بردارد و یک مجوز کلی برای فروش نفت ایران از طریق این صندوق صادر کند. سپس ایالات متحده و ایران بر سر میزان درآمدی که به طور منظم عمان اجازه انتقال آن به ایران را خواهد داشت به توافق می رسیدند و مازاد آن مبالغ نیز به صندوق تحت نظارت نروژ واریز می شد.

به این ترتیب زمینه برای مذاکرات بیشتر میان ایران و آمریکا و حذف سایر تحریم ها فراهم میشود. در ادامه می شد از ایران خواست که کلیه فعالیت های اقتصادی نظامی را به حالت تعلیق درآورد. در صورت سوءمدیریت نروژ، به عمان اختیار داده می شود که قرارداد با این کشور را لغو کند و پول ها را به ایرانیان برگرداند.

در حال حاضر بزرگترین نقطه ضعف ایران، نرخ بالای بیکاری در این کشور که عمری به قدمت انقلاب اسلامی دارد نیست، بلکه کسری بودجه در حال رشد برای برنامه های تامین اجتماعی و رفاه است. در سال های اخیر صندوق های بازنشستگی ایران، یکی پس از دیگری دست به دامان دولت برای نجات خود می شوند. طبق برآوردهای پارلمان ایران، در بازه زمانی ده ساله این موج، دامان سازمان تامین اجتماعی یعنی بزرگترین سازمان بیمه ای ایران را می گیرد. این دقیقا همان سالی است که محدودیت های کلیدی برنامه هسته ای ایران طبق سند برجام منقضی می شوند.

در این وضعیت مذاکره مجدد در خصوص سقف قابل برداشت منابع به ازای تغییر رفتار ایران، به دولت های فعلی و آتی آمریکا مساعدت می کند تا ایران را ترغیب به تحقق اهداف خود کنند. بلافاصله پس از توافق بر تاسیس این صندوق نفتی، آمریکا قادر خواهد بود که پیشتهادهایی به ایران بدهد مانند افزایش ۵درصدی سقف برداشت در ازای تمدید توقف برنامه هسته ای به مدت پنج سال دیگر یا توقف برنامه تسلیحات موشکی در عوض مبالغ بیشتر.

راهبرد فعلی مبنی بر حداکثر فشار ممکن است بتواند یا نتواند مانع رفتار ایران شود. اما اطمینان کامل وجود دارد که ایران با شکاف مالی رو به رشد مواجه است. وزیر امور خارجه آمریکا، پومپئو نیز گفته است که آمریکا به دنبال تغییر رفتار ایران است نه تغییر نظام آن. دولت آمریکا تنش میان این سیاست را دریافته و به سیاست دوم اولویت می دهد.

بزرگترین هدف طرح صندوق نفتی، ایجاد تغییر دائمی در روابط ایران و آمریکاست. در حال حاضر آمریکا تعامل موثری با ایران ندارد و به همین علت هدف تغییر رفتار ایران برایش دست نیافتنی است. الزام ایران به قطع فعالیتهای اقتصادی نظامی، دشوارترین بخش این توافق خواهد بود. امسال وزیر دفاع ایران اعلام کرد که طبق فرمان رهبری، نیروهای نظامی اقدام به فروش دارایی های اقتصادی خود کرده و بر وظایف اصلی خود متمرکز میشوند.

این توافق مزایای جانبی دیگری نیز خواهد داشت. مهمترین آنها دسترسی آزاد به چهارمین ذخایر نفتی و دومین ذخایر گاز طبیعی جهان است که فایده زیادی برای اقتصاد جهانی دارد. فزصت های جدید برای توسعه طرح های نفتی پرسود ایران به نفع شرکت های آمریکایی نیز خواهد بود. انتقال گاز ایران از طریق ترکیه به اروپا، یک مزیت استراتژیک برای غرب و به معنی کاهش وابستگی به گاز روسیه خواهد بود. اگر آمریکا چنین پیشنهادی به ایران بدهد، خبر آن نقل محافل ایران خواهد شد.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.