موضوعات شایسته اصلاح چنانکه از مضمون نامه ایشان برمی‌آید به این شرح است:

۱- قدرت و اختیارات بسیار گسترده و بی‌بدیل رهبری

۲- دفتر مقام رهبری

۳- انتخابات ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی که باید بدون مهندسی شورای نگهبان و دخالت‌های نهادهای نظامی و امنیتی باشد

۴- قوه قضاییه، که باید رییس آن فورا تغییر کند و مرجعی مستقل برای رسیدگی به شکایات مردم از این قوه تعیین و معرفی شود.

۵- زندانیان سیاسی، که باید آزاد شوند.

چند نکته قابل ذکر است:

الف- برای محدود شدن اختیارات رهبری نیاز به تغییر قانون اساسی است که البته در نامه آقای احمدی نژاد هم به آن اشاره شده است.

ب- اصلاح دفتر مقام رهبری - که ظاهرا مقصود آقای احمدی نژاد کوچک شدن آن است - مربوط به خود مقام رهبری و مجلس خبرگان رهبری است.

ج- درخواست برگزاری انتخابات ریاست جمهوری و مجلس بدون مهندسی شورای نگهبان و دخالت نهادهای نظامی و امنیتی، مفهوم مخالف آن این است که در انتخابات‌های اخیر، خصوصا در سال‌های ۸۴ و ۸۶ که آقای احمدی نژاد در متن قضایا بوده است، مهندسی شورای نگهبان و دخالت نهادهای نظامی و امنیتی وجود داشته است.

سوال این است که اگر چنین چیزی واقعیت دارد چرا ایشان در همان زمان این موضوع را اعلام نکردند؟ آیا اعلامِ امروز ایشان به معنی تهدید قوه قضاییه نیست که مثلا اگر بقایی و سایر دوستان را مجازات کنید یا پرونده‌های خود من را به جریان بیندازید حقایقی را افشا خواهم کرد تا قوه قضاییه منصرف شود؟

د- تعیین و معرفی مرجعی مستقل برای رسیدگی به شکایات مردم از قوه قضاییه نیز نیازمند تغییر قانون اساسی است.

ه- درخواست آزادی زندانیان سیاسی و سخت نگرفتن به منتقدان نیز چیزی است که بسیاری از مصلحان جامعه بارها اعلام کرده‌اند و البته آقای احمدی نژاد هم حق دارد آن را اعلام کند اما باید بداند که بسیاری از زندانیان سیاسی به خاطر حوادث سال ۸۸ و پس از آن زندانی شده‌اند. حوادثی که آقای احمدی نژاد سلسله‌جنبان آن بود. در مجموع به آقای احمدی نژاد باید گفت بسیاری از پیشنهادات شما درست است اما بهتر آن بود که این‌ها را در زمان صدارت خود و لااقل قبل از بازداشت دوستان‌تان و مطرح شدن پرونده‌های خودتان می‌گفتید تا شائبه "کلمه حق یراد بها الباطل" در اذهان تداعی نشود و خلاصه به قول شاعر: آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است.