ریشه های انقلاب: بیم و امید دموکراسی
خبر آنلاین : نصرت اله تاجیک- اگر قاجار جنبش مشروطه (۱۲۸۵) و نتایج و میوه های آن را فرصت میدانست و از آنها به منظور سامان دادن امور جامعه و تاسیس نهادهای نوین مدنی برای شکل دادن ملت - دولت استفاده میکرد شاید شاهد میهمان ناخوانده ائی مانند پهلوی نبود که از سوی قجرها هرگز پذیرفته نشد! شاید هم طرفداران رژیم پهلوی خواهند گفت اگر این کار را میکرد دیگر قاجار نبود! اگراز دعوای قاجار و پهلوی عبور کنیم که سابقه طولانی دارد، در یاداشت قبل در زمینه استبداد زدگی مردم در دوران قاجار و پهلوی اول و حاکمیت بلامنازع حکام مستبد نوشتم و به عدم استفاده رضا شاه از دستاوردهای جنبش مشروطه برای پایه گذاری نهادهای مدنی و رواج دموکراسی و همچنین درک نادرستش از معادلات قدرت جهانی و تحولات منطقه ائی و نزدیک شدن به آلمان و تاسی به آتاتورک تا به تبعید رفتنش نوشتم.
دوره اول بعد از شهریور بیست دهه بیم و امید بود و شاه جوان برای دوری از خوی پدرش و با استفاده از توصیه پیران سیاست که تکنوکراتهای قاجار بودند و همچنین علاقه اش برای ادامه نوسازی جامعه ایرانی و تداوم اقدامات پهلوی اول مجالی برای تنفس سیاسیون و مخصوصا" جوانهای سیاسی مبارز باز کرد. ابتدا و انتهای دهه سی نیز کم و بیش از دهه قبل خود تاثیر گرفت و نسیمی از آزادی وزید و نخبگان و مخصوصا" تحصیلکرده های تازه پا به عرصه مبارزه سیاسی اجتماعی گذاشته، نفسی تازه کردند. اما رگه های دیکتاتوری پهلوی دوم عود کرد و با انگولک خارجی که ملی شدن صنعت نفت را بر خلاف مصالح خود می پنداشت همین حد از ازادی نیز تحمل نشد. کودتای آمریکائی انگلیسی در سال ۱۳۳۲ و سرنگونی حکومت ملی مرحوم مصدق کام مبارزین جوان و سیاسیون پیر را تلخ و دموکراسی ایرانی را چند دهه به عقب انداخت و یک دهه خفقان مطلق از سال ۱۳۳۲ تا ۱۳۴۲ بر کشور حاکم شد. در این دوران حکومت بیشترین پشتیبانی مادی و معنوی را از قدرتهای خارجی دریافت کرد و در مقابل حداکثر فاصله بین حاکمیت و مردم بوجود آمد!
اگر چه مسبب اصلی این تاخیر در تمرین و استقرار دموکراسی آمریکا بود، اما در این میان دهه چهل شمسی از منظر اقدامات حکومت و موضعگیری مردم جایگاه ویژه ائی داشت و آغاز دوران مهمی در تحولات زندگی شهری و مخصوصا" تقویت نسبی طبقه متوسط جدید در ایران بود. صرف نظر از قضاوت ارزشی و خوبی و یا بدی این تحلولات، هم اهداف و نیات تحولات مهم اقتصادی این دوره همچون اصلاحات ارضی ، رشد صنعتی ، گسترش خدمات و زندگی مصرفی ناشی از افزایش درآمد نفت قابل توجه است و هم از سوی دیگر گرایش ضد آمریکائی نسبتا" شدیدی در لایه های مختلف سیاسی اجتماعی کشور شروع به شکلگیری کرد و یا لا اقل آن خوشبینی اولیه که در دهه سی نسبت به آمریکای جوان که در صدد آغاز بازیگری در خاورمیانه بود و در میان مردم وجود داشت از بین رفت. این ضدیت نه صرفا" بدلیل فروش تسلیحات آمریکائی به شاه و حضور مستشاران آمریکائی و تصویب قانون کاپیتولاسیون در سال ۱۳۴۲، بلکه بیشتر ناشی از همان وقایع سال ۱۳۳۲ و حمایت مطلق آمریکا از کلیه اقدامات شاه که احساس مطلق العنانی میکرد و همچنین تحولات منطقه ائی و بین المللی و افزایش مبارزات ضد امپریالیسمی بود. اما حاصل آن بود که توسعه واقعی در کشور شکل نگرفت مشکلات زیر پوست شهر پنهان و تلنبار شد و مشارکت مردم برای ایجاد چنین توسعه ائی بدلیل شخص محوری شاه صورت نگرفت، جامعه بی سامان شد و هر یک به راه خود رفتند! ادامه دارد...
بخش سایتخوان، صرفا بازتابدهنده اخبار رسانههای رسمی کشور است.