در سه سالگی «طوفان الاقصی» بررسی شد؛
۷۴ هزار کشته در سرزمین سوخته
امروز چهارشنبه ۱۵مهرماه (برابر با ۷ اکتبر ۲۰۲۶) درست سه سال از «طوفانالاقصی» (که به عملیات ۷ اکتبر هم معروف است) و ویران شدن غزه میگذرد. در چنین روزی نیروهای حماس با شلیک حدود ۳هزار راکت به سمت اسرائیل عملیات خود را آغاز و سپس با استفاده از وسایل نقلیه و پاراگلایدر با شکستن دیوار غزه-اسرائیل، به پایگاههای نظامی حمله و در عمق خاک این رژیم پیشروی کردند. این اولین حمله تمامعیار به خاک اسرائیل از زمان جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل بود. به دنبال آن حمله اسرائیل به غزه آغاز شد. آنچه به دنبال آن روی داد، جنگی ۳ساله و ویرانگر بود که بر اساس اجماع نهادهای بینالمللی، نهادهای حقوق بشری و پژوهشگران برجسته مصداق نسلکشی است. ویران شدن بخش عمدهای از باریکه غزه و جان باختن بیش از ۷۴هزار فلسطینی که گفته میشود هزاران نفر دیگر همچنان زیر آوار مدفون هستند از تبعات این جنگ ویرانگر است.
الف) چرا ۷ اکتبر ۲۰۲۳ رخ داد؟: برای درک دلایل و چرایی 7اکتبر باید کمی به عقب برویم؛ به ۱۵سپتامبر۲۰۲۰ یعنی زمانی که اسرائیل، بحرین و امارات متحده عربی بیانیه مشترکی را امضا و در آن قصد خود را برای ایجاد روابط دوستانه با یکدیگر اعلام کردند. این بیانیه چیزی نبود جز «توافقنامههای ابراهیم» برخی بر این باورند که توافقنامههای ابراهیم باعث شد «ابتکار صلح عربی۲۰۰۲» کنار گذاشته شود؛ ابتکاری که در آن تمام اعضای اتحادیه عرب متعهد شدند که تنها پس از تاسیس یک کشور مستقل فلسطینی، روابط خود را با اسرائیل بهصورت جمعی عادیسازی کنند. یکی از محورهای مهم این توافقنامه که باعث شد طوفانالاقصی شکل بگیرد این بود که امضاکنندگان توافقنامههای ابراهیم به این برداشت مشترک رسیده بودند که «اولویت دادن به منافع ملی مهمتر از حل مناقشه اسرائیل و فلسطین است».
برخی دیگر بر این باورند که هدف اصلی این توافقنامه، خنثی کردن تنشها در خاورمیانه با عادیسازی روابط بین اسرائیل و چندین کشور عربی بهاصطلاح میانهرو بود. در عوض، این کشورها به فناوریهای پیشرفته و فرصتهای تجاری جدید دسترسی پیدا میکردند. آنچه الهامبخش این توافقنامه بود، این ایده بود که «ژئواکونومیک» میتواند با ارائه مشوقهای مالی و اقتصادی برای جلوگیری از درگیریهای بهظاهر لاینحل، تنشهای ژئوپلیتیک را خنثی کند. از دیدگاه ایالاتمتحده، توافقنامههای ابراهیم هدف چندگانهای را دنبال میکرد: تحکیم نقش ایالاتمتحده بهعنوان ضامن امنیت منطقهای؛ دور زدن درگیری اسرائیل و فلسطین و به بوته فراموشی سپردن آن؛ ایجاد تعادل در برابر نفوذ منطقهای رو به افزایش چین، بهویژه در فناوریهای پیشرفته.
هفت دهه است که اعراب درگیر تنشهای مداوم میان فلسطین و اسرائیل هستند و از این بابت احساس خستگی و فرسودگی میکنند. آنها به دنبال فضایی برای مانور بیشتر و تاثیرگذاری بر بازیگران فروملی در سرزمینهای فلسطینی بودند. در این میان، عربستان و امارات (به عنوان برادران بزرگ تر کشورهای عرب) تمرکز خود را بر اقتصاد قرار داده و در صدد مدیریت تنشهای منطقهای بودند تا بتوانند اولویتهای اقتصادی خود را پیش ببرند. از منظر امارات، توافقنامهابراهیم ابزاری بود برای رسیدن به همکاریهای امنیتی و اقتصادی نزدیکتر با اسرائیل و ایالاتمتحده. ریاض به دلایل ژئوپلیتیک و اقتصادی مشتاق افزایش روابط با اسرائیل است؛ اما نگرانیهایی دارد. بااینحال، عادیسازی روابط برای عربستان اقدامی پرخطر خواهد بود.
وقتی در اوت۲۰۲۰ توافقنامههای ابراهیم با میانجیگری دولت ترامپ منعقد شد، اسرائیل عملا از محاصره ژئوپلیتیک رهایی یافت. اگر تا پیش از آن «اسرائیل» در سیبل حملات کشورهای مسلمان بود و «دشمن مشترک» جهان اسلام تلقی میشد؛ اما پسازاین توافق بود که اسرائیل به «دوست» جهان عرب تبدیل و سبد روابطش متنوعتر شد. پس از توافق ابراهیم، اسرائیل به «فضای حیاتی» و «قدرت مانور» لازم دست یافت؛ زیرا از یکسو هم با کشورهای قفقاز همسایه شده و هم با پسرعموهای عرب. پس میتوان گفت یکی از دلایل 7اکتبر یا طوفانالاقصی برداشت فلسطینیان از رویکرد کشورهای عربی است که مساله فلسطین دیگر مساله ملی آنها نیست. طوفانالاقصی به دنبال بازگرداندن مساله فلسطین به دستور کار کشورهای عرب و دور کردن اعراب از عادیسازی با اسرائیل بود. اگر تا پیش از جنگ، غزه را «بزرگترین زندان محصور در جهان» مینامیدند، پس از جنگ آنجا را «جهنم روی زمین» نامیدند. گفته شده است جمعآوری نخالهها یا ویرانههای ساختمانی طی جنگ غزه (اگر همین امروز جنگ متوقف شود)، شاید بیش از یکدهه به طول انجامد. «بالاکریشنان راجاگوپال»، گزارشگر ویژه سازمان ملل، در مجمع عمومی سازمان ملل در سال2022 خواستار به رسمیت شناختن «دموساید» در غزه طبق قوانین بینالمللی شد.
ب) طرح صلح ترامپ: در دوران دولت بایدن، تلاشها برای پایان دادن به جنگ غزه راه به جایی نبرد. اما در دولت ترامپ طرحی 20مادهای مطرح شد. این طرح بارها چکشکاری شد و با کشورهای عربی هم به مذاکره گذاشته شد. مرحله نخست طرح۲۰ مادهای ترامپ برای غزه تا حد زیادی با موفقیت همراه بود. گروگانهای اسرائیلی زنده، در ازای آزادی نزدیک به ۲۰۰۰زندانی و بازداشتی فلسطینی آزاد شدند و پیکر گروگانهای کشتهشده نیز در ماههای پس از آن تحویل داده شد. صدها هزار نفر از آوارگان غزه به شمال بازگشتند. نیروهای اسرائیلی به «خط زرد» عقبنشینی و شورای امنیت این طرح و همچنین تشکیل «هیات صلح» به ریاست ایالات متحده را تایید کرد.
با این حال، اجرای مرحله دوم طرح ترامپ تا حد زیادی متوقف شد. یکی از بندهای طرح صلح ترامپ خلع سلاح حماس بود که این هم محقق نشد. آمریکاییها از «نیروی بینالمللی ثبات» سخن گفتند که قرار بود امنیت را در غزه برقرار کند؛ اما این هم راه به جایی نبرد. همچنین قرار بود کمیته تکنوکرات فلسطینی اداره امور غزه را بر عهده بگیرد که از این هم خبری نشد. با این اوصاف، «هیات صلح» غزه از طرحی 6ماهه به ارزش 2.45میلیارد دلار برای آغاز بازسازی رونمایی کرد؛ اما این مبلغ تنها بخش ناچیزی از بودجه 71.4میلیارد دلاری است که برآورد میشود برای بازسازی کامل طی یک دهه مورد نیاز خواهد بود. تمام این موارد البته به خلع سلاح حماس بستگی دارد. اسرائیل تا پیش از خلع سلاح کامل، اجازه بازسازی را نخواهد داد و حماس نیز حاضر نیست خلع سلاح شود. روند اصلاحات در «تشکیلات خودگردان فلسطین» (که در داخل محبوبیت چندانی ندارد) کند پیش رفته است و کابینه راستگرای اسرائیل نیز در فضای انتخاباتی به سر میبرد و انگیزههای قوی برای کارشکنی در مسیر پیشرفت امور دارد. بهرسمیت شناخته شدن فلسطین از سوی بیش از ۱۵۰کشور نیز واقعیتهای میدانی را تغییر نداده است.
ج) «آیا او خبر داشت؟»: «یوآو لیتوین»، دکترای روانشناسی در یادداشتی در الجزیره نوشت، گزارشهای رسانهای مبنی بر اینکه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر، پیش از وقوع حملات از سوی امارات هشدار دریافت کرده بود، بار دیگر بحث مسوولیت احتمالی او را به کانون توجه بازگردانده است. «آیا او خبر داشت؟»؛ این پرسشی است که بر سر زبانهاست. «هاآرتص» در گزارشی افشاگرانه جزئیات تکاندهندهای از ناکامیهای امنیتی و سیاسی بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، در آستانه طوفانالاقصی و روزهای نخست پس از آن برملا میسازد. بر همین اساس، شیخ محمد بنزاید، رئیس امارات متحده عربی، حدود ۱۰روز پیش از عملیات ۷ اکتبر در تماسی تلفنی و ۴۵دقیقهای با نتانیاهو، هشدار صریح و مستقیمی منتقل کرد مبنی بر اینکه یحیی سنوار، رهبر حماس در غزه، در حال برنامهریزی برای یک عملیات بزرگ و کمسابقه موسوم به «زلزله» است که کل منطقه را دچار بحران خواهد کرد. همچنین هشدار مشابهی از سوی عباس کامل، رئیس اطلاعات مصر به اسرائیل داده شد (دنیایاقتصاد در گزارش «اسرار زلزله سنوار» که 18شهریور منتشر شد به این مساله پرداخته بود).
این روانشناس نوشت، هیچ پرسشگریای درباره چرایی حمله به مذاکرهکنندگان کلیدی فلسطینی در جریان مذاکرات آتشبس (از جمله ترور اسماعیل هنیه در ژوئیه۲۰۲۴ و حمله به هیات مذاکرهکننده حماس در سپتامبر۲۰۲۵ در دوحه) صورت نمیگیرد. چرا؟ پاسخ در وضعیت روانی جامعه اسرائیل نهفته است. برای بسیاری از اسرائیلیها، ۷ اکتبر به یک گسست روانی تبدیل شد. مشکل این است که بخش بزرگی از جامعه در جنایت همدست است و از پذیرش آن اجتناب میکند. لیتوین همچنین از یک «جامعه مهاجر فاشیست» سخن میگوید که درگیر انکار و غیرانسانیسازی یک «دیگری» بومی بهعنوان وسیلهای برای فرار و عادیسازی اقدامات نسلکشی مداوم خود است. این تحلیلگر همچنین از ایجاد یک «ما»ی محاصرهشده دائمی در برابر «آنها»ی غیرانسانی، سخن میگوید که همچنان رضایت برای تجاوز و گسترشطلبی بیشتر را ایجاد میکند.