سایه بحران بر ثبات شکننده؛
پنج سال از حکومت طالبان گذشت
دیروز شنبه ۱۵ اوت (برابر با ۲۴ مردادماه) طالبان در حالی پنجمین سال حضور خود در قدرت را جشن میگرفت که پرچمهای سیاه و سفید این گروه هم در خیابانهای کابل، پایتخت افغانستان، به اهتزاز درآمده بودند. مرسدس بنزهای براق از جلوی نقاشیهای دیواری که «فداکاری» جنگجویان طالبان را ستایش میکردند، در حال عبور بودند. جالب این است که کلمه «فداکاری» با رنگ قرمز و با تصاویری از قطرات خون نقاشی شده بود.
«الیان پلتیر» در گزارش دیروز شنبه در نیویورکتایمز نوشت، اما لحن پیروزمندانه تنها نیمی از داستان است. طالبان ممکن است در کابل سر و صدا کنند و قدرت را به شدت در دست داشته باشند؛ اما در جاهای دیگر خودشان به هدف تبدیل میشوند و با بحرانهایی در داخل و خارج از کشور دست به گریبان هستند. آنها با درگیریای با پاکستان روبهرو هستند که کم از جنگ آشکار ندارد. آنها با موج جدیدی از حملات گروههای مسلح که میخواهند آنها را سرنگون کنند، دست و پنجه نرم میکنند. بیکاری گسترده، انزوای بینالمللی و نارضایتی فزاینده داخلی را به این موارد اضافه کنید. تمام اینها نشان میدهد که طالبان با جدیترین تهدیدهای خود از زمان بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱ روبهرو هستند. خیلی زود است که بگوییم آیا همه این چالشها تشدید میشوند و بقای آنها را به عنوان یک نیروی حاکم تهدید میکنند یا خیر. اما همانطور که صحنههای جشن دیروز شنبه نشان داد، طالبان در بین بسیاری از مردم افغانستان محبوب هستند. با این حال، تهدیدهایی که آنها با آن مواجه هستند، ظاهر امنیت و ثباتی را که طالبان بهعنوان دستاورد اصلی خود اعلام کردهاند، ترک برداشته است.
طالبان جامعه افغانستان را در چنان خفقانی نگه داشته که هیچکس در امان نیست. دختران و زنان با محدودیتهایی مواجه هستند که در هیچجای دیگر جهان دیده نشده است. اقلیتهای مذهبی شاهد تعطیلی اجباری عبادتگاههای خود هستند. هر کسی که انتقاد کند، سرکوب میشود. کارکنان سازمان ملل با دستگیری مواجه و روزنامهنگاران و فعالان حقوق بشر ناپدید میشوند. طالبان در حال جمعآوری مالیات و ساخت جاده، سد و کانال هستند. کشورهای اروپایی از آنها در بروکسل استقبال کردند تا اخراج مهاجران و پناهجویان افغان را تسهیل کنند. آنها روابط تجاری خود را با کشورهای آسیای میانه گسترش دادهاند و میخواهند دولت ترامپ به افغانستان بازگردد.
هر زمان که نشانهای از مخالفت در استانی ظاهر میشود، شیخ هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، یک متحد کلیدی را در موقعیت رهبری قرار میدهد تا اوضاع را کنترل کند. با این حال، نشانههای مشکلی که در ماههای اخیر ظاهر شده، غیرقابل چشمپوشی هستند. صداهای پراکنده تیراندازی در کوههای دورافتاده شمال شرقی افغانستان در عصر یکی از روزهای اخیر طنینانداز شد. جنگجویان خسته طالبان در ایستهای بازرسی که در جاده اصلی استان بدخشان قرار داشتند، رانندگان را با پرسشهایی مورد آزار و اذیت قرار میدادند. اکنون درگیری بین طالبان و گروه دیگری که مخالف حکومت آنها هستند، در منطقه دیگری از بدخشان ادامه دارد. این استان که با چین، پاکستان و تاجیکستان هممرز است، به عنوان یک نقطه کانونی در حال ظهور است.
گرسنگی شدید پس از کاهش کمکها در سال گذشته که میلیونها نفر را در ناامنی غذایی عمیقتری فرو برد، به سرعت از یک استان به استان دیگر در حال گسترش است. کارشناسان میگویند ممنوعیت آموزش متوسطه و دانشگاهی زنان و دختران توسط طالبان، توسعه را با خفگی مواجه میکند. طبق گزارش یونسکو، طالبان ۲.۴میلیون دختر افغان را از تحصیل محروم کرده (معادل تمام دختران در سن مدرسه در نیویورک، مکزیکوسیتی و مسکو) است. رهبر یک اقلیت بزرگ مذهبی در ماه مه به طالبان هشدار داد: «جامعه افغانستان را بیش از حد تحت فشار قرار ندهید، وگرنه منفجر خواهد شد.»
طالبان میداند که جهان خواهان یک افغانستان باثبات است؛ افغانستانی که منبع پناهندگان، مواد مخدر یا تروریسم نباشد. آنها ادعا میکنند که این کشور دیگر تهدیدی امنیتی برای منطقه یا غرب نیست. آنها میگویند که داعش را سرکوب کردهاند و خواهان روابط صلحآمیز مبتنی بر تجارت و دیپلماسی، از جمله با ایالات متحده هستند. به گفته تحلیلگران، تمام عوامل لازم برای از کنترل خارج شدن دوباره اوضاع در افغانستان وجود دارد: جمعیت عظیمی از جوانان بیکار افغان در کنار افزایش خصومت بین پاکستان و افغانستان. پنج سال گذشته اگرچه به تقریبا دو دهه جنگ پایان داده، اما این کشور همچنان ویران است و صلح شکننده در حال حاضر در معرض خطر است.