آیا تیکتیک زمان علیه روسیه به صدا درآمده است؟
مسکو در منگنه «جنگ» و «رکود»
الف) معضل جنگی: «کائوپو روزین»، رئیس سرویس اطلاعات خارجی استونی (که کشورش اکنون به پایگاه شنود ناتو تبدیل شده) میگوید که ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در بحبوحه بنبست در میدان نبرد و مشکلات فزاینده در داخل، زمان کافی برای پیروزی در جنگ خود علیه اوکراین ندارد. او گفت: در چهار یا پنج ماه آینده، پوتین «ممکن است دیگر نتواند از موضع قدرت مذاکره کند». روزین معتقد است: «زمان به نفع روسیه نیست.» «سباستین شوکلا» و «تیم لیستر» در گزارش دیروز شنبه در سیانان نوشتند: مسکو بیش از آنکه نیرو جذب کند، نیرو از دست میدهد. تحلیلگران مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) هم بر این باورند که در دو سال منتهی به ژانویه (۲۰۲۶)، نیروهای روسی به طور متوسط روزانه ۷۰ متر پیشروی کردهاند و روزانه حدود ۱۰۰۰ سرباز کشته یا زخمی میشوند. حتی این پیشرفتهای ناچیز نیز امسال به طور ناگهانی متوقف شده است. مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، هفته گذشته گفت: روسها «ماهانه ۱۵ تا ۲۰ هزار سرباز را از دست میدهند. نه زخمی، بلکه کشته میشوند.» طبق اعلام وزارت دفاع اوکراین، در ماه آوریل، ۳۵هزار و ۲۰۳سرباز روسی کشته یا به شدت زخمی شدند که مشابه هر یک از دو ماه گذشته است.
به گفته روزین، اگر روسیه میخواهد کارزار نظامی خود را احیا کند و بقیه منطقه دونباس شرقی اوکراین را تصرف کند، تنها گزینه «نوعی بسیج اجباری» است. اما او افزود که چنین اقدامی «خطرات ثبات داخلی بیشتری» برای کرملین ایجاد میکند. به گفته روزین «کرملین بسیار نگران ثبات داخلی است و آن را با دقت زیر نظر دارند... این تصمیمی نیست که آنها به راحتی بگیرند». روزین گفت که هزینههای جنگ، تحریمهای بینالمللی و کارزار نظامی موفق اوکراین علیه صنعت حیاتی نفت روسیه، شروع به تاثیرگذاری کردهاند. هفته گذشته، روسیه پیشبینی رشد خود را برای امسال از ۱.۳درصد به ۰.۴درصد کاهش داد و الکساندر نواک، معاون نخستوزیر، کمبود نیروی کار، هزینههای بیش از حد دولت و تحریمهای غرب را مقصر دانست. این باعث شده پاداشهای کلان برای جذب نیرو هم جواب ندهد.
به گفته روزین، اوکراین «میلیاردها میلیارد دلار خسارت به بخش انرژی» وارد کرده است زیرا زرادخانه رو به رشد پهپادهای دوربرد کی یف، پالایشگاهها، مراکز صادراتی و خطوط لوله را صدها مایل در داخل روسیه هدف قرار میدهد. روزین معتقد است که حتی اگر سربازان روسی نتوانند پیشرفتی داشته باشند، پوتین استقامت خواهد کرد. اما در مسکو حس پارانویای رو به رشدی وجود دارد. در کل جامعه روسیه، سربازانی که از اوکراین به خانه بازمیگردند، دردسرهایی ایجاد میکنند. مطالعه CSIS تخمین زد که سربازان روسی که از جنگ بازگشتهاند، بیش از ۱۰۰۰ نفر را در داخل روسیه کشته یا زخمی کردهاند. درحالیکه ممکن است با شروع رکود اقتصادی، شکایات فزایندهای در مورد جنگ وجود داشته باشد، روزین با توجه به کنترل شدید سرویسهای امنیتی بر مخالفان، نشانه کمی از ناآرامی میبیند. او گفت: «من واقعا در حال حاضر یک انقلاب خیابانی نمیبینم، اما گاهی اوقات چنین سیستمهایی از درون بسیار توخالی هستند و اگر اتفاقی بیفتد، خیلی سریع اتفاق میافتد و همه ما شگفتزده خواهیم شد.»
ب) معضل اقتصادی: «کامرون آبادی»، معاون سردبیر فارن پالیسی و «آدام توز»، مدیر موسسه اروپایی در دانشگاه کلمبیا در «فارن پالیسی» بر این باورند که مطمئنا رکود اقتصادی وجود دارد. در سالهای ۲۰۲۳ و ۲۰۲۴، اقتصاد روسیه ۴ درصد رشد کرد. اقتصاد روسیه یک اقتصاد ۳ تریلیون دلاری است. بنابراین، چنین اعدادی قابلتوجه هستند. پس از انقباض خفیف در سهماه اول سال ۲۰۲۶، انتظار میرود رشد روسیه در کل سال به چهار دهم درصد برسد. بنابراین، این اقتصادی نیست که در حال فروپاشی باشد، بلکه اقتصادی است که دیگر با سرعتی که در اوایل جنگ بود، رشد نمیکند. مقامهای کرملین پیشبینیهایی برای سال ۲۰۲۹ ارائه میدهند و میگویند روسیه تا آن زمان به رشد سریعتری باز خواهد گشت. آنها نرخ بهره را بالا نگه میدارند تا از افزایش بیش از حد تورم جلوگیری کنند. نرخ بهره به ۱۴.۵درصد رسیده است. بنابراین پیامد آن کاهش سرمایهگذاری است. روبل قوی است. بنابراین ما شاهد هیچ گونه کاهش اعتماد عمومی نیستیم، هرچند، البته جریان پول به داخل و خارج از روسیه به شدت کنترل میشود.
«آبادی- توز» معتقدند که در مجموع، باید گفت که وضعیت مالی روسیه همچنان کاملا محافظهکارانه باقی مانده است. کسر بودجه روسیه در چهار ماه نخست سال جاری (۲۰۲۶)، ۲.۵درصد از تولید ناخالص داخلی بوده که این رقم کمتر از نصف کسر بودجه کنونی ایالات متحده است. بنابراین، میتوان گفت که با تصویر کاملا پیچیده و متناقضی روبهرو هستیم. اقتصاد روسیه دیگر با نرخ گذشته رشد نمیکند که این مساله ناامیدکننده است و ظاهرا باعث تنشهای سیاسی نیز شده است؛ تا جایی که رئیسجمهور ولادیمیر پوتین در هفتههای گذشته، مقامات ارشد اقتصادی دولت خود را فراخوانده تا آنها را به خاطر پایین بودن نرخ رشد توبیخ کند.
این وضعیت با خوشبینی خود روسیه فرسنگها فاصله دارد چرا که مقامات پیشبینی کرده بودند در سال ۲۰۲۶ با نرخی بالاتر از میانگین جهانی (یعنی ۳.۱درصد) رشد خواهند کرد؛ به عبارت دیگر، با همان دستفرمان و سرعتی که اخیرا رشد میکردند. اما اکنون تمام آن رویاپردازیها نقش بر آب شده است. اما نکته مهمی که باید بر آن تاکید کرد این است که این وضعیت به هیچ وجه به معنای فروپاشی نیست. این تنها یک کُند شدن حرکت و تداوم فشار بر تمام بخشهای داخلی اقتصاد است؛ فشاری که با فرسایشی شدن مطالبات جنگ، رفتهرفته سهم خود را از توان اقتصادی کشور میگیرد.
بازار کار روسیه در حال حاضر بسیار داغ است و ۷۳درصد از مشاغل، کمبود نیروی کار را گزارش میدهند. نرخ بیکاری در پایینترین حد خود یعنی ۲.۳درصد است. قبل از جنگ اوکراین، اقتصاد روسیه از هجوم کارگران مهاجر از اوکراین و جمهوریهای آسیای مرکزی که کلید رشد اقتصاد روسیه بودند، سود میبرد. تمام آن نیروی کار به خطر افتاده است. مهاجران بسیار کمتری به روسیه میروند و حدود ۶۵۰ هزار نفر در سال۲۰۲۲ روسیه را ترک کردند و عموما برنگشتند. تعداد بسیار زیادی از مهاجران روسی - به همراه مهاجران اوکراینی - در آلمان هستند که هیچ تمایلی به بازگشت ندارند.
بنابراین، اگر این وضعیت را کنارِ نیاز شدید این جنگ به نیروی انسانی (در جبهه روسیه) و تلفاتی که آنها متحمل میشوند بگذارید، متوجه میشوید چرا اقتصاددانان روس تخمین میزنند که با کمبود حدود ۲.۳میلیون نیروی کار مواجه هستند؛ کمبودی که حدود ۸۰۰هزار نفر آن در بخش تولید و ۱.۵میلیون نفر دیگر در بخشهای خدمات و ساختوساز احساس میشود. همین مساله است که این اقتصادِ پرفشار را به وجود میآورد؛ وضعیتی که در آن اقتصاد دیگر رشد چندان سریعی ندارد، اما با این حال همه شاغل هستند. از طرفی، فشار برای افزایش دستمزدها بسیار شدید است و بانک مرکزی نیز در پاسخ، نرخ بهره را بالا میبرد که این کار باعث نایاب شدن اعتبار و وام میشود. پس با یک اقتصاد تحت فشار روبهرو هستیم؛ اما اقتصادی که اگر کارگر باشید، گزینههای زیادی پیش رو دارید.
این اقتصاد، اقتصادی است که روزبهروز بیشتر به سمت منابع جدید نیروی کار مهاجر سوق پیدا میکند. ظاهرا در حال حاضر ۶۵ هزار کارگر هندی در روسیه مشغول به کار هستند؛ آنها کارهایی را انجام میدهند که خود روسها تمایلی به انجامشان ندارند، چون حقوق آنها ماهیانه ۶۰۰ یا ۷۰۰ دلار است. اما از دیدگاه کسی که اهل روستا یا یک شهر کوچک در هند است، این رقم قطعا دستمزد بسیار خوبی به شمار میرود. بنابراین، یک چرخه اقتصادی در اطراف روسیه در حال شکلگیری است که از آنچه ما جریانهای سنتیِ اقتصاد جهانی مینامیم، جدا شده است. با این حال، یک اقتصاد ۳تریلیون دلاری با سطح رفاه و استانداردهای زندگی نسبتا بالا، همچنان برای بسیاری از کارگران مهاجر در کشورهای پیرامون روسیه جذابیت زیادی دارد.