جنگ و تحریم، اهرم مالی آمریکا را تضعیف میکند؛
فرسایش قدرت دلار در میدان ژئوپلیتیک
گروه آنلاین روزنامه دنیای اقتصاد- محمد امین مکرمی: در ادبیات کلاسیک بانکداری مرکزی، همواره توصیهای کلیدی وجود داشته است؛ «قدرت را به رخ بکش، اما از بهکارگیری آن پرهیز کن.» این گزاره که ریشه در تجربههای تاریخی بانکهای مرکزی دارد، امروز در صحنه ژئوپلیتیک نیز مصداق یافته است. تنشهای اخیر پیرامون تنگه هرمز و تقابل ایران و آمریکا، بار دیگر نشان داده که استفاده بیش از حد از ابزارهای مالی، بهویژه دلار، میتواند کارآیی این اهرم را تضعیف کند. در واقع، آنچه زمانی یکی از قویترین ابزارهای فشار اقتصادی واشنگتن به شمار میرفت، اکنون نشانههایی از فرسایش را بروز داده است.
در سالهای اخیر، تحریمهای مالی آمریکا و محدودسازی دسترسی کشورها به نظام دلاری، بهعنوان سلاحی راهبردی در سیاست خارجی این کشور به کار گرفته شده است. با این حال، تجربههایی مانند تحریم بانکهای روسیه در سال ۲۰۲۲ و قطع دسترسی آنها به سوئیفت نشان داد که این ابزار، برخلاف انتظار، الزاما به فروپاشی اقتصادی رقبا منجر نمیشود. روسیه توانست مسیرهای جایگزین برای تجارت و فروش انرژی بیابد و همین امر، تردیدهایی جدی درباره اثربخشی «دلار بهعنوان سلاح» ایجاد کرد.
براساس گزارش فایننشال تایمز، تجربه ایران در دوره جنگ و تحریم نیز مؤید همین روند است. ایران که متحمل گستردهترین تحریمهای مالی بوده، نهتنها توانسته صادرات نفت خود را در سطوحی حفظ کند، بلکه در برخی موارد از موقعیت ژئوپلیتیک خود برای کسب درآمدهای جدید استفاده کرده است. گزارشها حاکی از آن است که برخی کشتیهای عبوری از تنگه هرمز برای تضمین امنیت، مبالغ قابلتوجهی پرداخت کردهاند و حتی بحث دریافت عوارض بهصورت رمزارزی نیز مطرح شده است؛ نشانهای از شکلگیری سازوکارهای موازی خارج از نظام دلاری.
ریشه این تحول را باید در ماهیت خود نظام دلاری جستوجو کرد. سلطه دلار تا حد زیادی به دلیل کارآیی، نقدشوندگی و سهولت استفاده از آن در تجارت جهانی است. اما همین ویژگیها باعث میشود که استفاده ابزاری و بیش از حد از آن، انگیزه کشورها برای یافتن جایگزین را تقویت کند. اقتصادهای باز و ادغامشده در زنجیرههای جهانی بیشترین آسیبپذیری را در برابر این ابزار دارند، در حالی که اقتصادهای تحت تحریم بهمرور به سازگاری و ایجاد مسیرهای جایگزین روی میآورند.
در این میان، نقش چین و گسترش استفاده از یوآن در تجارت با کشورهای تحت تحریم، اهمیت ویژهای یافته است. بخشی از صادرات نفت ایران در قبال دریافت یوآن انجام میشود و این روند، بهتدریج به کاهش وابستگی به دلار کمک کرده است. علاوه بر این، شبکهای از نهادهای مالی و شرکتهای واسطه نیز شکل گرفتهاند که با پذیرش ریسک، امکان انجام مبادلات را خارج از چارچوب رسمی فراهم میکنند.
تحول مهمتر، ظهور فناوریهای مالی جدید است. رمزارزها و استیبلکوینها این امکان را فراهم کردهاند که نقلوانتقال پول بدون نیاز به زیرساختهای سنتی و نظارت مستقیم آمریکا انجام شود. در چنین شرایطی، حتی اگر محدودیتهای دلاری تشدید شود، بازیگران اقتصادی میتوانند از مسیرهای غیرمتمرکز برای انجام تراکنشها استفاده کنند. این روند، بهویژه برای کشورهایی که با محدودیتهای مالی مواجه هستند، اهمیت دوچندان دارد.
با این حال، این به معنای بیاثر شدن کامل تحریمها نیست. تجربه کشورهایی مانند کره شمالی نشان میدهد که انزوای مالی همچنان میتواند هزینهزا باشد. همچنین، تحریمهای هدفمند علیه افراد و نهادهای خاص، در مقایسه با تحریمهای گسترده علیه کل کشورها، کارآیی بیشتری داشتهاند. با وجود این، روند کلی حاکی از آن است که استفاده بیش از حد از ابزار دلار، بهتدریج به کاهش اثربخشی آن انجامیده است.
میتوان گفت که نظام مالی جهانی در حال ورود به مرحلهای جدید از بازآرایی است؛ مرحلهای که در آن، دلار همچنان نقش مهمی ایفا میکند، اما دیگر بدون رقیب نیست. اگر این روند ادامه یابد، ابزار مالی آمریکا ممکن است بیش از آنکه یک اهرم فشار باشد، به عاملی برای تسریع شکلگیری نظم چندقطبی در اقتصاد جهانی تبدیل شود؛ نظمی که در آن، قدرت اقتصادی و سیاسی به شکلی متوازنتر توزیع خواهد شد.