مهندسی بحران زیر غرش پهپادها

در غزه، اما واقعیت نمود دیگری دارد. پهپادهای اسرائیلی همچنان بر فراز محله‌های ویران در پروازند؛ رفح همچنان درگیر است؛ اجساد هنوز به بیمارستان‌ها می‌رسند و نیروهای اسرائیلی هیچ نشانه‌ای از عقب‌نشینی نشان نمی‌دهند. «محمد الایوبی» در گزارشی برای «د کریدل» نوشت، کمک‌ها به‌صورت پراکنده سرازیر می‌شوند، بازسازی همچنان یک وعده دور از دسترس است و سازوکار روزانه محاصره بدون وقفه ادامه دارد. هیچ چیز که تغییر واقعی در شرایط را تعریف کند، به‌طور اساسی تغییر نکرده جز واژگانی که برای توصیف آن استفاده می‌شود. بنابراین، پرسشی که با اعلامیه ایالات متحده مطرح می‌شود این نیست که آیا «مرحله دوم» آغاز شده است یا خیر، بلکه این است که آیا اصلا قرار بوده چیزی بیش از یک امر انتزاعی سیاسی باشد یا خیر.

آیا این یک گذار واقعی در مسیر جنگ است یا تمرین دیگری در بازتعریف زبانی به‌منظور تثبیت موقعیت اسرائیل بدون پرداختن به مبانی خود درگیری؟ سابقه تاریخی نشان می‌دهد که دخالت ایالات متحده در فلسطین همواره حول مدیریت «مقیاس» و «میزان خشونت» و «تنظیم شدت» آن به شیوه‌هایی که تسلط استراتژیک اسرائیل را حفظ کند و در عین حال پیامدهای دیپلماتیک را مهار کند، می‌چرخد. با توجه به این زمینه، «مرحله دوم» به‌عنوان یک ابزار سیاسی و نه یک تغییر اساسی ظاهر می‌شود. این چارچوبی است که برای محافظت از اسرائیل در برابر انزوای بین‌المللی و تنظیم مجدد زندگی فلسطینیان در شرایط پس از جنگ در نظر گرفته شده است؛ درحالی‌که ساختارهایی که جنگ را اجتناب‌ناپذیر کرده بودند، دست نخورده باقی می‌مانند.«ابراهیم المدهون»، نویسنده و تحلیلگر سیاسی فلسطینی نزدیک به حماس، می‌گوید که اعلامیه واشنگتن چیزی بیش از «یک موضع سیاسی به جای یک انتقال واقعی» نیست، به‌ویژه با توجه به اینکه اسرائیل حتی به مفاد مرحله اول نیز پایبند نبوده است.

نیروهای اسرائیلی همچنان به فراتر رفتن از آنچه فلسطینی‌ها «خط زرد» می‌نامند، ادامه می‌دهند؛ رفح همچنان بسته است، کالاهای ضروری مسدود شده‌اند، قتل‌های هدفمند ادامه دارد و هیچ تلاش معناداری برای بازسازی آغاز نشده است.«حازم قاسم»، سخنگوی رسمی حماس، اذعان می‌کند که اگرچه این اعلامیه در ظاهر مثبت به نظر می‌رسد، اما «آنچه تاکنون اتفاق افتاده است، یک اعلامیه رسانه‌ای است که نیاز به گام‌های ملموس در عمل دارد.» او تاکید می‌کند که اسرائیل حتی در برآورده کردن معیارهای مرحله اول نیز شکست خورده و هرگونه صحبتی در مورد مرحله دوم بیشتر آرمانی است تا واقعی. در منطق روابط بین‌الملل، یک اعلامیه سیاسی بدون سازوکارهای اجرایی، اصلا اعلامیه نیست. ایالات متحده که از ظرفیت کامل برای اعمال فشار بر اسرائیل برخوردار است، بار دیگر نقش «میانجی مغرضانه» - یا به عبارت دقیق‌تر، شریکی در مهندسی مجدد جنگ - را انتخاب کرده است.

بیانیه بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، که حرکت به مرحله دوم توافق غزه را «عمدتا نمادین» توصیف می‌کند، نمی‌تواند به‌عنوان یک نظر حاشیه‌ای یا برآورد شخصی تلقی شود.به نوشته گزارشگر «د کریدل»، این تعریف رسمی اسرائیل از عملکرد این مرحله است. وقتی نتانیاهو بلافاصله پس از اعلام واشنگتن چنین بیانیه‌ای می‌دهد، روشن می‌کند که تل‌آویو با «مرحله دوم» به‌عنوان یک مسیر اجرایی الزام‌آور رفتار نمی‌کند، بلکه به عنوان پوشش سیاسی و رسانه‌ای است که به آن اجازه می‌دهد بدون ارائه امتیازات اساسی، زمان و فشار را مدیریت کند. اسرائیل هیچ دولت فلسطینی، حتی دولتی را که از قدرت جناحی محروم شده و به‌عنوان تکنوکرات شناخته می‌شود، به‌عنوان یک بازیگر مستقل به رسمیت نمی‌شناسد.از دیدگاه جناح‌های فلسطینی، فرضیه مرحله دوم ناقص است؛ زیرا مرحله اول هرگز در عمل وجود نداشته است؛ چراکه اسرائیل از «خط زرد» که اکنون تقریبا ۶۰ درصد از سرزمین غزه را پوشش می‌دهد، عقب‌نشینی نکرد. طبق گفته وزارت بهداشت غزه، از زمان اعلام آتش‌بس، بیش از ۴۶۰ فلسطینی کشته شده‌ و بیش از ۱۱۰۰ مورد نقض آتش‌بس رخ داده است.

در همین رابطه، الجزیره هم دیروز چهارشنبه در گزارشی نوشت، نتانیاهو دعوت‌نامه‌ای از ترامپ برای پیوستن به «هیات صلح» دریافت کرده است. این در حالی است که برای نتانیاهو حکم بازداشت صادر شده است. پوتین هم در تماسی تلفنی از سوی ترامپ برای پیوستن به این هیات دعوت شده است. الکساندر لوکاشنکو، رئیس‌جمهور بلاروس، هم در زمره دعوت‌شدگان است. از دیگر اعضا می‌توان به امارات، مراکش، ویتنام، مجارستان، قزاقستان و آرژانتین اشاره کرد. بریتانیا و بازوی اجرایی اتحادیه اروپا دعوت‌نامه را دریافت کرده اما هنوز از حضور خود سخنی نگفته‌اند.