بینظمی جدید جهانی
ریچارد هاس رئیس شورای روابط خارجی آمریکا ترجمه: محمدحسین باقی
تضعیف احزاب سیاسی یک توضیح است، زیرا سیاستمداران میتوانند بهطور مستقیم به انگیزهبخشترین و ایدئولوژیکترین منابع حمایتی متوسل شوند. افزون بر این، آحاد سیاستمداران با دسترسی مستقیم به رایدهندگان، پول و رسانه به چیزی مبدل میشوند که بهکار احزاب سیاسی خودشان میآید. ائتلافها زودگذر هستند؛ چنانکه یک ناظر سیاسی زیرک نوشت: «واشنگتن دارای بحران رهبری نیست؛ بلکه دارای بحران تعداد پیروان است.» هر تعداد از اصلاحات رویهای میتواند اوضاع را بهبود بخشد. محدودیت در هزینههای سیاسی تاثیری مثبت دارد، اما بسیار بعید است که در محیط سیاسی و قانونی فعلی رخ دهد. اصلاحات رویهای که بر حاکمیت اثر بگذارد هم خواستهای دیگر است. در سنا، هدف باید این باشد که تلاش برای انجام فیلی باستر از سوی سناتورها را دشوارتر سازد و نیاز برای اکثریت قاطع را کاهش دهد. در مورد مجلس نمایندگان، این مساله به کنار گذاشتن به اصطلاح «قانون هسترت» کمک خواهد کرد که این هم مستلزم این است که اکثریتی از حزب اکثریت مدافع لایحهای باشند پیش از اینکه آن لایحه برای رایدهی مطرح شود.
آنچه در این تلاش پایدار غایب است نوعی کژکارکردی سیاسی است که مشخصه بخش زیادی از سیاستهای آمریکاست که احتمالا ادامه خواهد یافت یا بدتر خواهد شد. این با هزینهای قابلتوجه بهدست خواهد آمد. ایالاتمتحده باید از انحراف تند یا ناگهانی در مورد آنچه در جهان انجام میدهد، محتاط باشد. «قوام» و «قابلیتاطمینان» ویژگیهای اساسی برای یک قدرت بزرگ است. دوستان و متحدانی که برای امنیت خود به ایالاتمتحده اتکا دارند باید بدانند که این وابستگی به خوبی جاگیر شده است. اگر آمریکا مورد تردید قرار گیرد، به ناگزیر این تردید [نسبت به توانمندی آمریکا] موجب یک دنیای بسیار بینظم یا کمنظمتر خواهد شد. میتوان شاهد دو واکنش بود: یا دنیایی از «خودیاری» [self-help] روزافزون که در آن کشورها امورات را در دست خود میگیرند به گونهای که این امر میتواند برخلاف اهداف آمریکا باشد یا دنیایی که در آن کشورها زیر چتر دولتهای محلی قدرتمندتر قرار میگیرند که در این فرآیند توازن قدرت به هم میخورد یا تضعیف میشود. این تجویزی برای بیثباتی بیشتر در سطح منطقهای، اقدامات کمتر هماهنگ در سطح جهانی و فرصت بیشتر برای رقابت قدرتهای بزرگ است. «قاعده صدور رای بر مبنای سابقه موجود» [Stare decisis] یک مفهوم حقوقی است که در آن قضات و دادگاهها بر «سابقه» یا «ماقبل» تاکید میکنند و اجازه برقرار ماندن تصمیمات موجود را میدهند، مگر اینکه دلیلی قوی برای واژگون کردن آن تصمیم وجود داشته باشد.