در زمان جنگ، اقتصاد پایه اصلی قدرت هر کشور به حساب میآید. تابآوری اقتصادی نشان میدهد که یک کشور تا چه حد میتواند فشارها و شوکهای شدید را تحمل کند. در شرایط جنگی، اقتصاد با اختلال در تولید، کاهش سرمایهگذاری، بیثباتی مالی و محدودیت در تجارت روبهرو میشود. به همین دلیل، توانایی سازگاری و بازگشت به وضعیت عادی حیاتی است. بررسی جنگ هشتساله نشان میدهد که اقتصاد ایران، با وجود فشارهای سنگین، مسیر خود را ادامه داد. بعد از پایان جنگ، تنها در مدت حدود دو سالونیم، تولید بدون نفت به سطح پیش از جنگ بازگشت. این موضوع از ظرفیت قابلقبول ایران برای بازیابی اقتصادی حکایت دارد؛ اما این تجربه، ضعفهای جدی را هم آشکار کرد. وابستگی شدید به نفت، در میانه جنگ به یک نقطهضعف بزرگ تبدیل شد. کاهش درآمدهای نفتی، رکودی عمیق ایجاد کرد و توان مالی کشور را پایین آورد. در آن سالها، ساختار صنعتی ایران بیشتر بر پایه صنایع کاربر و پراکنده بود. همین ویژگی کمک کرد تا تولید ادامه پیدا کند و حتی با وجود کمبود سرمایه، رشد صنعتی رخ دهد. امروز اما ساختار اقتصاد ایران به سمت صنایع بزرگ سرمایهبر و انرژیبر رفته است. تمرکز تولید در چند بنگاه بزرگ، آسیبپذیری را افزایش داده و وابستگی به نفت همچنان پابرجاست. این شرایط، اقتصاد را در برابر شوکهای خارجی حساس نگه داشته است. برای افزایش تابآوری، تنها افزایش منابع کافی نیست، باید ساختار تولید تغییر کند. وابستگی به نفت کمتر شود و اقتصاد به سمت تنوع، انعطافپذیری و پراکندگی حرکت کند. تنها در این صورت میتوان در برابر بحرانهای آینده دوام آورد و پایداری بلندمدت را حفظ کرد.