دکه - ۱۴۰۲/۰۴/۰۶
کیهان در یادداشت «خائنتر از پریگوژین یهودی» نوشت: «واشنگتنپست و نیویورکتایمز میگویند مقامات آمریکایی، از تصمیم یوگنی پریگوژین، فرمانده گروه واگنر برای شورش مطلع بودهاند. هر چه بود، رئیس واگنر پس از چند ساعت جوگیری و معرکهگیری، کوتاه آمد. این را مقایسه کنید با برخی مشابههای ایرانی که یا رسما به خدمت سیا و موساد و MI۶ درآمدند... طیف منافقین جدیدی هستند که از متن جمهوری اسلامی بیرون آمدند. مجنونهای واگنری، در کمتر از ۲۴ ساعت سر عقل آمدند... اما ما در ایران، بدتر از واگنرها را سراغ داریم که با دروغ تقلب، انتخابات سال ۱۳۸۸ را به آشوب کشاندند و هشت ماه تمام، در حالی که یقین کرده بودند پشتشان را خالی کردهاند، رفتارهای دشمن شادکن علیه ملت ایران را شدت بخشیدند.»
فرهیختگان در «موضع باخت-باخت مجلس در داستان وزارت کشور» موضوع استیضاح را هیجانی با ایرادات غیرمنطقی تعبیر کرده و نوشت: «از ابتدای تصدی وزارت کشور تا کنون مسائل مختلفی اتفاق افتاده که نمایندگان با استناد به آن میتوانستند وزیر کشور را برای ارائه توضیحات به مجلس بکشانند. مواردی از جمله عدم برخورد قاطع با خاطیان استادیوم مشهد، ورود دیرهنگام به ماجرای مسمومیتهای دانشآموزان، عدم برخورد با پلیسنماها. زمانی که نمایندگان به چنین موضوعات مهمی ورود نکردهاند، اما در مورد یک مساله که مربوط به خودشان است واکنش شدیدی نشان میدهند، این تلقی در افکار عمومی ایجاد میشود که در ذهن بسیاری از نمایندگان مطالبات مردم اولویت نداشته و جایگاه آن را دغدغههای شخصی و وجاهتخواهیهای سیاسی پرکرده است.»
اعتماد از تاثیر لایحه حجاب بر چیدمان مجلس آتی و آینده جریان اصولگرایی در «به خاطر یک مشت رای» نوشت: «به نظر میرسد بخشی از جریان اصولگرایی که اصولا گروه سنی میانی این جریان هستند، به این تجربه و درک رسیدهاند که در سال منتهی به انتخابات نباید بر سر مساله حجاب آستانه تحمل جامعه و گروههای رایدهنده- هر اندازه حداقلی- را آزمود... غلامعلی حدادعادل، آنقدر تجربه دارد که در این زمینه با تامل سخن بگوید. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس یازدهم نیز در وضعیتی مشابه حدادعادل قرار دارد. او نیز تلاش دارد تا از رقم خوردن یک رقابت حداقلی در انتخابات مجلس دوازدهم که قطعا پیروز آن نیروهای پایداری و جلیلی هستند، جلوگیری کند... اختلاف در جریان اصولگرایی در ارتباط با نحوه مقابله با آنچه بیحجابی در خیابانها خوانده میشود، نشان از سردرگمی در تعیین یک راهبرد مشخص دارد. یکی سیاست سکوت را پیش گرفته و دیگری میخواهد با تصویب قوانین هر چه سختگیرانهتر هم نرخ مشارکت را پایین بیاورد و هم در مقابل اقلیت بدنه رای خود سربلند باشد.»