حاشیهای درباره درخواست تغییر تیم اقتصادی دولت
حمید قزوینی
۱) تعدادی از نمایندگان مجلس با انتشار نامهای از رئیسجمهوری خواستهاند تیم اقتصادی خود را تغییر دهد. این توصیه از سوی برخی فعالان سیاسی و اقتصادی هم مطرح شده است. گویا از نظر این افراد، مشکلات اقتصادی کشور بدون اصلاح روندها صرفا با تغییر مدیران پایان مییابد. در حالی که اگر چنین بود، با تغییرات متعدد که گاه در یک دولت چند بار هم بوده مشکلات حل یا کاهش مییافت.
۲) یکی از پرسشها در سیاستگذاری و مدیریت اقتصادی ایران این است که با وجود تداوم تحریمها و مشکلات ناشی از فشارهای خارجی و محدودیت منابع ارزی و درآمدی دولت، چرا در ۴۰ سال گذشته ما نتوانستهایم به یک سیاست روشن اقتصادی با کارشناسان و مدیران توانمند و مورد وثوق همه طرفهای سیاسی برسیم؟ آیا سایر کشورها هم تا این اندازه در سیاستها و مدیریت اقتصادی خود تغییر دارند؟
۳) یکبار در یادداشتی نوشتم که ارزش پول ملی کشور کوچک و بحران خیز لبنان، در سه دهه گذشته (از سال ۱۹۸۸) و با وجود جنگ و بیثباتی سیاسی تغییر نکرده است.
در لبنان بیش از ۸۰ بانک خصوصی به اضافه دهها موسسه مالی و اعتباری فعالیت دارند که وضعیت هیچ یک مانند بانکها و موسسات مالی ایران نیست. بانکها به راحتی در بخشهای مختلف وارد شده و انعطاف زیادی در فعالیتهای خود دارند. بانکهای لبنان در بین کشورهای عربی از بیشترین سرمایه خارجی برخوردارند و بسیاری از صاحبان سرمایه در دیگر کشورها مایلند حسابهایی در بانکهای این کشور داشته باشند.
ذخایر بانک مرکزی لبنان حتی در دوران جنگهای داخلی و اشغال کشور از سوی اسرائیل نه تنها کاهش نیافته که دائما بر حجم آن افزوده شده است.
شاید خیلیها ندانند که با وجود رقابت شدید سیاسی و فرقهگرایانه، مدیریت بانک مرکزی و سیاستهای آن در لبنان معمولا با توافق همه طرفهای سیاسی تعیین و سیاستهای کلان پولی بهعنوان امری ملی حتی با تغییر دولتها به راحتی تغییر نمیکند.
جالب اینکه «ریاض توفیق سلامه» رئیس بانک مرکزی لبنان از سال ۱۹۹۳ در همین مسوولیت است و پیش از آن هم به مدت هشت سال (از سال ۱۹۸۵) قائم مقام رئیس بوده است.
ریاض سلامه که نقش تعیینکنندهای درثبات اقتصادی لبنان داشته و بهعنوان یک مدیر و اقتصاددان برجسته جوایز بینالمللی متعددی کسب کرده، در سه دهه گذشته چند بار شانس رسیدن به کرسی ریاست جمهوری هم داشته اما به دلیل اهمیت سمت فعلی و به درخواست جناحهای مختلف لبنان، از ورود به این عرصه صرف نظر کرده است. اهمیت این تصمیم زمانی مضاعف میشود که بدانیم لبنان بیش از دو سال فاقد رئیسجمهوربود و جناحهای سیاسی به سراغ ریاض سلامه نرفتند.
۴) اکنون این پرسش مطرح است که چرا ما با اقتصادی قویتر و با اختلافاتی کمتر از جناحهای سیاسی لبنان و با استقلالی غیر قابل قیاس با آن کشور و برخوردار از دهها مدیر و صدها نخبه اقتصادی نمیتوانیم در سیاستگذاری و مدیریت اقتصادی به یک جمعبندی روشن و با ثبات برسیم؟ آیا وضع ما بدتر از لبنان است؟ آیا اینگونه تغییرها نوعی سرپوش نهادن بر ضعفها و نابسامانیهای ریشهای تر در اقتصاد ایران نیست؟