از تبادل پیام تا آمادهباش
دنیای اقتصاد : درحالیکه تبادل پیام میان تهران و واشنگتن ادامه دارد، نشانههای آمادگی نظامی و بیاعتمادی همچنان پابرجاست. اکنون پرسش این است که آیا طرفین برای توافق مرحلهای انعطاف نشان میدهند یا رفتوآمدهای دیپلماتیک پیش از دور تازه تقابل ؟
تبادل پیام میان تهران و واشنگتن همچنان ادامه دارد؛ واسطهها فعالاند، مقامهای دیپلماتیک از بررسی پیشنهادها و ضرورت بازگشت به گفتوگو سخن میگویند و کشورهای منطقه میکوشند مانع بازگشت بحران به نقطه انفجار شوند. با اینحال، پشت این تحرکات دیپلماتیک، نشانههایی از تداوم بیاعتمادی و آمادگی برای سناریوهای نظامی دیده میشود. مساله اصلی دیگر صرفا این نیست که پاسخ بعدی ایران چه زمانی ارسال خواهد شد؛ پرسش تعیینکننده این است که آیا دو طرف حاضرند از مواضعی که تاکنون بنبست را حفظ کرده، عقب بنشینند یا دیپلماسی به فرصتی برای تجدید قوا پیش از دور تازه تقابل تبدیل خواهد شد؟
کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه ایران، در تازهترین اظهارات خود گفته است تهران در حال نهاییکردن پاسخ به دیدگاهها و ملاحظات آمریکا درباره طرح پیشنهادی ایران است و پس از جمعبندی نهایی، موضع خود را از طریق واسطهها اعلام خواهد کرد، اما این روند مستلزم انعطاف از سوی آمریکا است. این مواضع نشان میدهد که کانال ارتباطی هنوز بسته نشده، اما باز بودن کانال بهخودیخود به معنای نزدیکشدن دو طرف به توافق نیست. پیشتر نیز مقامهای ایرانی از ارائه طرح هفتروزه و دریافت نظرات آمریکا از طریق واسطهها خبر داده بودند؛ طرحی که قرار بود راهی برای پیشبرد تفاهم و مدیریت بحران باز کند. اکنون مساله این است که آیا پاسخ نهایی تهران میتواند فاصله میان خواستههای دو طرف را کاهش دهد یا همان اختلافهای قبلی با عباراتی تازه به میز مذاکره بازمیگردد.
در همین چارچوب، تماس تلفنی عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، با بدر عبدالعاطی، همتای مصری خود، اهمیت بیشتری پیدا میکند. قاهره در کنار سایر پایتختهای عربی و اسلامی در ماههای اخیر بر بازگشت تهران و واشنگتن به مسیر مذاکره تاکید کرده و راهکار دیپلماتیک را تنها مسیر قابل اتکا برای مهار بحران دانسته است. همزمان، مواضع امیر قطر درباره ضرورت کاهش تنش و بازگشت به ثبات، بازتاب نگرانی کشورهای منطقه از این واقعیت است که یک بنبست دیپلماتیک بار دیگر به بحرانی فراگیر تبدیل شود.
بااینحال، میان تاکید بر ضرورت گفتوگو و ایجاد شرایط واقعی برای توافق، فاصلهای جدی وجود دارد. در این میان، گزارشهای تحلیلی از واشنگتن و رسانههای بینالمللی نشان میدهند که خطر اصلی، همزمانی دیپلماسی فرسایشی با آمادهسازی برای درگیری تازه است. روزنامه والاستریت ژورنال در گزارش ۱۳ اکتبر نوشت ایران در حال تقویت استحکامات پیرامون تاسیسات هستهای، مناطق مرزی و زیرساختهای کلیدی است و همزمان، آمریکا نیز حضور نظامی خود را در منطقه تقویت میکند. این گزارش از تهدیدهای تهران درباره گسترش دامنه پاسخ به حملات احتمالی آمریکا نیز خبر میدهد. تحلیل مرکز سوفان نیز در ۸ اکتبر بر همین دوگانگی انگشت گذاشت: تهران و واشنگتن همچنان در پی راهحل دیپلماتیک هستند، اما همزمان برای احتمال از سرگیری جنگ آماده میشوند. از نگاه این مرکز، هر دو طرف تصور میکنند اهرمهای کافی برای وادار کردن طرف مقابل به عقبنشینی را در اختیار دارند.
گزارش نشنال نیز از ادامه تبادل پیامها با میانجیگری قطر و پاکستان خبر داده، اما اختلاف بر سر تضمینهای معتبر و ترتیب اجرای تعهدات را مانع اصلی پیشرفت مذاکرات دانسته است. در همین حال، گزارش اکسیوس از گفتوگوهای اواخر سپتامبر حاکی بود که دو طرف هنوز حاضر به تعدیل اساسی مواضع خود نیستند؛ واشنگتن تصور میکند فشارها میتواند نتیجه مطلوب را تحمیل کند و تهران نیز توافق را بدون بازگشت آمریکا به تعهدات قبلی نمیپذیرد. از این منظر، سه مسیر پیش روی بحران قرار دارد: نخست، توافقی مرحلهای که در آن کاهش فشارها و اقدامات متقابل امنیتی بهتدریج اجرا شود؛ دوم، تداوم وضعیتی بینابینی که در آن پیامها ردوبدل میشوند، اما نه اختلافها حل میشود و نه خطر درگیری از میان میرود و سوم، شکست مسیر دیپلماتیک و بازگشت به رویارویی نظامی. مسیر سوم لزوما انتخاب آگاهانه هیچیک از طرفین نیست؛ ممکن است بر اثر محاسبه اشتباه، حادثهای در خلیج فارس یا تصور نادرست از خطوط قرمز طرف مقابل شکل بگیرد.
در چنین شرایطی، هشدار امیر قطر درباره ضرورت بازگشت به ثبات را باید فراتر از یک موضعگیری تشریفاتی دید. کشورهای منطقه میدانند که جنگ تازه فقط به ایران و آمریکا محدود نخواهد ماند و میتواند امنیت خلیج فارس، زیرساختهای انرژی و تجارت جهانی را بار دیگر در معرض شوک قرار دهد. هزینه این وضعیت نیز پیش از آغاز هر عملیات نظامی، از طریق افزایش نااطمینانی اقتصادی و دشوارتر شدن سرمایهگذاری و تجارت پرداخت میشود. بنابراین معیار موفقیت دیپلماسی نه تعداد تماسهای تلفنی است، نه حجم پیامهای ردوبدلشده و نه وعده ارسال پاسخ در روزهای آینده! معیار، تغییر محاسبات و پذیرش امتیازهای متقابل است. اگر تهران همچنان هرگونه انعطاف را به اجرای کامل مطالبات خود موکول کند و واشنگتن نیز امتیازدهی را نشانه ضعف بداند، رفتوبرگشت پاسخها ممکن است تنها زمان برای تقویت مواضع، بازسازی توان نظامی و آمادهشدن برای دور بعدی جنگ بخرد.