دولت رسانه‌ای ندارد

علیرضا کاظمی‌مقدم:  شکاف میان رسانه ملی و بدنه اجرایی کشور، در آستانه پایان‌ دوره پنج‌ساله ریاست پیمان جبلی بر سازمان صداوسیما به شکلی بی‌سابقه عیان شده است. آنچه پیش از این در قالب گلایه‌های غیررسمی مطرح می‌شد، اکنون در هفته دولت سال۱۴۰۵ به یک تقابل آشکار تبدیل شده که پرسش‌های جدی را درباره ضرورت بازنگری در ساختار اطلاع‌رسانی دولت و آینده مدیریت جام‌جم مطرح کرده است.

از سانسور تا تقابل ساختاری

درحالی‌که هفته دولت را سپری می‌کنیم، عملکرد صداوسیما در پوشش اخبار مربوط به سران قوا به‌خصوص برنامه‌های رسمی دولت، موجی از انتقادات را به همراه داشته است. تازه‌ترین نمونه این تنش‌ها در جریان تجدید میثاق اعضای دولت با آرمان‌های امام مشاهده شد. به گزارش تابناک، بخش خبری ساعت ۱۴ شبکه اول سیما در پخش سخنان مسعود پزشکیان و سیدحسن خمینی، بخش‌های مربوط به «تفاهم‌نامه» و تاکید بر «صلح حدیبیه» در سخنان یادگار امام را پوشش نداد. این اقدام در حالی صورت گرفت که کارشناسان معتقدند رسانه ملی با حذف این بخش‌ها، عملا روایت رسمی رئیس شورای عالی امنیت ملی را از دسترس افکار عمومی خارج کرده است.

این رفتار، پیوستاری از یک روند طولانی‌تر است. در ۱۰ تیرماه سال جاری، صداوسیما گفت‌وگوی ضبط‌شده محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، را در میانه پخش قطع کرد. مرکز رسانه مجلس در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که موضوعات حذف‌شده شامل پاسخ به ادعای کذب بازرسی آژانس و جزئیات آزادسازی اموال بلوکه شده بوده است. همچنین در دوم مردادماه، سانسور بخشی از سخنان مسعود پزشکیان درباره موافقت رهبری با تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، واکنش تند شورای اطلاع‌رسانی دولت را در پی داشت. این شورا در بیانیه‌ای تاکید کرد: «این اقدامات گونه‌هایی از رفتارهای وحدت‌شکنانه یک جریان سیاسی در صداوسیماست که شایستگی آن به‌عنوان رسانه ملی را زیر سوال برده است.»

پیمان جبلی و چالش ابقا در روزهای پایانی

تمرکز اصلی تحلیل‌های سیاسی این روزها بر شخص پیمان جبلی است که از ۷ مهر ۱۴۰۰ با حکمی پنج‌ساله سکان این سازمان را در دست گرفت. جبلی که برخلاف اسلاف خود از بدنه داخلی سازمان رشد کرده بود، اکنون با کارنامه‌ای روبه‌روست که منتقدان آن را «جناحی» توصیف می‌کنند. به گزارش «ایرنا» رئیس سازمان صداوسیما در واکنش به گمانه‌زنی‌ها درباره تمدید مسوولیت خود اظهار کرده است: «نه از ماندن خود خبر دارم و نه از تغییر تیم مدیریتی؛ هر تصمیمی در این زمینه گرفته شود، تابع نظر رهبر معظم انقلاب خواهم بود.»

با این حال، گزارش‌ها حاکی از تلاش‌های گسترده برای ابقای وی است. در مردادماه، اخبار متعددی از تماس‌های معاونت پارلمانی سازمان با نمایندگان مجلس برای امضای نامه حمایت از جبلی منتشر شد که گفته می‌شود حدود ۷۴ نفر آن را امضا کرده‌اند. در مقابل، جریان‌های منتقد و فعالان رسانه‌ای معتقدند که مدیریت فعلی، رسانه ملی را به تریبون یک جریان خاص تبدیل کرده است. پیش‌تر یوسف پزشکیان، مشاور رئیس‌جمهور در شبکه ایکس پرسید: «چه کسی در صداوسیما تشخیص می‌دهد که چه بخشی از سخنان رؤسای قوا نباید پخش شود؟ اگر چنین انسان حکیمی داریم که تشخیصش بالاتر از سران قواست، اداره کشور را بسپاریم دست ایشان.»

 بحران اعتماد و ضرورت رسانه جایگزین برای دولت

تکرار حوادثی نظیر اظهارات جنجالی سیدمحمود نبویان در ۳۰ خردادماه در شبکه خبر و افشای اسناد طبقه‌بندی‌شده، نشان داد که مدیریت آنتن زنده در این سازمان با خلأهای جدی حرفه‌ای و نظارتی روبه‌روست. بنا به روایت خبرآنلاین، این گاف‌ها نه یک اشتباه فنی، بلکه نشانه‌ای از بحران اعتماد و تصویر عمومی سازمان است. وقتی رسانه ملی حتی از پخش مصاحبه‌های وزیر امور خارجه در شرایط حساس جنگی خودداری می‌کند، دولت عملا در عرصه دیپلماسی عمومی و داخلی بدون رسانه می‌ماند.

در محافل سیاسی این بحث به‌طور جدی مطرح شده است که با توجه به تضاد آشکار میان مدیریت فعلی صداوسیما و رویکردهای دولت، شاید زمان آن رسیده باشد که قوه مجریه به فکر تقویت زیرساخت‌های رسانه‌ای مستقل خود باشد. درحالی‌که به گزارش فرارو، نام‌هایی چون علی دارابی، محمدحسین صفارهرندی و محمد مخبر برای ریاست آینده سازمان شنیده می‌شود، واقعیت میدانی نشان می‌دهد که دولت در جنگ روایت‌ها، پشتوانه‌ای در جام‌جم ندارد. این وضعیت در هفته دولت که زمان ارائه گزارش عملکرد به مردم است، بیش از پیش خودنمایی می‌کند؛ جایی که رسانه ملی به جای متن، به حواشی می‌پردازد و صدای رسمی دولت را در فیلترهای جناحی خود تصفیه می‌کند. نبرد فعلی، تنها بر سر یک کرسی مدیریتی نیست، بلکه بر سر بازگرداندن مفهوم «ملی» به رسانه‌ای است که  به رغم  استفاده از بودجه عمومی، سخنان ارکان منتخب مردم را سانسور می‌کند.

مساله در صدا و سیما ساختاری است

در همین راستا گفت‌وگویی داشتیم با حسین نورانی‌نژاد، دبیر سیاسی حزب اتحاد ملت، که درخصوص نحوه عملکرد و اقدامات اخیر صدا و سیما علیه دولت، گفت: «این اقدامات صدا و سیما تنها ظلم به دولت نیست، بلکه ظلم به کشور و جامعه است. از گذشته‌های دور بارها مشاهده کرده‌ایم که بخش‌های مختلف جامعه و نه صرفا جریان اصلاح‌طلب، نارضایتی خود را از عملکرد این نهاد ابراز داشته‌اند؛ این نارضایتی از زمان مرحوم آقای لاریجانی و دوران آقای ضرغامی وجود داشته و در دوره‌های مختلف، این گلایه‌ها مطرح بوده است. برخی از معترضان بر این باورند که رئیس صدا و سیما باید تغییر کند؛ حال آنکه این جایگاه چندین بار دستخوش تغییر شده، اما واقعیت این است که رویه‌ها تغییر چندانی نکرده است.»

این فعال اصلاح‌طلب مشکل را ساختاری می‌داند و در همین زمینه با مثالی توضیح داد که همان‌طور که در حوزه خودرو به‌دلیل وجود انحصار، تغییری حاصل نشد و سال‌هاست که مردم در پی استفاده از خودروهای معیوب جان خود را از دست می‌دهند و هزینه‌های گزافی برای محصولات کم‌کیفیت می‌پردازند، در اینجا نیز شرایط مشابه است. اعتراضات بسیاری صورت گرفته، منتها جامعه‌ ضعیف توان پیشبرد مطالبات خود را ندارد و در نهایت در سطح مطالبه‌گری باقی می‌ماند؛ چراکه توان تبدیل مطالبه به تغییر پایدار را ندارد. وی تاکید کرد: «مساله در صدا و سیما ساختاری است و به افراد بستگی ندارد. ساختار قانون اساسی، تفسیرهای صورت‌گرفته از آن، قوانین جاری در حوزه رسانه و نوع نظارت حاکم، خروجی‌اش همین صدا و سیمایی است که مشاهده می‌کنیم؛ که شاید تنها با ۵ تا ۱۰درصد نوسان همراه باشد. تغییر بزرگ در این ساختار و با این رویکرد متاسفانه میسر نیست و تا زمانی که تغییر رویکرد در حاکمیت صورت نگیرد، شاهد تحول در صدا و سیما نخواهیم بود.»

رسانه‌های دولت هم عملکرد خوبی نداشتند

نورانی در پاسخ به این سوال که گفته می‌شود دولت باید رسانه مستقل خود را تاسیس کند. با توجه به شرایط موجود و نیاز دولت در وضعیت جنگی به داشتن تریبون، آیا این امر ممکن است، تصریح کرد: «واقعیت این است که عملکرد رسانه‌ای دولت با همین امکانات موجود نیز اصلا مطلوب نبوده است. برای مثال، بنده وقتی رسانه‌های دولت را بررسی می‌کنم، معتقدم رسانه برای اثرگذاری باید در وهله اول اصول حرفه‌ای را رعایت کند. رسانه‌های رسمی دولت شبیه به یک روابط عمومی بسته و مجیزگو شده‌اند که توان اثربخشی ندارند. ضعف صدا و سیما به پوششی تبدیل شده است تا به عملکرد ضعیف رسانه‌های دولتی، که می‌توانستند بهتر عمل کنند، نپردازیم. به نظر من، در مقایسه با دولت‌های پیشین، عملکرد رسانه‌ای دولت فعلی ضعیف ارزیابی می‌شود.»

به هر حال آنچه در آستانه پایان‌دوره پنج‌ساله مدیریت پیمان جبلی بر جام‌جم مشاهده می‌شود، فراتر از یک جابه‌جایی مدیریتی ساده و در واقع نشانه‌ای از یک چالش ساختاری و کارکردی در رسانه ملی است. تداوم واگرایی میان صداوسیما و دولت، نه تنها کارآمدی اطلاع‌رسانی حاکمیتی را در بزنگاه‌های حساس دیپلماتیک و اقتصادی مخدوش کرده، بلکه با ایجاد انحصار رسانه‌ای و تصفیه جناحی روایات رسمی، شکاف در جامعه را عمیق‌تر ساخته است. در این میان، اگرچه تغییر افراد ممکن است نوساناتی مقطعی ایجاد کند، اما تا زمانی که تحولی بنیادین در رویکردهای کلان صورت نگیرد و دولت نیز نتواند از پیله روابط‌عمومی‌گری سنتی خارج شود و به بازسازی حرفه‌ای رسانه‌های خود بپردازد، نبرد روایت‌ها همچنان در زمین نابرابر انحصار باقی خواهد ماند و مفهوم «ملی بودن» این سازمان، بیش از پیش در سایه تردید قرار خواهد گرفت.