تحلیل توافق دفاعی مکه و ارائه ابتکار راهبردی ایران

پیمان مکه؛ چرا اهمیت دارد؟

بر اساس گزارش‌های منتشرشده در ۷ تا ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، عربستان، ترکیه و پاکستان یک توافق دفاعی مشترک در مکه امضا کرده‌اند. بند اصلی، حمله به یک عضو را حمله به همه تلقی می‌کند. این تحول از نظر ژئوپلیتیک مهم است، زیرا سه ظرفیت متفاوت را کنار هم قرار می‌دهد: توان اقتصادی و نفوذ عربستان، ظرفیت نظامی و فناوری ترکیه، و تجربه و بازدارندگی راهبردی پاکستان. با این حال، جزئیات کامل تعهدات عملیاتی پیمان در دسترس عمومی نیست و نباید آن را بدون احتیاط با ناتو یکسان دانست. منابع خبری همچنین تاکید کرده‌اند که طرف‌های پیمان آن را متوجه کشور خاصی نمی‌دانند و برای پیوستن دیگر کشورها نیز در را باز گذاشته‌اند. بنابراین، از منظر ایران، مساله اصلی نه صرفا «ضدیت با ایران» بلکه شکل‌گیری یک معماری امنیتی جدید در پیرامون ایران است.

فرصت‌ها و تهدیدها برای ایران

تهدید بالقوه این است که ترتیبات امنیتی جدید بدون حضور ایران، به تدریج قواعد امنیتی منطقه را شکل دهد. فرصت نیز آن است که ماهیت اعلام‌شده پیمان، یعنی دفاعی بودن و امکان گسترش، می‌تواند زمینه گفت‌وگو درباره معماری فراگیرتری را فراهم کند. پاسخ هوشمندانه ایران باید از دو خطا پرهیز کند: نخست، کم‌اهمیت شمردن تحول؛ دوم، تعریف فوری آن به‌عنوان یک اتحاد خصمانه و پاسخ دادن با منطق تقابل صفر و یک.

موضع رسمی ایران و اهمیت آن

در ۱۹ مرداد ۱۴۰۵، سخنگوی وزارت خارجه ایران گفت دلیلی برای نگرانی از پیمان جدید وجود ندارد و بر این نکته تاکید کرد که همکاری امنیتی منطقه‌ای، اگر فراگیر باشد و واقعیت‌های ژئوپلیتیک منطقه را در نظر بگیرد، می‌تواند به ثبات کمک کند. این موضع، از نظر سیاستگذاری، فضای مناسبی برای تبدیل واکنش به ابتکار فراهم می‌کند.

پیشنهاد محوری: «چارچوب همکاری راهبردی و امنیت جمعی خلیج فارس ـ اوراسیا

پیشنهاد این مقاله ایجاد یک پیمان صرفا نظامی نیست؛ بلکه یک چارچوب چندلایه و قابل توسعه است که می‌تواند ابتدا با توافق‌های مرحله‌ای آغاز شود و در صورت شکل‌گیری اعتماد، به ترتیبات امنیت جمعی عمیق‌تر برسد. اصل راهنما: «امنیت بدون سلطه، همکاری بدون وابستگی و توسعه در کنار بازدارندگی.» هسته پیشنهادی می‌تواند بر ایران و شرکای منتخب آسیایی و منطقه‌ای بنا شود و درهای آن برای کشورهای علاقه‌مند به اصل عدم تجاوز و حل مسالمت‌آمیز اختلافات باز باشد. روسیه، چین و هند هم می‌توانند در قالب شرکای راهبردی اقتصادی، فناوری و ترانزیتی نقش داشته باشند؛ مشارکت هر کشور باید بر اساس منافع متقابل و بدون اعطای حق سلطه یا کنترل بر تصمیمات ایران طراحی شود.

چهار ستون پیمان پیشنهادی

امنیت و دفاع: سازوکار مشورت فوری در بحران، تبادل اطلاعات در چارچوب قانون، همکاری دفاعی و امدادی، و اصل حمایت متقابل از تمامیت ارضی؛ بدون الزام خودکار به ورود به جنگ.

اقتصاد و انرژی: سرمایه‌گذاری مشترک، توسعه کریدورهای حمل‌ونقل، انرژی، بنادر و شبکه‌های برق، و سازوکارهای تسویه مالی متنوع.

فناوری و زیرساخت: همکاری در هوش مصنوعی، امنیت سایبری، فضا و ماهواره، انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز و صنایع پیشرفته، با رعایت تعهدات بین‌المللی.

دیپلماسی و حقوق: شورای راهبردی، دبیرخانه، سازوکار حل اختلاف، و اصل تصمیم‌گیری بر پایه رضایت اعضا و احترام به حاکمیت ملی.

چرا این پیشنهاد می‌تواند از پیمان مکه گسترده‌تر باشد؟

پیمان مکه در شکل اعلام‌شده، یک چارچوب دفاعی سه‌جانبه است؛ پیشنهاد ایران می‌تواند از ابتدا «امنیت + اقتصاد + فناوری + انرژی + ترانزیت + دیپلماسی» را یکجا ببیند. هدف رقابت نظامی مستقیم نیست، بلکه ساختن شبکه‌ای از منافع متقابل است که هزینه جنگ و بی‌ثباتی را برای همه بازیگران افزایش دهد. از این منظر، پیشنهاد ایران نباید با شعار «ضد پیمان مکه» معرفی شود. عبارت دقیق‌تر و موثرتر آن است: «ابتکار فراگیرتر برای امنیت جمعی منطقه». این تغییر ادبیات، امکان گفت‌وگو با خود اعضای پیمان مکه و دیگر کشورهای منطقه را نیز باز می‌گذارد.

ظرفیت‌های قانون اساسی ایران

اصل ۱۵۲ قانون اساسی بر استقلال، نفی سلطه، حفظ تمامیت ارضی و روابط مسالمت‌آمیز با دولت‌های غیرمحارب تاکید دارد. اصل ۱۵۳ انعقاد قراردادهایی را که موجب سلطه بیگانه بر منابع، اقتصاد، فرهنگ یا امور نظامی کشور شود منع می‌کند. اصل ۱۵۴ نیز بر استقلال و عدالت تاکید دارد و اصل ۱۵۱ دولت را به فراهم کردن برنامه آموزش نظامی برای دفاع از کشور مکلف می‌کند. همچنین مطابق اصل ۱۲۵، امضای معاهدات و موافقت‌نامه‌های دولت با دولت‌های دیگر پس از تصویب مجلس در چارچوب مقرر قانونی انجام می‌شود. نتیجه حقوقی مقاله این است که یک ترتیبات امنیتی جدید، برای سازگاری با قانون اساسی، باید بر برابری طرفین، عدم واگذاری حاکمیت، عدم ایجاد سلطه خارجی، استقلال تصمیم‌گیری ایران و رعایت تشریفات قانونی استوار باشد. این تحلیل جایگزین بررسی حقوقی متن نهایی یک معاهده توسط مراجع صلاحیت‌دار نیست.

نقش روسیه، چین و هند

روسیه می‌تواند در همکاری‌های دفاعی، انرژی و فناوری نقش داشته باشد؛ چین در سرمایه‌گذاری، تجارت، انرژی، زیرساخت و زنجیره تامین و هند در بندر، ترانزیت، تجارت و اتصال ایران به اقیانوس هند. نکته کلیدی این است که ایران نباید این ظرفیت‌ها را به «یک اتحاد وابسته به سه قدرت» تبدیل کند؛ بلکه باید از رقابت و مکمل‌بودن منافع آنان برای افزایش قدرت چانه‌زنی و استقلال اقتصادی ایران استفاده کند.

موضوع توان هسته‌ای؛ مرزبندی دقیق

در این طرح، «توان هسته‌ای» به معنای ایجاد یا انتقال سلاح هسته‌ای نیست. مقصود، استفاده از ظرفیت علمی، انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز، پزشکی، کشاورزی، رادیوداروها، نیروگاه‌ها و فناوری‌های مرتبط در چارچوب تعهدات حقوقی ایران است. هرگونه همکاری خارجی نیز باید مطابق حقوق بین‌الملل و رژیم‌های عدم اشاعه بررسی شود.

مسیر اجرایی پیشنهادی

مرحله اول: تشکیل کارگروه مطالعاتی و تهیه سند سیاستی ملی.

مرحله دوم: گفت‌وگوی همزمان با کشورهای منطقه و شرکای آسیایی درباره اصول مشترک امنیت جمعی.

مرحله سوم: آغاز با توافق‌های کم‌ریسک در امداد، امنیت دریایی، انرژی، تجارت و ترانزیت.

مرحله چهارم: ایجاد شورای راهبردی و مرکز هماهنگی بحران.

مرحله پنجم: در صورت ایجاد اعتماد، مذاکره درباره ترتیبات دفاعی و تعهدات متقابل روشن و محدود.

نتیجه‌گیری: از واکنش به ابتکار

پیمان مکه را نباید صرفا یک تهدید تلقی کرد؛ این تحول نشانه آن است که کشورهای منطقه در حال جست‌وجوی ترتیبات امنیتی جدیدند. پاسخ راهبردی ایران می‌تواند ارائه یک مدل فراگیرتر باشد: چارچوبی که امنیت را با اقتصاد، انرژی، فناوری و ترانزیت پیوند دهد و در عین حال استقلال و حاکمیت اعضا را محترم بشمارد. چنین ابتکاری، به جای قرار دادن ایران در موضع واکنشی، ایران را در جایگاه پیشنهاددهنده یک معماری امنیتی جدید قرار می‌دهد.