دکه - ۱۴۰۵/۰۵/۲۶

اهمیت این دوره در این بود که برای نخستین‌بار پس از جنگ، اصل اصلاح قیمت انرژی پذیرفته شد. دولت خاتمی یکی از منظم‌ترین دوره‌های اصلاح تدریجی را تجربه کرد. قیمت بنزین در سال ۱۳۷۹ و ۱۳۸۰ حدود ۳۸تومان بود، در سال۱۳۸۱ به ۵۰تومان، در ۱۳۸۲ به ۶۵تومان و در ۱۳۸۳ به ۸۰تومان رسید. دولت احمدی‌نژاد در سال۱۳۸۶ سهمیه‌بندی را آغاز کرد و در آذر ۱۳۸۹ قیمت سهمیه‌ای را از ۱۰۰ به ۴۰۰ تومان و آزاد را به ۷۰۰ تومان رساند. مشکل اصلی، انباشت اصلاحات و اجرای یک‌باره آنها بود. دولت اول روحانی در سال۱۳۹۳ قیمت سهمیه‌ای را از ۴۰۰ به ۷۰۰ و آزاد را از ۷۰۰ به هزار تومان رساند و سپس بنزین را تک‌نرخی کرد. اما تثبیت طولانی قیمت، بذر بحران بعدی را کاشت.

دولت دوم روحانی در آبان۱۳۹۸ بدون زمینه‌سازی کافی، نظام سهمیه‌بندی را با قیمت ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰تومانی بازگرداند که به اعتراضات گسترده انجامید. دولت رئیسی عملا قیمت را منجمد کرد و مساله را به دولت بعد منتقل کرد. دولت پزشکیان با دشوارترین میراث مواجه شد و اواخر۱۴۰۴ نرخ سوم ۵هزار تومانی را وارد ساختار کرد؛ اما قیمت‌های اصلی ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی همچنان دست‌نخورده باقی مانده است. در اقتصادی که سطح عمومی قیمت‌ها هر سال افزایش می‌یابد، تثبیت قیمت بنزین یک تصمیم اقتصادی مهم است. مهم‌ترین درس سه دهه سیاستگذاری بنزین شاید این باشد که بهترین زمان اصلاح قیمت، زمانی است که هنوز اصلاح، بزرگ نشده است.

روزنامه جمهوری اسلامی نیز دیروز در سرمقاله خود یادداشتی با عنوان «خسران دور شدن از محتوای فرهنگ مذهبی» نوشت. در بخشی از این مطلب آمده است: «درگیری دو هیات عزاداری در مشهد نشان داد چقدر جای مداحان سنتی و سخنرانان باسواد خالی است. مناسک مذهبی را از محتوای اخلاقی خالی کرده‌اند امسال نیز همین اقدام ارزشمند انجام شد با این تفاوت که دو هیات که همزمان در یکی از صحن‌ها حضور داشتند به دلیل اینکه مداح یکی از این هیات‌ها امام رضا علیه‌السلام را به یکی از اقوام منتسب کرد مورد اعتراض هیات دیگر قرار گرفت و همین موضوع جزئی باعث درگیری میان دو هیات شد.

می‌توان از کنار این واقعه عبور کرد و به آن اهمیت نداد؛ ولی این بی‌تفاوتی به نوعی بی‌توجهی نسبت به خطری است که فرهنگ مذهبی ما را تهدید می‌کند. سال‌های متمادی است که صاحب‌نظران فرهنگ دینی با قلم و سخن دلسوزانه خود درباره ضرورت پرهیز از چسبیدن به مناسک ظاهری و غفلت از محتوای آنچه مقتضای این مناسک است هشدار می‌دهند؛ ولی متاسفانه گوش شنوایی وجود ندارد. انتظار این بود که در دوران حاکمیت نظام جمهوری اسلامی در ایران بیش از آنچه در بخش کمّی به رشد فرهنگ مذهبی افزوده می‌شود بخش کیفی و محتوایی آن نیز رشد یابد.