گروه بینالمللی بحران، بندبازی پاکستان در تنش ایران و آمریکا را بررسی کرد
کاندیدای مستعد میانجیگری
گسترش جنگ به بخش عمدهای از خاورمیانه، منافع مهم دیپلماتیک و اقتصادی پاکستان را تهدید میکند و تنشهای داخلی را شعلهور ساخته است. اما اسلامآباد همچنین خود را در موقعیت ممتازی یافته است، زیرا یکی از معدود پایتختهای جهان است که روابط نزدیکی با دولت ترامپ دارد، توانایی برقراری ارتباط با سیاستمداران ارشد ایران را دارد و از حمایت چین، شریک استراتژیک دیرینه پاکستان که به همان اندازه نگران پیامدهای نامطلوب درگیریهای طولانیمدت در خاورمیانه است، برخوردار است. رابطه ویژه چین با ایران، روابط نزدیک اسلام آباد با پکن را ارزشمندتر میکند.
جنگ خاورمیانه چالشهای به هم پیوسته متعددی را برای پاکستان ایجاد کرده، لذا اسلام آباد با اعلام بیطرفی، همزمان با شعلهور شدن آتش جنگ در خاورمیانه در اوایل ماه مارس، وارد عمل شد. اسلام آباد با بهرهگیری از پیوندهای خود با تهران و واشنگتن و همکاری با شرکای منطقهای از جمله مصر، عربستان سعودی و ترکیه، در پی کاهش تنشها بین طرفین درگیر بود. ابزار اصلی آن برای انجام این کار، دیپلماسی آرام با هدف حمایت از ارتباط بین ایالات متحده و ایران بود. پاکستان مستقیما میانجی آتشبس ۸ آوریل بین واشنگتن و تهران بود که پس از آن مذاکرات ۱۱ و ۱۲ آوریل در اسلام آباد برگزار شد - مذاکراتی در بالاترین سطح بین دو طرف از زمان انقلاب ایران در سال ۱۹۷۹. با توجه به اینکه مذاکرات از آن زمان به بعد به طور نامنظم پیش رفته است، اسلام آباد همچنان بر حفظ دو بازیگر پای میز مذاکره، به ویژه در مواقع تشدید تنشها، متمرکز است.
پذیرفتن نقش میانجی برای اسلام آباد بدون خطر نیست، به ویژه اینکه با اعلام بیطرفی، شرکای خلیج فارس را از خود دور میکند یا اینکه از طریق پیمان خود با ریاض، خود درگیر جنگ میشود. اما برای پاکستان، بدترین سناریو، تجدید خصومتها خواهد بود. بنابراین، این کشور تصمیم گرفته است که به تلاشهای میانجیگری خود ادامه دهد و هدفش حفظ آتشبس و باز نگه داشتن کانالهای دیپلماتیک است.
خطوط گسل داخلی
جنگ در خاورمیانه پیامدهای داخلی و اقتصادی قابلتوجهی برای پاکستان به همراه داشته است. در پی تشدید درگیریها و افزایش تلفات در ایران، اعتراضات شیعیان در شهرهایی مانند کراچی، اسلامآباد و گلگت به خشونت کشیده شد و دهها کشته و زخمی بر جای گذاشت. هرچند سرکوب نیروهای امنیتی و نقش میانجیگرانه پاکستان در کاهش تنشها موثر بود، اما ادامه بحران میتواند شکافهای فرقهای و امنیتی را تشدید کند.
از سوی دیگر، مرز ناآرام پاکستان با ایران و فعالیت گروههای مسلح بلوچ، نگرانیهای امنیتی اسلامآباد را افزایش داده است. تشدید تنشها میتواند فرصت بیشتری برای همکاری یا تحرک این گروهها در دو سوی مرز ایجاد کند و روابط پاکستان با ایران و حتی افغانستان را تحت فشار قرار دهد. در حوزه اقتصادی، بسته شدن تنگه هرمز و حملات به زیرساختهای انرژی منطقه، پاکستانِ وابسته به واردات نفت و گاز خاورمیانه را با افزایش شدید هزینههای انرژی مواجه کرده است. دولت برای کنترل مصرف، اقداماتی مانند کاهش روزهای کاری و افزایش قیمت سوخت را اجرا کرد؛ تصمیماتی که موجی از نارضایتی عمومی ایجاد کرد.
راه رفتن روی طناب دیپلماتیک
با آغاز جنگ، نگرانیهای امنیتی و اقتصادی پاکستان این کشور را به سمت ایفای نقش فعال دیپلماتیک سوق داد. اسلامآباد ضمن درخواست علنی برای کاهش تنش و بازگشت طرفها به مذاکره، از ظرفیت روابط خود با ایران، آمریکا و کشورهای منطقه برای میانجیگری استفاده کرد. بهبود روابط پاکستان و ایران پس از توافقات امنیتی در مرزهای مشترک و همچنین تقویت مناسبات اسلامآباد و واشنگتن در دوره اخیر، این کشور را در موقعیتی مناسب برای انتقال پیام میان تهران و واشنگتن قرار داد. پاکستان تلاش کرد در عین حفظ روابط راهبردی خود با عربستان سعودی و دیگر کشورهای خلیجفارس، موضعی متوازن اتخاذ کند؛ از یکسو حملات علیه ایران را محکوم کرد و از سوی دیگر اقدامات تهران علیه برخی کشورهای عربی را مورد انتقاد قرار داد. همزمان، مقامهای پاکستانی با هماهنگی مصر و ترکیه، پیامهایی میان طرفهای درگیر رد و بدل کردند و پیشنهاد میزبانی مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا را مطرح کردند.
اوج تلاشهای میانجیگرانه اسلامآباد زمانی بود که خطر حمله به زیرساختهای انرژی ایران و تشدید بحران در خلیج فارس افزایش یافت. پاکستان در نهایت طرحی دو مرحلهای برای پایان جنگ ارائه کرد که شامل آتشبس فوری، بازگشایی تنگه هرمز و سپس آغاز مذاکرات درباره مسائل هستهای و تحریمها بود؛ طرحی که از سوی مقامهای ارشد پاکستانی به مسوولان آمریکایی و ایرانی منتقل شد. پاکستان پس از آغاز جنگ، تلاشهای دیپلماتیک خود را برای جلوگیری از گسترش درگیری و بازگرداندن ایران و آمریکا به مسیر مذاکره افزایش داد. در همین چارچوب، نخستوزیر شهباز شریف در ۸ آوریل اعلام کرد که تهران و واشنگتن با آتشبس موقت موافقت کردهاند و از هیاتهای دو کشور برای برگزاری مذاکرات در اسلامآباد دعوت کرد. مذاکرات ایران و آمریکا در روزهای ۱۱ و ۱۲ آوریل با حضور نمایندگان ارشد دو طرف برگزار شد و اگرچه بیش از ۲۱ ساعت ادامه داشت و اختلافات درباره برنامه هستهای ایران و وضعیت تنگه هرمز حل نشد، اما باعث شد مسیر گفتوگوها باز بماند.
اسلامآباد پس از این نشست به تلاشهای پشتپرده خود ادامه داد و با هماهنگی کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر، ترکیه، مصر و چین، پیامهایی میان تهران و واشنگتن منتقل کرد. سفرهای مقامهای پاکستانی به کشورهای منطقه و رایزنیهای فرمانده ارتش، عاصم منیر، با طرفهای مختلف، بخشی از این تلاشها بود. با وجود این اقدامات، برنامه برگزاری دور دوم مذاکرات به دلیل تشدید اختلافات میان ایران و آمریکا درباره مسائل هستهای و تنگه هرمز به نتیجه نرسید. با این حال، تمدید آتشبس از سوی دونالد ترامپ نشان داد که تلاشهای دیپلماتیک پاکستان همچنان اهمیت دارد.
با این حال، ادامه جنگ میتواند پاکستان را در موقعیت دشواری قرار دهد. در صورت تشدید درگیری میان ایران و آمریکا یا حمله به کشورهای خلیج فارس، اسلامآباد ممکن است تحت فشار توافق دفاعی با عربستان قرار گیرد و همزمان با واکنش منفی جامعه شیعه داخلی و افزایش ناامنی در مرز ایران مواجه شود. از سوی دیگر، بیطرفی کامل نیز میتواند روابط پاکستان با ریاض و واشنگتن را تضعیف کند. با وجود محدودیتهای نفوذ دیپلماتیک، پاکستان معتقد است ادامه میانجیگری ارزشمند است، زیرا حفظ آتشبس و باز نگه داشتن مسیر مذاکره میتواند از وقوع جنگی گستردهتر با پیامدهای امنیتی، اقتصادی و منطقهای جلوگیری کند.