دوربرگردان ابوظبی به سمت تهران

«اندرو انگلند» و «نیکولاس پاراسی» ۲۸ ژوئیه در گزارشی تحلیلی در فایننشال تایمز به قمار امارات در قبال ایران و خاورمیانه پرداختند و نوشتند: پنج ماه پس از آنکه تهدید پهپادهای ایرانی باعث تخلیه منطقه مالی دبی شد، دفاتر مرتفعی که محل فعالیت هزاران بانکدار بین‌المللی و مدیر دارایی هستند، بار دیگر مملو از کارکنان شده‌اند. لنج‌های سنتی نیز بار دیگر در آب‌های فیروزه‌ای خلیج‌فارس به حرکت درآمده‌اند تا کالاها را از بنادر دبی به ایران منتقل کنند. در فرودگاه دبی، نخستین پروازهای ایرانی از زمان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه تهران، بی‌سروصدا از سر گرفته شده‌اند. مقام‌های اماراتی همچنین اجازه داده‌اند برخی از حدود ۲۰ هزار ایرانی دارای اقامت امارات متحده عربی که هنگام آغاز جنگ خارج از کشور بودند، به امارات بازگردند.

در ماه‌های نخست جنگ، این کشور حوزه خلیج فارس بیشترین آسیب را از حملات تهران به متحدان عرب آمریکا متحمل شد و صدهاحمله موشکی و پهپادی علیه آن انجام گرفت. امارات نیز در پاسخ، ده‌ها حمله انجام داد و در میان همسایگان خلیج‌فارس خود، تندترین موضع را در قبال ایران اتخاذ کرد. اما از زمانی که آمریکا و ایران در ماه آوریل بر سر آتش‌بسی شکننده توافق کردند، امارات تلاش کرده است رویکرد خود را در قبال تهران از خصومت به سمت تنش‌زدایی تغییر دهد.

این اقدام ترکیبی از عمل‌گرایی و واقع‌گرایی سیاسی است؛ رویکردی که از سوی کشوری کوچک، اما بسیار بلندپرواز اتخاذ شده که مدت‌هاست تلاش می‌کند از ثروت عظیم نفتی خود برای کسب نفوذی بسیار فراتر از اندازه واقعی‌اش در منطقه و جهان استفاده کند. مانند دیگر کشورهای خلیج فارس، اکنون این درک تازه شکل گرفته است که امارات تا حد زیادی گروگان جغرافیاست و به همین دلیل مصمم است جایگاه خود را به‌عنوان برجسته‌ترین قطب گردشگری، تجارت و امور مالی منطقه حفظ کند.

یک مدیر اجرایی اماراتی می‌گوید: «این [جنگ] برای همه یک واقعیت‌سنجی بود. موضع تندروانه، مرحله اول جنگ بود و ما [بعد از آن] عمل‌گرایی خود را نشان دادیم. ما به تصمیماتمان نمی‌چسبیم؛ آنها را مرتب تنظیم و اصلاح می‌کنیم.» تفاهم‌نامه‌ای که دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، ماه گذشته با تهران برای تمدید آتش‌بس و بازگشایی تنگه هرمز امضا کرد، روند تلاش‌های اقتصادی را سرعت بخشید. بر اساس این توافق، امارات پذیرفت اجازه دهد بخشی از تجارت با جمهوری اسلامی از سر گرفته شود و پروازهای ایرانی نیز دوباره برقرار شوند.

از امارت تا امپراتوری

مقام‌های عربی اذعان دارند که تلاش برای تغییر مسیر از جنگ به صلحی سرد و شکننده، مخاطره‌آمیز است؛ خطری که درگیری‌های اخیر میان آمریکا و ایران طی دو هفته گذشته آن را برجسته کرده است. پس از اینکه اعلام شد بار دیگر گلوگاه حیاتی هرمز بسته خواهد شد، دو نفتکش اماراتی در تنگه هدف قرار گرفت. با این حال، تهران در جریان درگیری‌های اخیر مستقیما به خاک امارات حمله نکرده است؛ درگیری‌هایی که طی آن ایران پهپادها و موشک‌هایی را به سوی بحرین، کویت، اردن، قطر، عمان و عربستان سعودی شلیک کرده است. عبدالخالق عبدالله، استاد دانشگاه و تحلیلگر اماراتی، می‌گوید انتظار دارد آتش‌بس میان امارات و ایران تا زمانی که تهران مستقیما این کشور حوزه خلیج فارس را هدف قرار ندهد، پابرجا بماند.

او می‌گوید: «این وضعیت شکننده است، اما اینکه دو ماه دوام آورده، اطمینان‌بخش است.» یک مقام ارشد اماراتی می‌گوید تنش‌زدایی بخشی از مجموعه‌ای از راهبردها برای مدیریت روابط با رقیب بسیار بزرگ‌تر این کشور حوزه خلیج فارس است؛ راهبردهایی که در عین حال، امارات را برای بدترین سناریو نیز آماده می‌کنند. این مقام می‌گوید: «ما توان بازدارندگی خود را تقویت خواهیم کرد، از مسیر دیپلماسی عمل خواهیم کرد و همچنین از قدرت اقتصادی خود استفاده خواهیم کرد. این احساس وجود دارد که ما یک بحران را پشت سر گذاشته‌ایم و به توانایی خود برای غلبه بر این بحران باور داریم. اما در عین حال، این درک نیز وجود دارد که باید روی این مساله کار کنیم؛ این اتفاق به‌خودی‌خود رخ نخواهد داد.»

شیخ محمد بن زاید آل نهیان، رئیس‌امارات مسوولیت تنش‌زدایی با ایران را به سه برادر خود واگذار کرده است؛ این موضوع را افرادی که از وضعیت مطلع هستند می‌گویند. او این ماموریت حساس را به شیخ منصور، یکی از معاونان رئیس‌جمهور امارات؛ شیخ عبدالله، وزیر امور خارجه؛ و شیخ طحنون، مشاور امنیت ملی، سپرده است. شیخ طحنون از جمله رهبران عمل‌گراتر در ابوظبی به شمار می‌رود.

نخستین نشانه‌های نزدیک شدن دوباره روابط با تماس تلفنی میان شیخ منصور و محمدباقر قالیباف، یکی از مقام‌های ارشد ایران در دوران جنگ و مذاکره‌کننده اصلی این کشور با واشنگتن، آغاز شد؛ این تماس یک هفته پس از آتش‌بس میان آمریکا و ایران انجام گرفت. ماه گذشته نیز شیخ عبدالله برای نخستین بار از زمان آغاز جنگ، با همتای ایرانی خود، عباس عراقچی، تماس تلفنی برقرار کرد. عبدالله، استاد دانشگاه و تحلیلگر اماراتی، می‌گوید: «ایران آمد و گفت «بیایید صحبت کنیم» و وقتی رقیب شما برای گفت‌وگو پیش‌قدم می‌شود، رد کردن آن کار عاقلانه‌ای نیست. دلیل دوم [برای تنش‌زدایی] این بود که این درک به وجود آمد که پس از همه این اتفاقات، جنگ قرار نیست مشکل را حل کند؛ قرار نیست حکومت را سرنگون کند یا سپاه پاسداران را شکست دهد.»

امیل حکایم از موسسه بین‌المللی مطالعات راهبردی می‌گوید: «امارات خود را در موقعیت دشواری می‌بیند: این کشور کنترل بسیار اندکی بر پویایی‌هایی دارد که تاثیری عمیق بر امنیت و رفاه آن خواهند گذاشت. آنها درک کرده‌اند که پیامدهای بلندمدت این وضعیت قابل‌توجه خواهد بود و با سرعت در حال اقدام هستند تا به سرمایه‌گذاران، تجار، فعالان اقتصادی و دیگران اطمینان خاطر بدهند.»

روابط اقتصادی با ایران مهم است

روابط تجاری با ایران برای اقتصاد دبی اهمیت زیادی دارد؛ شهری که چند صد هزار ایرانی در آن زندگی می‌کنند. رهبران امارات همچنین امیدوارند استفاده ایران از این کشور حوزه خلیج فارس برای بخش قابل‌توجهی از واردات و صادراتش، باعث شود تهران نیز در حفظ یک رابطه مبتنی بر مبادلات اقتصادی و تجاری ذی‌نفع باشد. امارات هرگونه انتقال مالی به ایران را رد کرده است. اما مقام‌های اماراتی می‌گویند در صورت پایان دائمی جنگ و لغو تحریم‌های آمریکا و بین‌المللی، تمایل زیادی برای سرمایه‌گذاری در ایران وجود دارد؛ به‌ویژه در حوزه‌های انرژی، بنادر و لجستیک.

یک مقام مسوول در دبی می‌گوید: «ایران جمعیت زیادی دارد، بازار مصرف بزرگی دارد و قطعا برای دبی، به‌عنوان مرکز تجارت و صادرات مجدد، مزایای بسیار زیادی ایجاد می‌کند. بازگشت به یک رابطه عادی برای ما بسیار مهم است.» یک تاجر اماراتی نیز می‌گوید: «ما نمی‌توانیم ایران را نادیده بگیریم» و نسبت به افزایش قیمت‌ها در امارات ابراز نگرانی می‌کند. او می‌گوید: «اگر به من بگویید به خاطر اتفاقاتی که در حال رخ دادن است، باید تجارت با ایران را متوقف کنم و کشور دیگری را برای انجام کسب‌وکار پیدا کنم، این کار غیرممکن نیست، اما آسان هم نیست. من می‌توانم بسیاری از کالاها را جایگزین کنم، اما یک جعبه گوجه‌فرنگی پنج‌درهمی فقط از ایران می‌تواند بیاید.»

با وجود تنش‌زدایی، امارات قصد دارد همکاری‌های دفاعی خود را با اسرائیل و آمریکا نیز گسترش دهد. پنج سال پس از عادی‌سازی روابط با اسرائیل، امارات به نزدیک‌ترین متحد منطقه‌ای این رژیم تبدیل شده است. اسرائیل اکنون به دنبال گسترش همکاری‌های دوجانبه در حوزه‌های مختلف است؛ از فناوری و هوش مصنوعی گرفته تا بنادر خشک، مراکز ذخیره‌سازی و حوزه دفاعی. با این حال، طی سال‌های اخیر در روابط دو طرف تنش‌هایی نیز ایجاد شده است. برخی اماراتی‌ها نیز در محافل خصوصی، نتانیاهو را به خاطر کشاندن منطقه به درگیری سرزنش می‌کنند و نگران هستند که اقدامات دولت او باعث شرمساری امارات شود.

تمرین تاب آوری

در شرایطی که درگیری به منطقه‌ای خاکستری تبدیل شده که نه جنگی تمام‌عیار است و نه صلح، واژه‌ای که این روزها در امارات بیش از همه شنیده می‌شود، «تاب‌آوری» است. ابوظبی نه‌تنها می‌خواهد تجهیزات نظامی خود را تقویت کند، بلکه قصد دارد آسیب‌پذیری‌های زیرساخت‌های حیاتی خود را نیز برطرف کند. مقام‌ها در حال بررسی این موضوع هستند که هم خطوط لوله نفت ــ که منبع بخش قابل‌توجهی از ثروت کنونی کشور هستند ــ و هم مراکز داده‌ای را که از برنامه‌های آینده امارات برای تبدیل شدن به یک قطب جهانی هوش مصنوعی پشتیبانی خواهند کرد، در زیر زمین احداث کنند.

این کشور همچنین به دنبال مسیرهای جدیدی است تا وابستگی خود را به تنگه هرمز کاهش دهد و همزمان با گسترش ظرفیت‌های ذخیره‌سازی، امنیت غذایی خود را تقویت کند. با این حال به دلیل کمبود برخی اقلام، از جمله ماهی سالمون اسکاتلندی و قطعات گوشت بره، منوها محدودتر شدند و هزینه‌ها نیز افزایش یافت.

سیدریس می‌گوید: «اوضاع از دوران کووید بدتر بود، چون در آن زمان می‌دانستید برنامه‌تان چیست. در دوران کووید، مجبور بودید برای یک دوره مشخص تعطیل کنید و همین موضوع مذاکره با مالکان را آسان‌تر می‌کرد. اینکه با زحمت و در شرایط دشوار به فعالیت ادامه دهید، بسیار بدتر است.» انتظار می‌رود آزمون اصلی در ماه سپتامبر فرا برسد. بازگشایی مدارس نشان خواهد داد چه تعداد از مهاجران و اتباع خارجی به کشور بازگشته‌اند، درحالی‌که کاهش دما نیز معیاری برای سنجش توانایی امارات در جذب دوباره گردشگران خواهد بود.