آفریقا؛ میدان آزمون پارادایم جدید دیپلماسی اقتصادی ایران
امروز رقابت کشورها دیگر صرفا بر سر تصاحب بازارها نیست؛ رقابت اصلی بر سر کسب جایگاه در زنجیرههای تامین و زنجیرههای ارزش جهانی است. از این رو شاید زمان آن رسیده باشد که ما نیز پرسش خود را تغییر دهیم. به جای آنکه بپرسیم «چه کالایی را به کدام بازار صادر کنیم؟» باید بپرسیم «ایران در کدام حلقه از زنجیرههای تامین جهانی میتواند نقشی پایدار، سودآور و راهبردی ایفا کند؟» این تغییر، صرفا جابهجایی چند واژه نیست؛ بلکه تغییر یک پارادایم در دیپلماسی اقتصادی است. در یادداشت پیشین با عنوان «شکاف دانشی و عدم شناخت، بزرگترین مانع تجارت ایران و آفریقا است»، استدلال شد که بدون شناخت دقیق از ظرفیتها، نیازها و تحولات بازارهای هدف، توسعه روابط اقتصادی امکانپذیر نخواهد بود. اما اکنون باید یک گام فراتر رفت. حتی اگر شکاف دانشی نیز برطرف شود، تا زمانی که نگاه ما همچنان بازارمحور باقی بماند، از تحولات اصلی اقتصاد جهانی عقب خواهیم ماند.
امروز ارزشآفرینی تنها در تولید یا فروش یک کالا خلاصه نمیشود. بخش قابلتوجهی از ارزش اقتصادی در طراحی، تامین مواد اولیه، فرآوری، استانداردسازی، حملونقل، لجستیک، فناوری، خدمات فنی، توزیع، برندینگ و خدمات پس از فروش شکل میگیرد. کشورهایی که بتوانند در این زنجیرهها جایگاه قابل اتکا و ماندگار به دست آورند، حتی بدون سهم بالایی از بازار مصرف، از منافع پایدار اقتصاد جهانی بهرهمند خواهند شد. بر همین اساس، میتوان از مفهومی سخن گفت که به نظر میرسد در سالهای آینده باید جایگاه ویژهای در ادبیات سیاستگذاری کشور پیدا کند؛ «دیپلماسی زنجیره تامین».
دیپلماسی زنجیره تامین
دیپلماسی زنجیره تامین، بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای سیاست خارجی، دیپلماسی اقتصادی و همکاریهای بینالمللی برای شناسایی، ایجاد و توسعه جایگاه کشور در زنجیرههای ارزش منطقهای و جهانی است؛ به گونهای که روابط اقتصادی از تجارت مقطعی به مشارکت پایدار در تولید، فناوری، سرمایهگذاری، لجستیک و خلق ارزش مشترک ارتقا یابد.
اگر این مفهوم را بپذیریم، نگاه ما به بسیاری از مناطق جهان نیز دگرگون خواهد شد. آفریقا، در این چارچوب، صرفا یک بازار صادراتی نیست؛ بلکه نمونهای روشن از تحولات اقتصاد جهانی است. این قاره با برخورداری از ذخایر عظیم مواد معدنی راهبردی، ظرفیتهای گسترده کشاورزی، جمعیت جوان، بازار رو به رشد و حرکت به سوی همگرایی اقتصادی، در حال تبدیل شدن به یکی از کانونهای مهم شکلگیری زنجیرههای ارزش آینده است. به همین دلیل، پرسش اصلی برای ایران نباید این باشد که چگونه کالاهای بیشتری به آفریقا صادر کند؛ بلکه باید این باشد که چگونه میتواند در کنار کشورهای آفریقایی، در زنجیرههای ارزش مشترک نقشآفرین باشد؛ از صنایع معدنی و کشاورزی گرفته تا خدمات فنی و مهندسی، صنایع دارویی، مدیریت منابع آب، انرژی، فناوری و آموزش نیروی انسانی.
این نگاه، تنها به آفریقا محدود نیست. هر منطقهای از جهان را میتوان با همین منطق تحلیل کرد. اما آفریقا، به دلیل سرعت تحولات اقتصادی، نیاز گسترده به زیرساخت، رشد جمعیت و ظرفیتهای متنوع طبیعی، شاید یکی از مناسبترین عرصهها برای آزمون این رویکرد باشد. از سوی دیگر، این تحول تنها به سیاست خارجی مربوط نمیشود. استانهای کشور نیز باید جایگاه خود را در این پارادایم جدید بازتعریف کنند. تجربه نشان داده است که مزیتهای اقتصادی استانها زمانی به فرصتهای بینالمللی تبدیل میشوند که در قالب زنجیرههای ارزش تعریف شوند، نه صرفا در قالب صادرات محصول.
برای نمونه، استان یزد با ظرفیتهای ارزشمند در صنایع معدنی، کاشی و سرامیک، ماشینسازی، نساجی، فناوریهای مرتبط با آب، انرژیهای نو، خدمات فنی و مهندسی و شرکتهای دانشبنیان، میتواند به جای تمرکز صرف بر فروش محصول، در پروژههای توسعه زیرساخت، انتقال فناوری، فرآوری مواد معدنی، آموزش نیروی انسانی و توسعه صنعتی در کشورهای آفریقایی مشارکت کند. این الگو، نه تنها برای یزد، بلکه برای بسیاری از استانهای کشور قابل طراحی و اجراست. «برگزاری نشست هماندیشی همکاریهای اقتصادی استان یزد با آفریقا، فرصتی ارزشمند است تا این تغییر نگاه نیز مورد توجه قرار گیرد؛ اینکه موفقیت همکاریهای استانی تنها در افزایش صادرات خلاصه نمیشود، بلکه در تعریف جایگاه هر استان در زنجیرههای ارزش و تامین مشترک معنا پیدا میکند.»
اگر این تغییر پارادایم را نپذیریم، همچنان موفقیت را با تعداد قراردادها یا میزان صادرات خواهیم سنجید؛ درحالیکه رقبای ما، جایگاه خود را در حلقههای کلیدی زنجیرههای ارزش تثبیت خواهند کرد و سهم بیشتری از منافع بلندمدت اقتصاد جهانی به دست خواهند آورد. از همین رو، شاید یکی از مهمترین ماموریتهای پیش روی سیاستگذاران اقتصادی کشور، تدوین «نقشه ملی زنجیرههای تامین و ارزش ایران» با نگاه بینالمللی باشد؛ نقشهای که مزیتهای ملی و استانی را به زنجیرههای ارزش منطقهای و جهانی پیوند دهد و برای هر حوزه، شرکای اولویتدار، ابزارهای دیپلماسی اقتصادی و مسیرهای عملیاتی همکاری را مشخص کند. «شاید پرسش اصلی دیپلماسی اقتصادی ایران در دهه آینده دیگر این نباشد که «کدام بازار را فتح کنیم؟»؛ بلکه این باشد که «در کدام زنجیره ارزش، چه جایگاهی برای ایران خلق کنیم؟». پاسخ به این پرسش، نه فقط آینده روابط ایران و آفریقا، بلکه آینده دیپلماسی اقتصادی ایران را رقم خواهد زد.»
* پژوهشگر اقتصادی حوزه آفریقا