شاهدان میدانی از زندگی صیادان و مرزنشینان میگویند؛
حکایت رنج و مقاومت مردم
گزارشهای میدانی و تایید مقامات محلی نشاندهنده هدف قرار گرفتن سیستماتیک زیرساختهایی است که مستقیما با معیشت مردم گره خوردهاند. به گزارش «پیام ما»، در یکی از تلخترین وقایع اخیر، دو جوان صیاد اهل بندرعباس به نامهای «امید» و «مرتضی» که بامداد ۱۸ تیر برای سرکشی به قایقهایشان به اسکله رفته بودند، در پی اصابت پرتابههای ارتش آمریکا جان خود را از دست دادند. «اسماعیل ملاحی»، مدیر تعاونی صیادی کوهستک، در این باره میگوید: «قایق این بچهها کنار قایق دریابانی بود. همان زمان اصابت اتفاق میافتد و دیگر خودتان میدانید چه میشود؛ دیگر توضیحی نیست.»
روایت میدانی
داریوش کنگانی، از اهالی بوشهر و مدیر تعاونی مرزنشینان کنگان در گفتوگو با «دنیای اقتصاد» در رابطه با فضای جنگی حاکم بر منطقه پس از حمله آمریکا به ایران و وقایع رخداده، ابعاد تازهای از این بحران را روشن کرد. وی با اشاره به آسیب اقتصادی منطقه گفت: «بخش عمده معیشت مردم جنوب وابسته به دریا است؛ اعم از فعالیتهای صیادی یا سافاری که متاسفانه هر دوی این بخشها تحتتاثیر شرایط جنگی، اکنون بالغ بر ۵ تا ۶ماه است که تعطیل شدهاند. عملا افرادی که در این حوزهها فعالیت میکنند، معمولا تحت استخدام اداره کار نبوده، فاقد بیمه هستند و تحت پوشش سازمان یا نهاد خاصی قرار ندارند؛ لذا این افراد در وهله نخست بیکار شده و از هیچ مرجعی نیز مورد حمایت قرار نگرفتهاند. اکنون نیز که وارد شرایط جنگی شدهایم، به صورت مرتب و شبانهروزی، مناطق جنوب مورد اصابت قرار میگیرند.»
کنگانی در ادامه این مصاحبه به همزمانی حملات نظامی با شرایط طاقتفرسای اقلیمی اشاره کرد و افزود: «علاوه بر تهدیدهای نظامی، گرمای شدید و رطوبت بالای هوا در منطقه حاکم است و در این شرایط، برق نیز به طور مرتب قطع میشود. بخش بزرگی از مردمی که در پتروشیمیها و فازهای عسلویه شاغل بودند، پس از هدف قرار گرفتن نیروگاهها که تامینکننده اصلی انرژی بود، با تغییر وضعیت مواجه شدهاند؛ به طوری که تعداد زیادی از آنها یا به دورکاری رفته، یا بیکار شده یا در حالت آمادهباش قرار دارند و وضعیت اشتغال آنها مشخص نیست. جنگ کل بازار را تحتتاثیر قرار داده است، چرا که اکثر پیمانکاران با این پتروشیمیها همکاری دارند و اکنون که فعالیتها تعطیل شده، در پرداخت مطالبات مردم ناتوان هستند.»
انهدام معیشت و قایقهای سوخته
خسارات مادی ناشی از این حملات، ابعاد هولناکی به خود گرفته است. «رامرز جامهگیر»، عضو هیاتمدیره تعاونی صیادان پشتشهر بندرعباس، از نابودی دستکم ۳۰ فروند قایق صیادی خبر داده و ارزش هر کدام را حدود دومیلیارد تومان برآورد کرده است. به گزارش پیام ما، این وضعیت در عسلویه نیز تکرار شده؛ جایی که «ابراهیم بوهندی» از اهالی منطقه میگوید در حمله به اسکله روستای «بنود»، ۱۰ قایق بهطور کامل سوختند. او میافزاید: «بیشتر این صیادان تمام زندگیشان به همین صید وابسته بود. حالا کسانی که قایقهایشان را از دست دادهاند، یعنی همه چیزشان را باختهاند.»
داریوش کنگانی در بخش دیگری از گفتوگوی خود با «دنیایاقتصاد»، ضمن تایید این خسارات تصریح کرد: «متاسفانه با هدف قرار گرفتن زیرساختها و بناهای بنادر جنوبی، بسیاری از شناورها و قایقهایی که وسیله امرار معاش مردم بودند آسیب دیدهاند؛ هر یک از این قایقها محل اشتغال و شراکت چند نفر است و معیشت تعداد زیادی از خانوارها روی همین شناورها میگذرد. در خصوص زیرساختهای آبی نیز، اگرچه تاسیسات آبشیرینکن در مناطقی نظیر بوشهر، کنگان، عسلویه و دَیر هدف مستقیم نبودهاند، اما کمبود آب از قدیم وجود داشته و اکنون با قطعی برق و شرجی بودن بالای هوا که حتی پنج دقیقه هم نمیتوان در آن دوام آورد، شرایط دشوار شده است. علت این قطعیها نیز حملات صورت گرفته و کمبود برق عنوان میشود که منجر به سهمیهبندی شده است.» علاوه بر بخش صیادی، زیرساختهای حیاتی آب و برق نیز از حملات در امان نماندهاند. به گزارش «دنیایاقتصاد»، عبدالحمید حمزه پور، مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب استان هرمزگان، ماه گذشته از تخریب دو مخزن استراتژیک آب در شهرستان سیریک خبر داده بود.
تهدید به گسترش جنگ
در جبهه سیاسی، لحن مقامات آمریکایی تندتر از گذشته شده است و تهدیدها در حالی مطرح میشود که به گزارش فرارو، حملات به نقاط غیرنظامی از جمله واحد تولید آب معدنی در دهلران، برج مراقبت دریایی چابهار و آسایشگاههای نظامی در بمپور، فشار را بر گرده مردم دوچندان کرده است. در مقابل تهدیدهای خارجی، مقامات داخلی بر ایستادگی و حمایت از مردم تاکید دارند.
به گزارش «ایرنا»، مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، در پیامی تصریح کرد: «در تاریخ، جنوب ایران همواره نماد مقاومت در برابر استعمار و پاسداری از استقلال بوده است.» همچنین سخنگوی دولت با اشاره به شهادت بیش از ۳۰ شهروند غیرنظامی در حملات اخیر تاکید کرد که دولت با تمام توان در کنار مردم خواهد بود. با وجود تمام تهدیدها، زندگی در قلب تپنده نفت ایران یعنی جزیره خارک، همچنان جریان دارد. به گزارش «اقتصادنیوز»، ساکنان خارک که تجربه جنگ ۸ساله را در کارنامه دارند، این بار نیز حاضر به ترک خانه و کاشانه خود نشدهاند. «مرتضی احمدیزاده»، بازنشستهای که در شمال جزیره ساکن است، میگوید: «بیشتر ساکنان قدیمی جزیره، ترسشون از جنگ ریخته. جنس خاک جزیره مرجانیه؛ خیلی سفت و سخته. برای همین وقتی انفجاری رخ میدهد، ما که بالای جزیره هستیم، صدا و لرزش انفجار آن را حس میکنیم.» پسر او، میثم، که در میدانهای نفتی کار میکند، میگوید: «چه نگران باشیم و چه نباشیم، کار و زندگیمان همینجاست و جز این خانه، خانه دیگری نداریم که بخواهیم برویم.» این حس تعلق در میان صیادان و غرفهداران بازار ماهیفروشان نیز دیده میشود.
بحران پنهان؛ استرس، درمان و آینده مبهم
داریوش کنگانی در ادامه گفتوگوی خود با «دنیای اقتصاد»، به زوایای پنهان و انسانی این بحران اشاره کرد. وی جو عمومی جامعه در منطقه را نشاندهنده مشقت مردم دانست و عنوان کرد: «در این شرایط بهویژه کودکان و بانوان به شدت دچار استرس هستند و با اضطراب شب را به صبح میرسانند. صدای انفجارها به گونهای است که هر اتفاقی، منجر به هراس عمومی میشود. وضعیت درمانی نیز که از قبل دچار مشکل بود، اکنون با کمبودها و تضعیف خدمات بدتر شده است.» وی خاطرنشان کرد: «مردم جنوب انتظار داشتند با برقراری آتشبس به شرایط عادی بازگردند، اما در وضعیت کنونی «نه جنگ و نه صلح»، بسیاری از شناورهایی که برای بازرگانی اقدام کرده بودند، مورد اصابت قرار میگیرند. درخواست مردم این است که شرایط با این وضعیت آبوهوایی، بیکاری و استرس درک شود و تصمیمات عاقلانهای اتخاذ شود و رنج مردم سانسور نشود. این درد و رنج باید دیده شود، چرا که حتی دانشآموزان نیز با وجود استرس و بیداری تا صبح، ناچار به شرکت در امتحانات هستند.»
جنوب، قلب ایران است
در روزهای اخیر، موجی از همبستگی در شبکههای اجتماعی و فضای عمومی کشور شکل گرفته است. بسیاری از تحلیلگران و کاربران تاکید دارند که نباید رنج جنگ را به یک منطقه جغرافیایی محدود کرد. یکی از کاربران شبکههای اجتماعی با انتشار بخشی از فیلم «باشو، غریبه کوچک» ساخته بهرام بیضایی مینویسد:«ایران سرزمین ما است. ما از یک آب و خاک هستیم. ما فرزندان ایران هستیم.» این جمله زیبا، یکی از ماندگارترین دیالوگهای تاریخ سینمای ایران است که از این اثر به یادگار مانده است. این پیام عمیق انسانی، بر همبستگی، همدلی و اینکه همه ما فرزندان یک آب و خاک هستیم، تاکید دارد.
این نگاه در کارزارهای مردمی نیز متبلور شده است؛ به طوری که پلتفرم «کارزار» با انتشار متنی که بیش از ۵۶۰۰ امضا دریافت کرده، اعلام کرد: «جنوب، تنها یک منطقه از ایران نیست؛ جنوب، قلب ایران است. وقتی بخشی از مردم ایران با ترس و ناامنی زندگی میکنند، همه ایران درگیر است.» آنچه از دل این گزارشهای پراکنده و روایتهای میدانی برمیآید، سیمای مردمی است که میان گرمای طاقتفرسا و بوی تلخ باروت، همچنان به افقهای روشن چشم دوختهاند. پیوند عمیق ساکنان این دیار با خاک و دریا، سدی مستحکم در برابر هراس از جنگ ایجاد کرده است. جنوب ایران امروز نه تنها خط مقدم دفاع نظامی، بلکه کانون همدلی و ایستادگی ملی است.