جهش قیمت نفت و کاهش حوالهها، مسیر بهبود اقتصاد اسلامآباد را مبهم کرده است
بازگشت نااطمینانی به پاکستان
در سال ۲۰۲۳، این کشور تا مرز ورشکستگی پیش رفت؛ به گونهای که ذخایر ارزی به پایینترین سطوح خود سقوط کرد و تورم افسارگسیخته قدرت خرید خانوارها را چنان فرسوده کرد که مدیریت مالی دولت تقریبا ناممکن شد. در ادامه پاکستان بهتدریج و با ترکیبی از انضباط مالی، حمایت نهادهای بینالمللی و جریان باثبات ارزهای ارسالی توسط مهاجران توانست آرامشی نسبی ایجاد کند. حساب جاری که سالها یکی از نقاط ضعف ساختاری اقتصاد بود، در سال ۲۰۲۵ برای نخستین بار در ۱۴ سال گذشته به مازاد رسید. همزمان، تورم بهطور محسوسی کاهش یافت و در یک سال گذشته اندکی فضا برای تنفس خانوارها و کسبوکارها فراهم کرد. ارزش روپیه پاکستان نیز در همین دوره به سطحی از ثبات رسید.
سرنوشت تراز پرداختها
برای نخستین بار پس از سالها، سیاستگذاران پاکستانی توانسته بودند از مدیریت روزمره بحران فاصله بگیرند و به سمت برنامهریزی برای رشد پایدار حرکت کنند. در ماههای اخیر، دولت پاکستان اقدام به بررسی راههایی کرده بود تا با تسهیل مقررات سرمایهگذاری و تشویق بانکها به افزایش وامدهی به بخش خصوصی، مشوقهایی تازه برای صادرات فراهم کند. با این حال ثبات اقتصادی پاکستان، اکنون با جدیترین آزمون خارجی خود روبهرو است.
جنگ خاورمیانه شوکهای شدیدی به بازارهای جهانی انرژی و مسیرهای منطقهای تامین کالا وارد کرده است. جاهطلبیهای رشد پاکستان از جمله تلاش برای افزایش صادرات که تا چند هفته پیش دستیافتنی به نظر میرسید، احتمالا با تاخیر مواجه خواهد شد. مهمتر از آن، پایههای آرامش اقتصاد کلان که طی یک سال گذشته ایجاد شده بود، ممکن است دوباره زیر فشار قرار گیرد و شکننده شود. در این راستا تحلیلگران هشدار میدهند که اگر قیمت جهانی نفت در حوالی و یا بالاتر از ۱۰۰ دلار در هر بشکه تثبیت شود، وضعیت حساب جاری پاکستان بهسرعت وخیم خواهد شد. اتکای سنگین این کشور به واردات نفت خام و فرآوردههای پالایشی به این معنا است که هر جهش پایدار در قیمتهای جهانی، مستقیما صورتحساب واردات را تحتتاثیر قرار میدهد. در چنین شرایطی، مازادهای محدود حساب جاری که پاکستان در نیمه نخست سال مالی جاری ثبت کرده بود، ممکن است بهطور کامل از بین برود. به عبارتی هرچه جنگ طولانیتر شود، خطر آنکه فشارهای خارجی دستاوردهای شکننده سالهای اخیر را خنثی کند، بیشتر خواهد شد. اقتصادی مانند پاکستان که همچنان با ظرفیت بسیار محدود برای تحمل شوکهای خارجی فعالیت میکند، تاب یک عقبگرد تازه را ندارد. چنین فشاری میتواند برای مردم سنگین تمام شود و حتی به منبعی جدید برای بیثباتی اقتصادی و اجتماعی بدل شود.
اختلال در جریان حواله
جنگ خاورمیانه یکی از حیاتیترین منابع درآمدی پاکستان را تهدید میکند: اشتغال در خارج از کشور و جریان حوالههای کارگران مهاجر.
هر سال صدها هزار پاکستانی برای کار به کشورهای حوزه خلیج فارس میروند. این مهاجرت، علاوه بر کاهش فشار بر بازار کار داخلی، درآمدی ایجاد میکند که میلیونها خانواده در پاکستان به آن وابسته هستند. این حوالهها نهتنها معیشت هزاران خانوار را تامین میکند، بلکه بهعنوان یک سپر مالی کلیدی برای کشور عمل میکند؛ چرا که بخشی از واردات را تامین مالی کرده و ذخایر ارزی را تقویت میکند.
گزارشهای اخیر نشان میدهد که بحران جاری در غرب آسیا ممکن است مانع از اعزام صدها هزار کارگر پاکستانی در سال جاری شود و حتی برخی از کارگران شاغل را وادار کند زودتر از موعد به کشور بازگردند. اگر جنگ طولانی شود، اثر آن بر جریان ورودی حوالهها میتواند بسیار شدیدتر از برآوردهای اولیه باشد. این وضعیت، اقتصاد پاکستان را با شمار بیشتری از کارگران بیکار روبهرو میکند، آن هم در زمانی که ظرفیت ایجاد شغل در داخل کشور همچنان محدود است.
هاب جدید لجستیک در منطقه؟
در حال حاضر هزینه بالای انرژی منجر به افزایش هزینه تولید در بخشهای کلیدی صادراتی پاکستان شده است. این مساله میتواند در ادامه رقابتپذیری خارجی این کشور را تضعیف کند. صنایعی مانند نساجی و سیمان که ستون فقرات صادرات کالایی پاکستان را تشکیل میدهند، بهشدت انرژیبر هستند و همین حالا نیز با حاشیه سود بسیار محدود فعالیت میکنند. با افزایش تعرفههای سوخت و برق در واکنش به قیمتهای جهانی، تولیدکنندگان ممکن است در دوراهی میان افزایش هزینههای ورودی و خریدارانی که بیش از گذشته به قیمت حساس هستند، گرفتار شوند.
در همین حال، نگرانیهایی درباره کند شدن شتاب سرمایهگذاری در ایالت بلوچستان نیز شکل گرفته است. برای نمونه شرکت Barrick Mining اعلام کرده که بحران غرب آسیا و نگرانیهای امنیتی، توسعه پروژه عظیم مس و طلا در ریکو دیک را به تعویق خواهد انداخت. این طرح که بهعنوان یکی از پروژههای شاخص برای رشد مبتنی بر معادن در پاکستان شناخته میشود، اکنون با کاهش احتمالی هزینهکرد و طولانیتر شدن زمانبندی اجرا روبهرو است. با این حال در میان این تحولات، یک نقطه روشن کوچک نیز دیده میشود: افزایش ارزش راهبردی بنادر پاکستان. موقعیت جغرافیایی این بنادر اکنون بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. برای نمونه، بندر گوادر شروع به دریافت بخشی از ترافیک دریایی منحرفشده کرده، زیرا خطوط کشتیرانی به دنبال مسیرهای امنتر دور از خلیج بحرانزده هستند.
بندر کراچی نیز در هفتههای اخیر با جهشی کمسابقه در ترافیک روبهرو بوده است؛ بهطوریکه تنها در ۲۴ روز نخست ماه مارس، حجمی از کانتینرها را جابهجا کرده که تقریبا معادل کل عملکرد سال گذشته آن است. اگر این روند ادامه یابد، میتواند درآمد اضافی ارزشمندی ایجاد کند و نقش بالقوه پاکستان را بهعنوان یکهاب لجستیک منطقهای تقویت کند. با این حال تاکنون اثرات بحران خاورمیانه بر اقتصاد پاکستان تا حدودی مهارشده است. برای نمونه اگرچه قیمت نفت افزایش یافته اما هنوز برای مدت طولانی از کنترل خارج نشده است؛ کمبود فوری عرضه نفت نیز وجود ندارد، زیرا تانکرها همچنان به پاکستان میرسند. از سوی دیگر، تورم بالا رفته اما هنوز از کنترل خارج نشده و حوالههای کارگران در ماه گذشته نیز در سطح قابل قبولی بوده است.