اصراری به خنده نیست
سعید داخ کارگردان
ایده اصلی اجرای نمایش «نینوچکا» فارغ از تمام اتفاقات معمول این بود که بیشتر به دنبال موقعیتهایی باشم که کمدی را به وجود بیاورند. این اثر برگردانی از یک فیلمنامه است و داستان اصلی درباره عشق میان لئون و نینوچکا است ولی در این نوشته ما بیشتر به سراغ جواهرات و اتفاقات دیگر رفتهایم و آن ماجراها را نمایانتر کردهایم. بدون شک این اثر با فیلم کاملا متفاوت است چرا که صحنه با تصویر تفاوت بسیاری دارد.
در دنیای تئاتر کارگردان باید براساس امکاناتی که دارد صحنهها را خلق کند بنابراین دچار یکسری محدودیتهایی است اما در تصویر به هرحال دست کارگردان بازتر است و میتواند داستان را با جزئیات بیشتری برای مخاطب بازگو کند. در این نمایش تقسیمبندی بین بازیگران برای خنداندن مخاطب وجود ندارد، چراکه در درجه اول آنچه حائز اهمیت است به وجود آمدن یکسری لحظات شاد است. من بهعنوان کارگردان کاری نکردهام که مخاطب بخندد و اصراری نیز به خنده مخاطب نداریم. ممکن است در یک اجرا مخاطب تنها با یک لبخند از سالن خارج شود اما لحظه شادی را گذرانده باشد. موقعیتهایی در نمایش وجود دارد که ممکن است مخاطب به آن بخندد اما اینکه بخواهیم بگوییم طراحی کار بهگونهای بوده که مخاطب باید حتما در این زمان بخندد وجود نداشته است چون موقعیتهای خوبی شکل گرفته که اگر باب میل مخاطب باشد قطعا میخندد و این اتفاق دقیقا تفاوت بین کمدی موقعیت با سایر کمدیهای فعلی است. این نمایش براساس فیلمنامه «نینوچکا» اثر بیلی وایلدر و به قلم مجتبی کاظمی نوشته شده و ارژنگ امیرفضلی، کامبیز امینی، کتانه افشارینژاد، امیر تیموری، جوانه دلشاد و... در آن ایفای نقش میکنند و در تماشاخانه دیوارچهارم روی صحنه میرود.