جدال کلیسا بر سر مفاهیم مسیحیت
وحید حلاج
در ابتدای قرن چهارم میلادی مسیحیت به دو گروه شرقی یونانی زبان و غربی لاتینی زبان تقسیم شده بود. شرقیان که بیشتر در سواحل شرقی مدیترانه ساکن بودند متاثر از فلسفه یونانی، پدر و پسر را یکی نمیدانستند و قائل به سلسله مراتبی میان آن دو بودند. مهمترین نماینده ایشان کشیشی جوان به نام آریوس بود که در اسکندریه زندگی میکرد. اسقف اعظم اسکندریه، الکساندر نام داشت و به همراه شمّاسی جوان به نام آتاناسیوس از مخالفان درجه یک آریوس به شمار میرفت. الکساندر و پیروانش بر این باور بودند که پدر و پسر هم در ذات و هم در ماهیت یکسانند و ترتبی میانشان برقرار نیست.
کنستانتین در سال ۳۲۵ میلادی دستور به تشکیل شورایی متشکل از حدود ۲۵۰ اسقف داد تا درباره این نزاع داوری کنند. این شورا در نیقیه برگزار شد و چون نظر امپراتور هم در مخالفت با آریوس بود بیانیه پایانی بر رد آریوسگرایی تاکید ورزید. از این تاریخ به بعد آریوس و اسقفانی همچون ائوسبیوس نیکومدیایی و ائوزوبیوس مرتد تلقی شده و تبعید شدند. در سال ۳۳۵ آریوس از دنیا رفت و دو سال بعد کنستانتین دار فانی را وداع گفت. پس از کنستانتین حکومت روم شرقی به نام پسرش کنستانتیوس که یک آریوسی بود افتاد و حکومت روم غربی بهدست پسر دیگرش کنستانس که طرفدار شورای نیقیه بود. از این به بعد تا سالهای متمادی، شرق در اختیار آریوسیها بود و غرب به محوریت کلیسای رم در اختیار نیقیهایها. تا اینکه در سال ۳۷۹ تئودوسیوس که یک نیقیه ای سرسخت بود بر تخت امپراتوری هر دو روم نشست و با همکاری اسقف آمبروز میلانی، شورایی به نام شورای قسطنطنیه را تشکیل داد که در پایان آن مقرر شد تا آریوسگرایی، که مسیح را هم تراز خدای پدر نمیدانست، بدعتی خطرناک معرفی شود و پیروان آن سزاوار مرگ.
کتاب «وقتی عیسی خدا شد» روایتی تاریخی و جذاب از این دهههای سراسر جدل و جنگ در جهان مسیحیت است. تشکیل دو شورا به فاصله ۵۶ سال که سرنوشت اعتقادات مسیحی را رقم زد و البته منشأ جدایی دو فرقه مهم کاتولیک به مرکزیت کلیسای رم و ارتدوکس با محوریت کلیساهای قسطنطنیه، انطاکیه، اسکندریه و بیتالمقدس شد. نویسنده کتاب، ریچارد ای. روبنستاین، استاد درس حل اختلاف و منازعه و امور اجتماعی در دانشگاه جرج میسون است. این کتاب را راضیه سلیمزاده ترجمه و نشر مرکز آن را به چاپ رسانده است.