تقدیر عجیب بازپرس خصوصی
اکبر حسنی کارگردان
چندی پیش به بیماری اماس دچار شدم اما بهدلیل تحریمها و مشکلات گرانی دارو نتوانستم آن را کنترل کنم و متاسفانه یک سال و نیم است که گرفتار سرطان خون نیز شدهام و از آن زمان تاکنون باید جلسات شیمی درمانی را پشتسر بگذارم و از این رو دچار فشارهای بسیاری هستم. منبع اصلی درآمد من از نویسندگی و کارگردانی در تئاتر است. در کنار تئاتر فعالیتهای دیگری چون خبرنگاری، نقد و تولید محتوا برای رسانهها را نیز به منظور امرارمعاش انجام میدهم. حدود ۳ یا ۴ سال در انتظار پاسخ از سوی مرکز هنرهای نمایشی برای اجرای نمایشم بودم که متاسفانه بهدلیل تغییر مدیریتها و دگرگونی شکل تئاتر تاکنون موفق به اجرای نمایشی نشدهام. پیش از این در انتخاب آثار به منظور اجرا مسائلی چون کیفیت اثر و طراحی اهمیت داشت که چندی است این رویه تغییر کرده و مدیران تنها به فروش گیشه فکر میکنند و بهدنبال چهرهها هستند.
بهعنوان هنرمندی که درحال جنگیدن با بیماری است از مدیران تماشاخانههای مختلف درخواست اجرا داشتم تا بتوانم هزینههای درمانیام را تامین کنم چراکه من تنها از تئاتر میتوانم امرارمعاش کنم. متاسفانه تلاشم به منظور اجرا در سالنهای دولتی که نیاز به پرداخت اجارهبها نباشد به نتیجه نرسید تا اینکه مجبور شدم به واسطه دوستان و تشکیل کمپینی بهدلیل نیاز به بستری، از خانواده تئاتر برای تامین هزینههای درمانی کمک بخواهم. در نهایت به کمک پیام عزیزی، مدیریت محترم تماشاخانه دیوار چهارم پذیرفت تا در شهریور ماه زمان اجرایی را بدون دریافت پیشپرداختی با عنوان اجاره برای اجرای نمایش «غروب روزهای آخر پاییز» در اختیار ما قرار دهد. زمان کوتاهی برای آمادهسازی نمایش داشتم و این اثر کمترین ریسک ممکن را برای پذیرفته شدن از سوی شورای نظارت و ارزشیابی اداره کل هنرهای نمایشی داشت. از آنجا که باید در ایام محرم نمایشم را اجرا میکردم باید به دنبال متنی بودم که امکان اجرا در این زمان را داشته باشد ضمن اینکه با توجه به وضعیت جسمی و زمان کوتاهی که برای تمرینات داشتم به دنبال نمایشنامهای بودم که پرسوناژ کمتری داشته باشد و از این رو تصمیم به اجرای این اثر از دورنمات گرفتم.
داستان نمایش از این قرار است که یک بازپرس خصوصی آثار نویسنده معروفی را که در ژانر جنایی مینویسد و جایزه نوبل دریافت کرده دنبال میکند و متوجه میشود تمام ۲۰ داستانی که او نوشته براساس واقعیتهایی بوده که خودش از سر گذرانده است.
در اجرا کاملا وفادار به ترجمه حمید سمندریان بودهام و هیچ حذف و اضافهای در آن صورت نگرفته است. این نمایش به جز در طراحی صحنه فضایی رئالیستی دارد و علاقهمند بودم که فضای صحنه دوسویه باشد اما شرایط و عمق سالن این امکان را به ما نداد. میز، صندلی، مبل و دکور صحنه پوشیده از کتاب است، کتابهایی که داستانهای آدمهایی که کشته شدهاند در آنها نوشته شده است.
معمولا زمانیکه صحبت از اجراهای حمایتی میشود دیگران تصور میکنند چند نفر دور هم جمع شدهاند تا بهواسطه یک نفر که نیاز به حمایت دارد تنها اثری را اجرا کنند. اما خوشبختانه از ابتدای کار قرار ما چنین نبود و ما کیفیت کار را در اولویت قرار دادیم و مساله حمایتی پس از کیفیت نمایش قرار دارد.
نمایش «غروب روزهای آخر پاییز» نوشته فردریش دورنمات و کار اکبر حسنی هر روز ساعت ۲۱:۱۵ در مجموعه تماشاخانه دیوار چهارم روی صحنه است و بازیگران این اثر نمایشی معمایی- جنایی، پیام عزیزی، علی مدنی و الهه پوراحسان هستند.
