از زندگی لذت ببر
مهدی ملک
بیشتر ارجاعات ژاک لکان به هنر از خلال سخنرانیهای هفتگی او در پاریس و در برابر گسترهای از روانشناسان، فیلسوفان، شاعران، نقاشان و دیگر علاقهمندان انجام میشد. لکان از ۱۹۵۳ تا ۱۹۶۳ در مرکز رواندرمانی قدیسآن به سخنرانی میپرداخت که مخاطبان آن در ابتدا عبارت بودند از روانکاوان تحت تعلیم انجمن روانکاوی پاریس، که او در سال ۱۹۳۴ به عضویت آن درآمده بود، و نیز افرادی از انجمن فرانسوی روانکاوی که او در سال ۱۹۵۳ به تشکیل آن کمک کرده بود. بیش از یک قرن از آغاز خوانشهای روانکاوانه از هنر میگذرد و اکنون بخش مهمی از تفسیر آثار هنری با ترسیم جنبههای روانکاوانه آنها معنا مییابد. بهباور استیون زد.لواین، خوانشهای روانکاوانه از آثار هنری بهویژه از آن رو اهمیت دارند که لایههای ناخودآگاه سوژههای بصری امروز را گرهگشایی کرده و عاقبت امکان رهایی او را فراهم میکنند.
عناوین سرفصلهای کتاب عبارت است از: رمز داوینچی از منظر لکان، شیء از دنیایی دیگر، ابژه گمشده، تصویر چیست؟، نشانگر بازنمایی، زن هستیم یا مرد؟، لذت ببر.
پیوند میان هنر و روانکاوی پس از فروید دو مسیر متفاوت را طی میکند: نخست خوانشهای اسطورهمحور یونگ و پیروانش از آثار هنری به مثابه تجسد افکار، تصورات و عواطف جمعی یا به یک معنا نوعی «ناخودآگاهی جمعی» سرکوبشده که به میانجیگری کهنالگوهایی مشترک در تاریخ فرهنگهای گوناگون حضور دارد. مسیری که در آن وظیفه نویسنده کشف الگوها و مفاهیم مقرر و فروبستهای چون سایه، آنیما و آنیموس، نقاب و... در اثر هنری است. مسیر دوم شاهراه ناهموار لکان و لکانیهاست. یونگ و پیروانش بر فاصلهگیری از فروید تاکید میکنند، در مقابل شعار همیشگی لکان، بازگشت به فروید است. با این حال هر تکرار و بازگشتی پیشاپیش تفاوتی را در خود نهفته دارد و از این رو بازگشت لکان به فروید نیز با سویههایی اساسا متفاوت همراه است.
به عبارت دیگر، ادعای کتاب این است که آموزههای لکان بر مبنای سه بعد تجربه امر واقع، نمادین و خیالی که موقعیت ما را نه در چنگال آهنین غرایز بلکه در دام منعطف و نرم فرهنگی سه ساحت از تجربه انسانی تبیین میکند، رویکردهای مفیدی را برای ما در مواجهه با درباره چگونگی تبدیل شدنمان به عضو جدیدی از گروههای فرهنگی کاملا متفاوت و طرح پرسشهای اساسی در زندگی و هنر پیشنهاد میکند.