نگاه منتقد

داستان‌هایی غریب؛ اختراع گذشته و آینده

شماره روزنامه: ۴۳۲۴ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۳۳۸۶۴۰۳ جمعه‌نامه

الناز رضایی

در میان رمان‎های مهم و پرفروش دو سال اخیر در ایران، آثار فردریک بکمن، نویسنده سوئدی و جولین بارنز، نویسنده پرآوازه بریتانیایی برنده جایزه بوکر چشم‌نوازی می‌کنند. بگذارید بنای معارفه این نوشتار را واخوانی موجز دو اثر مهم از بکمن و یک کتاب ارزشمند از بارنز قرار دهیم:

داستان‌هایی غریب؛ اختراع گذشته و آینده

در داستان «درک یک پایان» جولین بارنز با سال‌های پایانی عمر پیرمردی به نام تونی وبستر مواجهیم. راوی به‌نوعی بار قصه را از خلال کثرت فلسفه‌بافی‌ها و خرده روایت‌ها در مروری ذهنی از گذر عمر به دوش می‌کشد. آنجا که تونی می‌گوید: «ظاهرا یکی از تفاوت‌های جوانی و سالمندی این است که وقتی جوانیم آینده‌‌های مختلفی را برای خود اختراع می‌کنیم و وقتی پیر می‌شویم گذشته‌های مختلفی برای دیگران.» روی جلد کتاب بکمن جمله‌ای از مجله اشپیگل آمده است: «کسی که از این رمان خوشش نیاید بهتر است هیچ کتابی نخواند.» داستان «مردی به نام اوه» حدیث نفس تنهایی انسان مستاصل و درمانده معاصر است در آستانه شصت سالگی و درک عمیق بی‌کسی در عینیت فقدان عزیزان و بیکاری و کهولت. لمس حضور مردی عبوس و منزوی در تکاپوی خودکشی که با روایت سوم شخص به بیان می‌آید و بکمن در لفافه طنزی منتقد، انسان و دنیای مدرن را به چالش می‌کشاند و عشق و نفرت را در بستر حوادث، هنرمندانه می‌گستراند.

کتاب دیگر بکمن با عنوان «مادربزرگ سلام می‌رساند و می‌گوید متاسف است» همزمانی - هم مکانی سه نسل از یک خانواده را در قیاس‌های شخصیتی با یکدیگر درسطور آغازین داستان برای خواننده برملا می‌کند: دخترک شیطان و باهوش ۷ ساله، مادربزرگ نیمه دیوانه پرشور و حال و مادری منضبط و سختگیر نیز ماجرای حدوث پیوندی عمیق، موثر، خیال‌انگیز میان مادربزرگ و السا در پیوند با شخصیت شاداب و کودک گون مادربزرگ است که سبب‌ساز تقویت قوای تخیل، هوش و بعدسازی او از هم سالانش و به‌نوعی عقلانیت زودرسش است. السا با قصه‌‌های تخیلی مادربزرگ، مهیج‌‌ترین حوادث را تجربه می‌کند تا در نهایت، این ماجراجویی‌ها به عالم واقع نیز کشانده می‌شود.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

ارسال دیدگاه

دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن