وقتی همه گزینه‌های سرمایه‌گذاری پرریسک می‌شوند؛

معمای پناهگاه‌های مالی

شماره روزنامه: ۶۶۸۵ تاریخ چاپ: شماره خبر: ۴۳۰۲۶۶۴ بورس

دنیای اقتصاد- محمدامین مکرمی: افزایش نگرانی‌ها درباره ارزش سهام، بدهی دولت‌ها و مسیر تورم، انتخاب محل نگهداری دارایی را برای سرمایه‌گذاران دشوارتر کرده است. در نگاه نخست، فروش سهام و انتقال منابع به وجه نقد یا اوراق دولتی می‌تواند راهی برای دور ماندن از نوسان بازار باشد. اما این تصمیم تنها زمانی منطقی است که گزینه جایگزین واقعا از قدرت خرید دارایی محافظت کند و ریسک تازه‌ای به سبد سرمایه‌گذاری نیفزاید. در اقتصادی که قیمت‌ها همچنان بالا می‌روند و دولت‌ها برای تامین هزینه‌های خود به استقراض گسترده نیاز دارند، هیچ دارایی را نمی‌توان بدون بررسی شرایط، پناهگاهی امن دانست.

براساس گزارش فایننشال‌تایمز، بازار سهام در سال‌های اخیر از رشد شرکت‌های فناوری و سرمایه‌گذاری سنگین در زیرساخت‌های هوش مصنوعی سود برده است. با این حال، افزایش سهم شمار محدودی از شرکت‌های بزرگ در شاخص‌های جهانی، آسیب‌پذیری بازار را بیشتر کرده است. اگر انتظارات مربوط به درآمد آینده این شرکت‌ها برآورده نشود، افت قیمت چند سهم بزرگ می‌تواند بر شاخص‌های اصلی و دارایی‌میلیون‌ها سرمایه‌گذار اثر بگذارد. مساله فقط گران بودن یک سهم نیست، تمرکز سرمایه در بخش محدودی از بازار، احتمال انتقال شوک از یک صنعت به کل بازار را افزایش می‌دهد.

سایمون ادلستن، مدیر سرمایه‌گذاری در بازار سهام، استدلال می‌کند که خطر سهام را باید در کنار خطر گزینه‌های جایگزین سنجید. این نگاه به معنای نادیده گرفتن احتمال اصلاح قیمت‌ها نیست، بلکه یادآوری می‌کند که مقایسه دارایی‌ها بدون توجه به تورم، نرخ بهره و وضعیت مالی دولت‌ها می‌تواند تصویری ناقص به‌دست دهد. سرمایه‌گذار ممکن است از افت کوتاه‌مدت سهام بگریزد، اما در عوض با کاهش قدرت خرید پول یا زیان ناشی از تغییر نرخ بهره روبه‌رو شود.

تورم و قدرت خرید

وجه نقد معمولا برای دوره‌های پرنوسان جذاب است؛ زیرا ارزش اسمی آن در حساب بانکی تغییر نمی‌کند و دسترسی به آن آسان است. با این همه، ثبات عدد موجودی به معنای ثبات ارزش واقعی آن نیست. اگر هزینه خوراک، انرژی، مسکن و خدمات افزایش یابد، همان مبلغ کالاها و خدمات کمتری می‌خرد. بنابراین، نگهداری پول نقد ممکن است نوسان روزانه را کاهش دهد، اما در دوره تورمی به فرسایش تدریجی دارایی منجر شود. ارزیابی درست این گزینه باید بر مبنای بازده واقعی، یعنی بازده پس از کسر تورم، انجام شود، نه صرفا مبلغ ثبت‌شده در حساب. سهام نیز در برابر تورم مصون نیست. افزایش هزینه مواد اولیه، دستمزد و تامین مالی می‌تواند حاشیه سود شرکت‌ها را کاهش دهد و ارزش بازار آنها را پایین بیاورد. با این حال، بعضی بنگاه‌ها قدرت انتقال بخشی از افزایش هزینه‌ها به مشتریان را دارند. اگر تقاضا برای محصولاتشان پایدار بماند و رقابت مانع افزایش قیمت نشود، درآمد و سود آنها می‌تواند همگام با سطح عمومی قیمت‌ها رشد کند. این ویژگی برای همه شرکت‌ها یکسان نیست و به کیفیت مدیریت، ساختار بازار، بدهی بنگاه و توان حفظ مشتری بستگی دارد. تنوع‌بخشی در سبد سهام اهمیت دارد. سرمایه‌گذاری محدود در چند شرکت پرطرفدار، حتی اگر آن شرکت‌ها از نظر فناوری پیشرفته باشند، ریسک زیادی ایجاد می‌کند. ترکیب صنایع مختلف و بازارهای جغرافیایی متفاوت می‌تواند وابستگی سبد به یک عامل را کاهش دهد. شرکت‌های خدماتی، مخابراتی، صنعتی و تولیدکنندگان انرژی با شرایط اقتصادی یکسانی روبه‌رو نیستند و عملکرد آنها در دوره‌های مختلف تورمی تفاوت دارد. البته تنوع‌بخشی زیان را حذف نمی‌کند؛ هدف آن جلوگیری از وابستگی بیش از اندازه به یک صنعت، کشور یا فرض اقتصادی است.

اوراق قرضه زیر فشار

اوراق بدهی دولت‌ها نیز همواره دارایی بی‌خطر نیستند. قیمت این اوراق با تغییر نرخ بهره و انتظارات تورمی بالا و پایین می‌شود. هنگامی که بازده مورد انتظار بازار افزایش می‌یابد، قیمت اوراق قدیمی با نرخ سود پایین‌تر معمولا افت می‌کند. این اثر در اوراق بلندمدت شدیدتر است؛ زیرا پرداخت‌های ثابت آنها برای سال‌های بیشتری در معرض تغییر نرخ‌ها قرار دارند. بنابراین، سرمایه‌گذاری که اوراق را پیش از سررسید می‌فروشد، ممکن است با زیان قابل‌توجهی روبه‌رو شود، حتی اگر دولت ناشر از بازپرداخت بدهی خودداری نکرده باشد.

مساله دیگر، افزایش نیاز دولت‌ها به تامین مالی است. بدهی انباشته، کسری بودجه و هزینه‌های رو به رشد دفاعی، رفاهی و زیرساختی، عرضه اوراق دولتی را بالا می‌برد. همزمان، شرکت‌های خصوصی باید بدهی‌های سررسیدشده خود را تمدید کنند و بنگاه‌های فعال در فناوری برای اجرای طرح‌های بزرگ به منابع تازه نیاز دارند. اگر تقاضای سرمایه‌گذاران با این حجم عرضه هماهنگ نباشد، دولت‌ها و شرکت‌ها ممکن است ناچار شوند سود بیشتری پیشنهاد دهند. افزایش بازده اوراق، هزینه تامین مالی را بالا می‌برد و می‌تواند ارزش‌گذاری سهام را نیز تحت فشار قرار دهد. این پیوند نشان می‌دهد که بازار سهام و بازار بدهی را نمی‌توان جدا از یکدیگر تحلیل کرد. بالا رفتن نرخ بازده اوراق، بازدهی قابل دسترس در دارایی‌های کم‌ریسک‌تر را افزایش می‌دهد و بخشی از سرمایه را از سهام دور می‌کند. در عین حال، نرخ‌های بالاتر هزینه وام‌گیری شرکت‌ها را بالا می‌برد و ارزش فعلی سودهای مورد انتظار در آینده را کاهش می‌دهد. با وجود این، واکنش بازارها همیشه فوری یا یکسان نیست. رشد سود شرکت‌ها، انتظارات تورمی و چشم‌انداز سیاست پولی می‌توانند اثر نرخ بهره را تعدیل کنند یا به تعویق بیندازند.

فراتر از شاخص‌ها

بالا بودن شاخص‌های اصلی لزوما به این معنا نیست که تمام سهم‌ها گران شده‌اند. وزن بالای شرکت‌های فناوری در شاخص‌های بزرگ می‌تواند تصویر کلی را به سمت ارزش‌گذاری‌های بالا منحرف کند. در چنین شرایطی، بررسی جداگانه صنایع و شرکت‌ها اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. برخی شرکت‌ها ممکن است با قیمت‌هایی معامله شوند که رشد آینده آنها را بیش از اندازه خوش‌بینانه فرض می‌کند؛ درحالی‌که بنگاه‌های سودآور در صنایع کمتر محبوب همچنان ارزش‌گذاری متعادل‌تری دارند. مقایسه باید بر پایه سود پایدار، بدهی، جریان نقدی و چشم‌انداز تقاضا انجام شود. حتی در صنعت هوش مصنوعی نیز همه شرکت‌ها موقعیت مشابهی ندارند. تولیدکنندگان تجهیزات، شرکت‌های سازنده مراکز پردازش و بنگاه‌هایی که خدمات تازه عرضه می‌کنند، از منابع درآمد و ساختار هزینه متفاوتی برخوردارند. افزایش فروش یا ارزش بازار به تنهایی ثابت نمی‌کند که سرمایه‌گذاری انجام‌شده بازده مناسبی خواهد داشت. برای ارزیابی این شرکت‌ها باید پرسید چه مقدار از درآمد به سود تبدیل می‌شود، چه میزان سرمایه تازه لازم است و مشتریان تا چه اندازه حاضرند برای خدمات جدید پول بپردازند. هرچه فاصله میان ارزش بازار و توان درآمدزایی بیشتر باشد، قیمت سهام در برابر تغییر انتظارات حساس‌تر خواهد بود. برای سرمایه‌گذاران، نتیجه عملی این بحث نه فروش شتاب‌زده دارایی‌هاست و نه نادیده گرفتن هشدارها. نخست باید افق زمانی سرمایه‌گذاری، نیاز به نقدینگی و توان تحمل زیان روشن باشد. منابعی که در آینده نزدیک برای هزینه‌های ضروری لازم‌اند، نباید در معرض نوسان شدید قرار گیرند. در مقابل، دارایی‌های بلندمدت را می‌توان با توجه به اهداف مالی، میزان ریسک و تنوع سبد ارزیابی کرد. بازبینی دوره‌ای ترکیب دارایی‌ها و پرهیز از تصمیم‌گیری بر پایه هیجان روزانه، اهمیت بیشتری از پیش‌بینی دقیق حرکت بعدی بازار دارد.

در شرایط کنونی، هیچ گزینه‌ای به تنهایی پاسخگوی همه نگرانی‌ها نیست. وجه نقد در برابر افت ناگهانی قیمت‌ها انعطاف ایجاد می‌کند؛ اما در برابر تورم آسیب‌پذیر است. اوراق دولتی می‌توانند درآمد مشخصی فراهم کنند؛ اما از تغییر نرخ بهره و افزایش عرضه بدهی اثر می‌پذیرند. سهام امکان مشارکت در رشد واقعی بنگاه‌ها را می‌دهد، ولی با خطر کاهش سود و افت ارزش بازار همراه است. راهبرد سنجیده، شناخت ریسک‌های متفاوت، توزیع دارایی میان گزینه‌های متناسب و توجه به قیمت خرید است. در بازاری که همه مسیرها هزینه و عدم قطعیت دارند، تصمیم بهتر نه یافتن پناهگاهی بی‌خطر، بلکه انتخاب آگاهانه میان ریسک‌هایی است که می‌توان آنها را فهمید و مدیریت کرد.

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید
دنیای اقتصاد را بعنوان منبع مورد اعتماد خود به گوگل معرفی کنید افزودن