استراحت شاخصها پس از ثبت بازدهی ۹۳درصدی در نیمه نخست سال
تداوم اصلاح در بورس تهران
معاملات دیروز بورس تهران با کاهش ۱.۴۳درصدی شاخص کل پایان یافت و این نماگر در سطح ۷میلیون و ۱۵۳هزار واحد قرار گرفت. شاخص هموزن نیز ۰.۴۸درصد کاهش یافت و به محدوده یکمیلیون و ۹۲۹هزار واحد رسید. در فرابورس اما شرایط متفاوت بود و شاخص کل این بازار رشد ۰.۰۸درصدی را ثبت کرد. آنچه در بررسی عملکرد اخیر بازار اهمیت دارد، قرار دادن افت روزهای گذشته در کنار بازدهی قابلتوجه ماههای قبل است.
شاخص کل بورس در نیمه نخست سال ۹۳درصد افزایش ارتفاع داشت؛ رشدی که در مقایسه با بسیاری از دورههای تاریخی بازار، حرکت قابلتوجهی محسوب میشود. طبیعتا حرکت قیمتها در یک مسیر صعودی نمیتواند برای همیشه با یک شیب ثابت ادامه پیدا کند و در چنین شرایطی، اصلاح بخشی از مسیر طیشده، یکی از رفتارهای معمول بازارهای مالی است. در واقع، رشد قیمتها در یک دوره مشخص معمولا موجب افزایش فاصله میان ارزش سهام و قیمتهایی میشود که سرمایهگذاران حاضر به معامله در آن هستند. در ادامه، با تغییر رفتار معاملهگران، بخشی از این فاصله میتواند از طریق کاهش قیمتها، افزایش زمان برای تثبیت ارزشها یا ترکیبی از این دو تعدیل شود. بنابراین، افت نماگرهای سهامی پس از یک دوره طولانی صعود، لزوما به معنای تغییر بنیادین مسیر بازار نیست و باید در بستر عملکرد گذشته مورد ارزیابی قرار گیرد.
شاخصها در مسیر تعدیل
فشار عرضه در معاملات دیروز در شرایطی خود را نشان داد که هفته گذشته نیز شاخص کل پس از هشت هفته رشد متوالی، وارد محدوده منفی شده بود. به این ترتیب، بازار سهام اکنون در حال تجربه دورهای است که میتوان آن را مرحله تعدیل بخشی از رشدهای گذشته دانست. اهمیت این موضوع از آنجا ناشی میشود که شاخص کل طی ماههای گذشته با سرعت قابلتوجهی افزایش یافته و طبیعی است که پس از چنین حرکتی، بخشی از فعالان بازار اقدام به شناسایی سود و کاهش وزن سهام در پرتفوی خود کنند. البته شدت افت در شاخص هموزن کمتر از شاخص کل بود. این نماگر دیروز ۰.۴۸درصد کاهش یافت، درحالیکه افت شاخص کل به ۱.۴۳درصد رسید. چنین اختلافی نشان میدهد که رفتار نمادهای بزرگ بازار در مقایسه با سهام کوچکتر و متوسط متفاوت بوده است.
از سوی دیگر، پایان معاملات با حضور ۵۳درصد از نمادها در محدوده مثبت و ۴۷درصد در محدوده منفی همراه شد. بنابراین، اگرچه شاخص کل کاهش محسوسی را ثبت کرد، اما وضعیت کلی نمادها از فشار فروش یکپارچه در تمام بازار حکایت نداشت. نکته مهم دیگر این است که اصلاح قیمتی میتواند نقش مهمی در تنظیم دوباره انتظارات معاملهگران داشته باشد. پس از دورهای که بازدهیهای بالا در بازار ثبت شده است، ادامه رشد بدون وقفه میتواند انتظارات غیرواقعی درباره تداوم بازدهیهای بالا ایجاد کند. اصلاح، در این شرایط فرصتی برای بازگشت تدریجی قیمتها و انتظارات به سطوح متعادلتر فراهم میکند.
نقدینگی در انتظار تعادل
در جریان معاملات دیروز، ارزش معاملات خرد بازار سهام در محدوده ۴۵هزار میلیارد تومان قرار گرفت. در کنار این رقم، حدود ۶هزار و ۲۵۴میلیارد تومان پول توسط سرمایهگذاران حقیقی از گردونه معاملات سهام خارج شد. خروج پول حقیقیها در کنار افت شاخص کل نشان میدهد بخشی از معاملهگران در شرایط فعلی ترجیح دادهاند پس از رشد قابلتوجه ماههای گذشته، از دور نظارهگر معاملات سهام باشند. با این حال، سطح ارزش معاملات خرد همچنان نشان میدهد که بازار از منظر گردش نقدینگی با رکود معاملاتی مواجه نیست. تفاوت میان افت قیمتها و کاهش فعالیت معاملاتی در شرایط فعلی اهمیت زیادی دارد. بازار میتواند در شرایطی که حجم قابلتوجهی از معاملات در آن جریان دارد، وارد فاز اصلاح شود؛ به این معنا که نقدینگی همچنان در بازار حضور داشته باشد اما در قیمتهای پایینتر میان خریداران و فروشندگان جابهجا شود. از این منظر، اصلاح فعلی را میتوان بخشی از فرآیند تنظیم مجدد بازار پس از یک دوره رشد پرشتاب دانست.
شاخص کل تنها در نیمه نخست سال ۹۳درصد رشد کرده و پس از آن نیز بازار برای هشت هفته متوالی مسیر صعودی را پیموده است. در چنین شرایطی، انتظار برای ادامه حرکت یکطرفه قیمتها بدون وقفه، با منطق رفتار بازارهای مالی همخوانی ندارد. دورههای استراحت و اصلاح میتوانند به بازار فرصت دهند تا بخشی از هیجان ناشی از رشدهای گذشته تخلیه شود و قیمتها در سطوح جدید با تقاضای تازه مواجه شوند.
در نهایت، مسیر آینده بورس را باید در کنار متغیرهایی همچون جریان نقدینگی، رفتار سرمایهگذاران حقیقی، ارزش معاملات و شرایط بازارهای موازی دنبال کرد. افت روزهای اخیر به خودی خود نمیتواند تصویری کامل از روند آتی بازار ارائه دهد؛ بلکه نحوه واکنش تقاضا به سطوح فعلی قیمتها اهمیت بیشتری خواهد داشت. پس از رشد ۹۳درصدی شاخص کل در شش ماه نخست سال، تجربه یک دوره اصلاحی میتواند بخشی از فرآیند طبیعی بازار برای بازتعریف تعادل میان قیمتها و انتظارات باشد.