از اوج 99 تا اوج 1405

 علی عبدالمحمدی:  شش سال از یکی از مهم‌ترین بزنگاه‌های تاریخ بورس تهران گذشته است؛ روزهایی که بازار سهام در اوج رونق، رکوردهایی کم‌سابقه ثبت می‌کرد و همزمان نشانه‌های هشدار در گوشه ‌و کنار معاملات دیده می‌شد. در ۱۹ مرداد ۱۳۹۹، شاخص کل در محدوده ۲‌میلیون و ۷۸ هزار واحد قرار داشت و بازدهی آن از ابتدای سال به حدود ۳۰۵ درصد رسیده بود. تنها یک روز بعد، ورق بازار برگشت و دوره‌ای آغاز شد که پیامدهای آن تا سال‌ها بر رفتار معامله‌گران و نگاه عمومی به بورس سایه انداخت.

رونق بی‌سابقه در چهار ماه نخست

رشد بازار سهام در سال ۱۳۹۹ از مدت‌ها قبل آغاز شده بود. از نیمه دوم سال ۱۳۹۸، ورود نقدینگی و افزایش تقاضا شتاب گرفت و بخش بزرگی از نمادها در مسیر صعودی قرار گرفتند. در فاصله اسفند ۱۳۹۷ تا تیر ۱۳۹۹، بورس تهران در ۱۶ ماه از ۱۷ ماه بازدهی مثبت ثبت کرد و تنها آبان ۱۳۹۸ با افت 1.1 درصدی همراه شد. این روند در بهار ۱۳۹۹ به اوج رسید؛ شاخص کل در این فصل ۱۴۸ درصد رشد کرد و در تیرماه نیز با جهش ۵۱ درصدی، رکوردی تاریخی برجای گذاشت. در چنین فضایی، نگرانی از جاماندن از بازار به یکی از محرک‌های اصلی رفتار سرمایه‌گذاران تبدیل شده بود. صف‌های خرید، رشد مداوم قیمت‌ها و ورود سرمایه‌گذاران تازه‌وارد، این تصور را تقویت می‌کرد که روند صعودی می‌تواند ادامه‌دار باشد. با این حال، همزمان فاصله قیمت بسیاری از سهم‌ها با ارزش‌های بنیادی افزایش یافته بود و نشانه‌های شکل‌گیری حباب قیمتی بیش از گذشته به چشم می‌آمد.

 رکوردهایی که ماندگار شدند

رونق سال ۱۳۹۹ تنها به رشد شاخص محدود نبود. در ۲۳ اردیبهشت همان سال، ارزش روزانه معاملات سهام از منظر دلاری به حدود یک‌میلیارد و ۴۵۱‌میلیون دلار رسید؛ رکوردی که تاکنون تکرار نشده است. همچنین از ابتدای سال تا ۱۹ مرداد، حدود ۱۱۴ همت پول حقیقی‌ها وارد معاملات سهام شد. ارزش دلاری بازار نیز در ۲۰ مرداد به حدود ۴۳۳‌میلیارد دلار رسید؛ سطحی که همچنان رکورد تاریخی بازار محسوب می‌شود. اما همین اعداد، سوی دیگر رونق را نیز نشان می‌دادند. سرعت رشد قیمت‌ها به اندازه‌ای بالا رفته بود که بسیاری از معیارهای ارزش‌گذاری و سنجه‌های آماری بازار از میانگین‌های بلندمدت خود فاصله گرفته بودند. به همین دلیل، بازار در برابر یک شوک منفی، ظرفیت بالایی برای اصلاح داشت.

 آغاز سقوط بازار

صبح ۲۰ مرداد، شاخص کل در مقطعی تا محدوده ۲‌میلیون و ۱۰۳ هزار واحد پیش رفت، اما از همان روز مسیر معاملات تغییر کرد. موج فروش شکل گرفت و در پنج روز معاملاتی متوالی، شاخص کل به محدوده میانی کانال یک‌میلیون و ۸۰۰ هزار واحد عقب نشست. با این حال، اصلاح به یک افت کوتاه‌مدت محدود نشد و روند نزولی ماه‌ها ادامه یافت. در نهایت شاخص کل در سوم خرداد ۱۴۰۰ به حدود یک‌میلیون و ۹۵ هزار واحد رسید؛ یعنی بیش از ۴۷ درصد پایین‌تر از اوج تاریخی مرداد ۱۳۹۹. در بسیاری از نمادها نیز افت قیمت بسیار شدیدتر بود و برخی سهم‌ها بیش از ۸۰ درصد از ارزش خود را نسبت به سقف تاریخی از دست دادند. بازار سهام سرانجام در فروردین ۱۴۰۲، پس از حدود ۳۱ ماه، توانست دوباره از سقف مرداد ۱۳۹۹ عبور کند.

 چرایی ترکیدن حباب

در کنار رشد بیش از اندازه قیمت‌ها، تحولات نرخ بهره نیز در شکل‌گیری و سپس تشدید این روند نقش داشت. شیوع کرونا و کاهش فعالیت اقتصادی در زمستان ۱۳۹۸، تقاضا برای تسهیلات بانکی را کاهش داد و نرخ بهره بین‌بانکی برای مدتی به سطوح بسیار پایین، حتی حدود ۸ درصد، رسید. کاهش نرخ سود سپرده‌ها تا محدوده ۱۵ درصد نیز جذابیت دارایی‌های مالی را افزایش داد و زمینه را برای ورود نقدینگی به بازار سهام فراهم کرد. در ادامه، افزایش نرخ بهره به عاملی منفی برای ارزش‌گذاری سهام تبدیل شد. تغییر جهت سیاست پولی، در بازاری که قیمت‌ها از ارزش‌های بنیادی فاصله زیادی گرفته بودند، فشار فروش را تشدید کرد. اختلاف میان وزارتخانه‌ها درباره عرضه صندوق پالایش یکم نیز از نگاه فعالان بازار، پیام نامطمئنی درباره تداوم حمایت دولت ارسال کرد و به تشدید بی‌اعتمادی انجامید.

این تجربه نشان داد ورود گسترده سرمایه‌گذاران تازه‌وارد، بدون آموزش و تحلیل، می‌تواند ریسک تصمیم‌های هیجانی را در دوره‌های صعودی و نزولی افزایش دهد. 6 سال بعد، مقایسه اعداد تصویری متفاوت ارائه می‌دهد. شاخص کل در پایان معاملات روز گذشته در سطح ۵‌میلیون و ۶۵۴ هزار واحد ایستاد؛ سطحی که همزمان اوج کنونی این نماگر نیز محسوب می‌شود. بنابراین شاخص نسبت به اوج سال ۱۳۹۹ حدود ۱۷۲ درصد رشد کرده است. در همین فاصله، دلار آزاد حدود ۷۴۱ درصد افزایش یافته است. این مقایسه نشان می‌دهد اگرچه بورس تهران پس از سقوط سال ۱۳۹۹ دوباره مسیر صعودی را طی کرده، اما در افق 6 ساله، رشد آن از تورم عمومی و برخی بازارهای موازی عقب مانده است. تجربه مرداد ۱۳۹۹ نیز همچنان یادآور این واقعیت است که رشد سریع قیمت‌ها، بدون پشتوانه متناسب بنیادی، می‌تواند فاصله میان رونق و ریزش را بسیار کوتاه کند.