رشد دوبرابری  درآمد صنایع بورسی

شگفتانه‌های صنایع بورس تهران

در میان گروه‌های برخوردار از رشد قابل‌توجه درآمد، محصولات کشاورزی، لبنی و کاشی و سرامیک جایگاه ویژه‌ای دارند. در این صنایع، رشد درآمد صرفا ناشی از افزایش نرخ ارز نبوده و رشد قیمت فروش محصولات نیز نقش پررنگی در بهبود عملکرد ماهانه داشته است. به همین دلیل، در ارزیابی این شرکت‌ها باید میان رشد اسمی فروش و رشد واقعی مقدار و نرخ فروش تفکیک قائل شد. افزایش نرخ فروش در شرایطی که هزینه‌های تولید نیز در حال افزایش است، تنها زمانی می‌تواند به بهبود سودآوری منجر شود که حاشیه سود شرکت‌ها نیز توان حفظ یا افزایش داشته باشد. از این منظر، گزارش‌های ماهانه تیرماه برای برخی شرکت‌های این گروه‌ها سیگنال مثبتی از قدرت قیمت‌گذاری و انعطاف‌پذیری درآمدی آنها ارسال کرده است.

در صنعت محصولات کشاورزی، افزایش نرخ فروش در کنار تغییرات قیمت محصولات، امکان رشد درآمد شرکت‌ها را فراهم کرده است. در بخش لبنی نیز افزایش قیمت محصولات توانسته بخشی از فشار ناشی از رشد هزینه‌های تولید را پوشش دهد. کاشی و سرامیک نیز از جمله صنایعی است که افزایش نرخ فروش در آن اهمیت ویژه‌ای دارد و رشد درآمد تیرماه شرکت‌های این گروه را نمی‌توان صرفا به رشد نرخ ارز نسبت داد. البته تداوم این روند به میزان تقاضای داخلی و قدرت خرید مصرف‌کنندگان نیز وابسته است؛ عاملی که می‌تواند در ماه‌های آینده به یکی از مهم‌ترین متغیرهای تعیین‌کننده عملکرد این صنایع تبدیل شود.

در سوی دیگر، تولیدکنندگان فلزات گران‌بها و فلزات اساسی نیز از ترکیب مطلوب قیمت‌های جهانی و رشد نرخ ارز بهره بردند. قیمت مس، روی و آلومینیوم و همچنین طلا در سطوحی بالاتر از سال گذشته قرار دارد و افزایش نرخ دلار نیز اثر این رشد جهانی را در صورت‌های مالی شرکت‌های داخلی تقویت کرده است. در چنین شرایطی، شرکت‌های صادرات‌محور از دو مسیر افزایش نرخ ارز و رشد قیمت جهانی محصولات می‌توانند درآمد خود را افزایش دهند. این موضوع به‌ویژه در شرایطی اهمیت دارد که بخش قابل‌توجهی از درآمد شرکت‌های این گروه‌ها ارزی است.

صنعت فرآورده‌های نفتی نیز از همین مسیر منتفع شده است. رشد قیمت نفت و فرآورده‌های نفتی در بازارهای جهانی، در کنار افزایش نرخ ارز، افزایش قابل‌توجه درآمد این صنعت را رقم زده است. نکته مهم آن است که رشد درآمد شرکت‌های این گروه باعث شده است نسبت قیمت به سود برخی از آنها همچنان در سطوح نسبتا پایین‌تری نسبت به بخش‌هایی از بازار قرار داشته باشد. بنابراین، در شرایطی که بخشی از صنایع با افزایش نسبت P/E مواجه شده‌اند، رشد سودآوری می‌تواند همچنان از جذابیت نسبی برخی شرکت‌های پالایشی حمایت کند.

بزرگان عقب نشستند

در مقابل گروه‌هایی که کارنامه سبزی از خود برجای گذاشتند، برخی صنایع بزرگ بازار با چالش‌های جدی‌تری مواجه شدند. فولاد، پتروشیمی و سیمان در تیرماه تحت‌تاثیر اختلال در تامین انرژی و کاهش ظرفیت تولید قرار گرفتند؛ ریسکی که در سال‌های اخیر به یکی از مهم‌ترین تهدیدهای عملیاتی صنایع انرژی‌بر تبدیل شده است. افزایش نرخ ارز زمانی می‌تواند به رشد درآمد شرکت‌های این صنایع منجر شود که بنگاه امکان حفظ سطح تولید و فروش را داشته باشد. در غیر این صورت، رشد قیمت فروش ممکن است تنها بخشی از اثر کاهش مقدار تولید را جبران کند.

صنعت سیمان در تیرماه نسبت به ماه مشابه سال قبل تنها ۵۴درصد افزایش درآمد داشت؛ رقمی که در مقایسه با رشد بیش از ۱۰۰درصدی مجموع شرکت‌های بورسی، فاصله معناداری دارد. محدودیت‌های انرژی و افت تولید در برخی شرکت‌ها در کنار وضعیت تقاضا، باعث شده است رشد درآمد این صنعت نتواند همپای افزایش نرخ ارز حرکت کند. از سوی دیگر، افزایش هزینه‌های تولید نیز می‌تواند بخشی از اثر رشد نرخ فروش را خنثی کند و در نتیجه، برای ارزیابی جذابیت سهام سیمانی، توجه به سودآوری و حاشیه سود اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

عملکرد پتروشیمی‌ها حتی ضعیف‌تر بود. این صنعت در تیرماه تنها ۱۳درصد رشد درآمد نقطه‌به‌نقطه را ثبت کرد. کاهش بخشی از ظرفیت تولید، محدودیت‌های انرژی و اختلال در زنجیره تامین، مانع از آن شد که شرکت‌های پتروشیمی از رشد نرخ ارز و قیمت محصولات به‌طور کامل منتفع شوند. در مقیاس چهارماهه نیز درآمد این صنعت نسبت به مدت مشابه سال قبل با افت ۵درصدی همراه شده است. این ارقام نشان می‌دهد که رشد نرخ ارز به تنهایی تضمینی برای رشد درآمد شرکت‌ها نیست و ظرفیت تولید، تداوم عملیات و دسترسی به نهاده‌های تولید نیز در شرایط فعلی اهمیت ویژه‌ای دارد.

انتخاب درست

در شرایطی که بازار سرمایه همزمان با ریسک‌های سیاسی، اقتصادی و محدودیت‌های تامین انرژی مواجه است، گزارش‌های ماهانه تیرماه اهمیت انتخاب سهام را بیش از گذشته برجسته می‌کند. سرمایه‌گذاران صرفا با مشاهده رشد اسمی درآمد نباید درباره جذابیت یک سهم تصمیم‌گیری کنند، بلکه کیفیت این رشد، حاشیه سود، ظرفیت تولید، میزان وابستگی به انرژی، نرخ ارز و چشم‌انداز قیمت محصولات نیز باید در کنار ارزش‌گذاری شرکت قرار گیرد.

از سوی دیگر، عملکرد بهتر برخی شرکت‌های کوچک و متوسط در گزارش‌های تیرماه می‌تواند توجه بازار را به این بخش افزایش دهد؛ به‌ویژه اگر رشد درآمد آنها با بهبود حاشیه سود همراه شده باشد. در شرایطی که نسبت شاخص کل به شاخص هموزن در مسیر نزولی قرار گرفته و احتمال تداوم توجه بازار به نمادهای کوچک‌تر وجود دارد، انتخاب سهم‌هایی که درگیر ریسک‌های شدید عملیاتی نیستند، می‌تواند به مدیریت ریسک پرتفوی کمک کند.

با این حال، نباید رشد صنایع کوچک‌تر را به معنای کنار گذاشتن کامل شرکت‌های بزرگ دانست. فرآورده‌های نفتی و برخی تولیدکنندگان فلزات نظیر مس و آلومینیوم، به‌دلیل برخورداری از پشتوانه قیمت‌های جهانی و اثرپذیری مثبت از نرخ ارز، می‌توانند گزینه‌هایی برای تنوع‌بخشی به سبد سهام باشند.