دو سناریوی پیش روی شاخص کل بورس بررسی شد؛
محک حمایت ۴.۶میلیون واحدی بورس
بر همین اساس، دو سناریوی محتمل پیش روی بازار قرار دارد. در سناریوی نخست، شاخص با اصلاح زمانی یا قیمتی محدود، روی خط روند کوتاهمدت و محدوده حمایتی ۴.۶میلیون واحدی متوقف شده و پس از تجدید قوا، مسیر صعود را از سر بگیرد. نماگر اصلی بورس، سطح۴.۶میلیونی را در همین هفته تست خواهد کرد. اما اگر این حمایت از دست برود، سناریوی دوم فعال خواهد شد؛ وضعیتی که میتواند اصلاح عمیقتر را رقم بزند. از این رو، واکنش شاخص در روزهای آینده به این سطوح کلیدی، نقش تعیینکنندهای در چشمانداز کوتاهمدت بورس خواهد داشت.
واکنش به سقف کانال بلندمدت
شاخص کل بورس تهران پس از بازگشایی معاملات در سال جدید، یکی از پرشتابترین دورههای صعودی خود را پشت سر گذاشت و ظرف مدت کوتاهی بیش از ۴۰درصد رشد کرد. این موج صعودی، نماگر اصلی بازار را تا نزدیکی سقف کانال صعودی بلندمدت در محدوده ۵.۳میلیون واحد رساند؛ سطحی که از منظر تکنیکال یکی از مهمترین مقاومتهای چند سال اخیر بازار به شمار میرود. اما همزمان با رسیدن شاخص به این محدوده، تشدید تنشهای ژئوپلیتیک و افزایش ریسکهای سیاسی، معادلات بازار را تغییر داد و جریان عرضه بر تقاضا غلبه کرد. نتیجه آن بود که شاخص کل طی هفتههای اخیر حدود ۱۰درصد از ارتفاع خود را از دست داد و وارد فاز اصلاح شد. این اصلاح در شرایطی رخ داده که بازار همزمان در آستانه انتشار گزارشهای عملکرد سهماهه شرکتهای بورسی قرار دارد؛ گزارشهایی که میتوانند تصویر روشنتری از وضعیت سودآوری بنگاهها در سال جاری ارائه دهند. برآوردها نشان میدهد مجموع سود شرکتهای بورسی در فصل بهار میتواند به حدود ۹۰۰هزارمیلیارد تومان برسد؛ رقمی که سود چهار فصل اخیر بازار را به محدوده ۲.۸هزار همت خواهد رساند. از سوی دیگر، کاهش قیمت سهام موجب افت نسبت قیمت به سود بازار از سطح ۸.۸واحد به حدود ۶.۴واحد شده و در صورت تحقق پیشبینی سود شرکتها، این نسبت حتی میتواند تا محدوده ۵.۸ واحد در میانه نیز کاهش یابد. بنابراین، در شرایطی که ارزشگذاری بازار به سطوح جذابتری نزدیک شده، پرسش اصلی این است که آیا عوامل بنیادی میتوانند بر ریسکهای سیاسی غلبه کنند یا خیر. پاسخ به این سوال، دو سناریوی متفاوت را پیش روی شاخص کل قرار میدهد.
تست سطح ۴.۶میلیونی
شاخص کل در معاملات روز گذشته پس از حدود ۲۰روز بار دیگر وارد کانال ۴.۷میلیون واحدی شد و به یکی از حساسترین محدودههای تکنیکال خود نزدیک شد. از منظر تحلیل نموداری، خط روند صعودی کوتاهمدت شاخص همچنان معتبر است، اما فاصله چندانی تا نخستین حمایت مهم خود ندارد. این حمایت از اتصال کف شهریور سال گذشته به کف اسفندماه ترسیم شده و در روزهای آینده در محدوده ۴.۶میلیون واحد قرار میگیرد. به همین دلیل انتظار میرود این سطح بهزودی توسط شاخص کل مورد آزمایش قرار گیرد.
در بسیاری از روندهای صعودی، اصلاح قیمت تا خط روند کوتاهمدت امری طبیعی تلقی میشود و لزوما به معنای پایان روند صعودی نیست. در واقع، برخورد شاخص به این محدوده میتواند فرصتی برای تخلیه هیجان فروش، بازگشت خریداران و آغاز موج جدیدی از تقاضا باشد. بهویژه آنکه همزمان با نزدیک شدن به این سطح، انتشار تدریجی گزارشهای سهماهه شرکتها نیز آغاز خواهد شد و در صورت تایید برآوردهای سودآوری، میتواند به تقویت انتظارات سرمایهگذاران کمک کند.
با این حال، بازار تنها تحتتاثیر متغیرهای بنیادی قرار ندارد. در شرایط کنونی، مهمترین عامل اثرگذار بر رفتار معاملهگران، تحولات سیاسی و ریسکهای ناشی از تنش میان ایران و آمریکا است. تجربه هفتههای گذشته نشان داده هرگونه افزایش نااطمینانی سیاسی، حتی در صورت مناسب بودن متغیرهای بنیادی، میتواند بر تصمیم سرمایهگذاران سایه بیندازد. از این رو، اگر شدت تنشها افزایش یابد، احتمال شکست حمایت ۴.۶میلیون واحدی و عبور شاخص از خط روند کوتاهمدت نیز تقویت خواهد شد. در چنین شرایطی، اصلاح بازار میتواند از یک استراحت طبیعی فراتر رفته و وارد فاز عمیقتری شود.
ورود به ابرکانال۳میلیونی؟
در سناریوی نخست، شاخص کل پس از برخورد به محدوده ۴.۶میلیون واحد، حمایت معتبری دریافت میکند و با اتکا به انتشار گزارشهای مطلوب شرکتها، کاهش نسبت P/E و افزایش جذابیت ارزشگذاری سهام، بار دیگر مسیر صعودی خود را از سر میگیرد. در این سناریو، اصلاح اخیر بیشتر ماهیتی زمانی و تکنیکال خواهد داشت و بازار پس از تجدید قوا، بار دیگر برای عبور از سقف تاریخی ۵.۳میلیون واحد تلاش خواهد کرد. در صورت تثبیت شاخص در سطوح بالاتر از این مقاومت، اهداف بعدی در محدوده ۶میلیون و سپس ۷.۵میلیون واحد قابل تصور خواهد بود.
اما سناریوی دوم، بر تداوم فشار ریسکهای سیاسی استوار است. اگرچه ممکن است نسبت قیمت به سود بازار با انتشار گزارشهای فصلی حتی به زیر ۶واحد نیز برسد، اما در صورتی که نااطمینانیهای سیاسی و نظامی پابرجا بماند، بازار لزوما به این ارزندگی واکنش مثبت نشان نخواهد داد. در چنین فضایی، ممکن است سرمایهگذاران همچنان ترجیح دهند از داراییهای پرریسک فاصله بگیرند و همین موضوع موجب تداوم فشار فروش شود.
از منظر تکنیکال نیز در صورت از دست رفتن حمایت ۴.۶میلیون واحد، شاخص کل نخستین خط روند کوتاهمدت خود را خواهد شکست و نگاهها به حمایتهای بلندمدت معطوف میشود. شاخص کل از کف سال ۱۴۰۰ تاکنون در یک کانال صعودی بلندمدت نوسان کرده و در اواخر پاییز سال گذشته موفق شد سقف این کانال را به سمت بالا بشکند. اکنون در صورت تشدید فشار فروش، بازگشت شاخص به سقف همین کانال که اکنون به یک حمایت معتبر تبدیل شده، دور از انتظار نخواهد بود. این محدوده در حال حاضر بین ۳.۵ تا ۳.۷میلیون واحد قرار دارد و میتواند در سناریوی بدبینانه نقش پناهگاه بعدی بازار را ایفا کند.
با این حال، حتی در صورت تحقق چنین اصلاحی نیز ساختار بلندمدت بازار الزاما مخدوش نخواهد شد. تا زمانی که شاخص درون کانال صعودی چندساله خود باقی بماند، میتوان اصلاحهای مقطعی را بخشی از روند طبیعی بازار دانست. بنابراین، مسیر آتی بورس بیش از هر زمان دیگری به برآیند دو نیروی متضاد وابسته است؛ از یک سو رشد سودآوری شرکتها، کاهش نسبت P/E و جذابتر شدن ارزش سهام و از سوی دیگر، ریسکهای سیاسی و ژئوپلیتیک که میتوانند تصمیم سرمایهگذاران را تحتتاثیر قرار دهند. نتیجه تقابل این دو نیرو مشخص خواهد کرد که شاخص کل از حمایت ۴.۶میلیون واحدی مسیر صعود را از سر میگیرد یا برای یافتن تعادل، ناچار به اصلاحی عمیقتر تا سقف کانال بلندمدت خواهد شد.