سه‌ محرک چرخش بازارها

این در حالی است که در روزهای دوشنبه و سه‌شنبه صندوق‌های طلا رکورد ورود سرمایه‌های خرد را شکستند. تغییر مسیر اخیر بازارها را می‌توان متاثر از سه عامل اصلی مطرح کرد. نخست، تغییر انتظارات تورمی که جهت حرکت سرمایه‌های خرد را تعیین می‌کند. دوم، افزایش سطح بی‌اعتمادی که افق تصمیم‌گیری را کوتاه‌تر کرده و سوم، تضعیف نقدشوندگی به‌ویژه در بازار سهام است که باعث شده سرمایه‌گذاران در انتخاب بازارها با احتیاط بیشتری عمل کنند. به باور کارشناسان، چرخش فوری معامله‌گران، نشان‌دهنده احتیاط حداکثری در میان فعالان بازار است. در واقع ترکیب پیچیده‌ای از ریسک‌های سیاسی و اقتصادی باعث شده سرمایه‌گذاران با دید کوتاه‌مدت‌تر عمل کنند و از پذیرش ریسک‌های بزرگ فاصله بگیرند.

تداوم فضای جنگی در کنار آتش‌بس شکننده و نبود چشم‌انداز روشن از آینده مذاکرات، سبب شده فعالان بازارها تمایل چندانی به سرمایه‌گذاری میان‌مدت و بلندمدت در بازارها نداشته باشند و در عین حال گزینه‌ای مطمئن هم پیش روی خود نبینند. از این رو حتی دارایی‌های سنتی امن نیز نتوانسته‌اند به‌طور کامل اعتماد سرمایه‌گذاران را جلب کنند. خروج پول از صندوق‌های درآمد ثابت طی روزهای گذشته به روشنی براین موضوع تاکید می‌کند. از سویی، توقف معاملات در بازار سهام این وضعیت را تشدید کرده است. بیش از ۶۰روز از تعطیلی بورس تهران می‌گذرد و یکی از مهم‌ترین مسیرهای نقدشوندگی در بازارها مسدود شده است. به همین دلیل، بخشی از سرمایه‌های خرد نیز در وضعیتی بلاتکلیف بسر می‌برند. به این معنا که بلاتکلیفی درتصمیم‌گیری، اکنون به سایر بازارها نیز سرایت کرده و رفتار سرمایه‌گذاران را محافظه‌کارانه‌تر از گذشته کرده است. برآیند این تحولات نشان می‌دهد برخی بازارها از جمله پناهگاه‌های امن و کم ریسک درگیر عقب‌نشینی تاکتیکی شده‌اند. خروج همزمان پول از صندوق‌ها، در کنار رشد بازارهای موازی، گویای آن است که سرمایه‌گذار در شرایط کنونی به دنبال حفظ ارزش دارایی و کاهش ریسک است.

تحلیلگران نتیجه این وضعیت را بی‌اعتمادی سرمایه‌گذاران در شرایط کنونی می‌دانند که اینک به یکی از متغیرهای تعیین‌کننده رفتار بازارها تبدیل شده است. این بی‌اعتمادی متاثر از مجموعه‌ای از عوامل شکل گرفته که چشم‌انداز تصمیم‌گیری را مبهم کرده‌است. تداوم ریسک‌های سیاسی، فضای مبهم مذاکرات و تجربه شوک‌های اخیر، باعث شده فعالان بازار نسبت به پایداری روندها تردید داشته باشند. از سویی، اختلال در سازوکارهای معمول بازار، به‌ویژه توقف طولانی معاملات سهام، ضربه جدی به اعتماد‌سرمایه‌گذار وارد کرده است. سرمایه‌گذار زمانی به بازار اتکا می‌کند که از نقدشوندگی دارایی خود اطمینان داشته باشد. وقتی این امکان برای مدتی طولانی از بین می‌رود، حتی اگر سایر بازارها فعال باشند، ذهنیت احتیاطی تقویت می‌شود و ترجیح به خروج یا عدم ورود شکل می‌گیرد.

در این میان، تغییرات پی‌درپی در جریان ورود خروج پول بین بازارها نیز بر این بی‌اعتمادی افزوده است. جابه‌جایی سریع پول از صندوق‌های کم‌ریسک به دارایی‌های مبتنی بر طلا و سپس خروج همزمان از بسیاری از ابزارها، نشان می‌دهد که سرمایه‌گذار هنوز به یک چارچوب باثبات برای تصمیم‌گیری نرسیده است. این رفتار بیشتر از آنکه نشانه یک استراتژی مشخص باشد، بیانگر واکنش‌های کوتاه‌مدت به اخبار و انتظارات متغیر است.

مهم‌ترین متغیر چرخش اخیر

بر اساس اظهارات کارشناسی، تداوم این وضعیت می‌تواند هزینه‌های بلندمدتی برای بازارها به دنبال داشته باشد. کاهش اعتماد، به معنای کاهش مشارکت و کاهش عمق بازار است و بازسازی آن نیازمند ثبات در سیاستگذاری، شفافیت در اطلاعات و پیش‌بینی پذیری فضای اقتصادی خواهد بود. تا زمانی که این مؤلفه‌ها تقویت نشوند، بی‌اعتمادی همچنان به‌عنوان یک ریسک پنهان در رفتار سرمایه‌گذاران باقی می‌ماند. در همین رابطه احمد اشتیاقی، کارشناس بازارهای مالی، در گفت‌وگو با «دنیای‌اقتصاد» ضمن بررسی تغییر مسیر اخیر بازارها اظهار کرد: ریشه چرخش اخیر بازارها را باید در رفتار نرخ ارز طی ماه‌های گذشته جست‌وجو کرد. دلار در بهمن‌ماه تا محدوده ۱۶۶هزار تومان پیش رفت، اما با آغاز درگیری‌ها از اسفندماه، به‌دلیل افت محسوس تقاضای مصرفی و تبدیل نقدینگی به اولویت اول خانوارها، مسیر نزولی در پیش گرفت. او توضیح داد که کاهش سفرهای پایان سال و همچنین فروش دارایی‌هایی نظیر ارز و طلای خانگی برای تامین هزینه‌های جاری، فشار تقاضا را به‌شدت کاهش داد و همین موضوع باعث شد نرخ دلار حتی تا محدوده ۱۴۵هزار تومان عقب‌نشینی کند و سپس در حوالی ۱۵۰هزار تومان به تعادل نسبی برسد.

این کارشناس افزود: نکته قابل‌توجه این بود که حتی با انتشار اخبار مربوط به مذاکرات، دلار واکنش نزولی محسوسی نشان نداد و این مساله برای فعالان بازار به یک سیگنال مهم تبدیل شد. همین رفتار قیمتی باعث شد سرمایه‌گذاران به‌دنبال کشف یک سطح تعادلی جدید برای ارز باشند و تصمیمات خود را بر اساس آن تنظیم کنند. در مقطع مذکور، بسیاری از تحلیلگران بازار به این جمع‌بندی رسیدند که دلار در محدوده ۱۵۰هزار تومان کف‌سازی کرده و در صورت تداوم ریسک‌های سیاسی، پتانسیل حرکت به سطوح بالاتر را دارد.

او در ادامه گفت: طی روزهای اخیر و با ابهامات حاکم بر وضعیت مذاکره، انتظارات در بازار ارز تغییر کرد و نگرانی‌ها نسبت به تراز ارزی کشور افزایش یافت. به‌ویژه بحث‌هایی مانند محدودیت‌های صادراتی و ریسک‌های مرتبط با مسیرهای تجاری، این ذهنیت را تقویت کرد که در ماه‌های آینده ممکن است فشار بیشتری بر منابع ارزی وارد شود. او افزود: همین تغییر انتظارات باعث شد بخشی از سرمایه‌گذاران که طی ماه‌های گذشته در وضعیت انتظار بودند، به سمت دارایی‌های مبتنی بر طلا حرکت کنند و در نتیجه ورود قابل‌توجه پول حقیقی به صندوق‌های طلا در روزهای اخیر رقم بخورد.

این تحلیلگر بازارهای مالی تاکید کرد: رشد اخیر دلار را نمی‌توان صرفا یک حرکت هیجانی دانست، بلکه این رشد تا حد زیادی به جبران جاماندگی آن نسبت به سایر بازارها بازمی‌گردد. به گفته او، درحالی‌که صندوق‌های درآمد ثابت طی ماه‌های گذشته بازدهی قابل‌توجهی را ثبت کرده بودند، دلار در یک بازه محدود نوسان کرد و همین موضوع باعث ایجاد شکاف در بازدهی بازارها شده بود. او افزود: با جهش اخیر، این فاصله تا حدی جبران شد و اکنون می‌توان گفت بازارها به یک تعادل نسبی نزدیک شده‌اند.

احمد اشتیاقی در بخش دیگری از اظهارات خود به رفتار سرمایه‌گذاران در صندوق‌های طلا اشاره کرد و گفت: ورود سنگین پول به این صندوق‌ها در روزهای اخیر، عمدتا ناشی از همین تغییر انتظارات بوده است. با این حال، بخشی از خروج پولی که دیروز مشاهده شد، به شناسایی سود توسط سرمایه‌گذارانی بازمی‌گردد که در کف‌های قیمتی وارد شده بودند. او توضیح داد: زمانی که یک دارایی در مدت کوتاهی بازدهی دو رقمی ثبت می‌کند، طبیعی است که بخشی از فعالان بازار ترجیح دهند سود خود را تثبیت کنند و در موقعیت انتظار قرار بگیرند.

آینده مبهم بازارها

به گفته این کارشناس، در شرایط فعلی، نمی‌توان با قطعیت از برتری یک بازار نسبت به سایر بازارها سخن گفت. مسیر آتی بازارها به‌شدت به تحولات سیاسی و روند مذاکرات وابسته است. اگر نشانه‌هایی از توافق یا کاهش تنش‌ها مشاهده شود، بار دیگر ابزارهای کم‌ریسک مانند صندوق‌های با درآمد ثابت می‌توانند در کانون توجه قرار گیرند. در مقابل، اگر فضای نااطمینانی تداوم یابد، احتمال تقویت تقاضا برای دارایی‌هایی مانند طلا و ارز افزایش خواهد یافت.

او در ادامه با اشاره به سطح تعادلی جدید دلار گفت: به نظر می‌رسد، کانال ۱۷۰هزار تومان می‌تواند به‌عنوان یک کانال تعادلی کوتاه‌مدت در نظر گرفته شود. این سطح، تا حدی با بازدهی بازارهای رقیب همخوانی دارد و می‌تواند در صورت عدم تغییر جدی در متغیرهای سیاسی، برای مدتی حفظ شود. البته این به معنای یک روند صعودی بدون وقفه نیست و ریسک‌های کاهشی نیز همچنان وجود دارد.

به گفته احمد اشتیاقی، یکی از نکات مهمی که باید مورد توجه قرار گیرد، ریسک بالای سرمایه‌گذاری در بازار ارز و طلا در سطوح فعلی است. در صورت تحقق یک توافق سیاسی، امکان بازگشت قیمت‌ها به سطوح پایین‌تر وجود دارد و همین موضوع می‌تواند برای سرمایه‌گذارانی که در سقف‌های قیمتی وارد شده‌اند، زیان‌بار باشد. از این رو، اتخاذ استراتژی‌های پرریسک در شرایط فعلی توصیه نمی‌شود.

این تحلیلگر در بخش دیگری از اظهارات خود به وضعیت کلان اقتصاد اشاره کرد و گفت: نرخ بالای تورم، رشد نقدینگی و کسری بودجه از جمله عواملی هستند که در میان‌مدت می‌توانند بر روند بازارها اثرگذار باشند. اگر این متغیرها بدون تغییر باقی بمانند، انتظار می‌رود که بازار ارز نیز متناسب با سایر بازارها حرکت کند و از آنها عقب نماند. با این حال، شدت و سرعت این حرکت به شرایط سیاسی بستگی خواهد داشت.

احمد اشتیاقی تاکید کرد: در فضای فعلی، بهترین رویکرد برای سرمایه‌گذاران، حرکت به سمت تنوع‌بخشی در پرتفوی است. ترکیبی از دارایی‌های کم‌ریسک و دارایی‌های مبتنی بر طلا و ارز می‌تواند تا حدی ریسک سرمایه‌گذاری را مدیریت کند. در نبود بازار سهام به‌عنوان یکی از گزینه‌های اصلی سرمایه‌گذاری، این ترکیب می‌تواند به حفظ ارزش دارایی‌ها کمک کند تا زمانی که چشم‌انداز روشن‌تری در اقتصاد و سیاست شکل گیرد.