فردین آقابزرگی، کارشناس ارشد بازارهای مالی تشریح کرد؛
روایت سناریوها از آینده بورس
پروانه کُبره: حدود 40روز از تعطیلی بورس تهران میگذرد. اگرچه معاملات صندوقهای طلا، نقره، زعفران، درآمد ثابت و همچنین گواهیهای سپرده در بستر بازار سرمایه انجام میشود، اما تالار شیشهای سهام همچنان بسته باقی مانده است. با تشدید حملات مستقیم به برخی از زیرساختهای کشور، فعالیت صنایع در هالهای از ابهام فرو رفته است. بازار سرمایه بهعنوان یکی از مهمترین نهادهای اقتصادی، نهتنها از این تحولات تاثیر میپذیرد، حتی بهعنوان شاخصی برای سنجش انتظارات مورد توجه قرار دارد. رخدادهای اخیر نهتنها روند تولید را با اختلال مواجه کرده، حتی افق پیشروی سرمایهگذاری را نیز غیرقابل پیشبینی کرده است.نبود قطعیت و افزایش ریسکهای سیستماتیک، ترسیم هرگونه چشمانداز روشن برای فعالان اقتصادی و سرمایهگذاران را با ابهامات بیشماری همراه کرده است. حملات اخیر که عمدتا بر مراکز پتروشیمی و صنایع فولادی متمرکز بوده است، تنها به تخریب فیزیکی محدود نمیشود و تبعات آن زنجیرهای از اختلالات را در کل اقتصاد بهدنبال دارد. اختلال در تامین خوراک صنایع و افزایش هزینهها، بسیاری از بنگاههای تولیدی را با افت ظرفیت یا توقف موقت مواجه کرده است و نگرانی سرمایهگذاران را به دنبال داشته است. از سوی دیگر، نااطمینانی نسبت به تداوم این حملات، سیاستگذاریهای اقتصادی را نیز دشوار کرده است.
کارشناسان میگویند، صنایع نهتنها با چالش جایگزینی زیرساختهای آسیبدیده روبهرو هستند، حتی در تامین مواد اولیه، حفظ بازارهای صادراتی و حتی مدیریت نقدینگی نیز با محدودیتهای جدی درگیر هستند. این شرایط، فشار مضاعفی بر ساختار مالی شرکتها وارد کرده و چشمانداز سودآوری را مبهم کرده است. صنایع بزرگ بیش از سایر بخشها در معرض آسیب قرار دارند. تداوم این وضعیت میتواند به کاهش رقابتپذیری، تعمیق رکود صنعتی و افزایش فاصله اقتصاد با مسیر رشد منجر شود. مسیری که بازگشت به آن، زمانبر و پرهزینه خواهد بود. در روزهای اخیر نیز مشاهده کردیم که چگونه سرمایهگذاران تغییر استراتژی دادند و به سمت صندوقهای درآمد ثابت به عنوان بازاری کم ریسک حرکت کردهاند. کارشناسان معتقدند، سناریوهای متفاوتی پیشروی بازار سرمایه قرار دارد؛ از تعمیق رکود در صورت تداوم تنشها تا احتمال بهبود وضعیت بازار در صورت تغییر مسیر به سمت دیپلماسی. در همین رابطه، فردین آقابزرگی کارشناس ارشد بازارهای مالی، در گفتوگویی به بررسی ابعاد این بحران و چشمانداز پیشرو بورس تهران پرداخته است. در ادامه، تحلیل کامل این کارشناس را از شرایط بازار بخوانید.
***
با توجه به تحولات اخیر و هدف قرار گرفتن زیرساختها، وضعیت فعلی بازار سرمایه را چگونه ارزیابی میکنید؟
تحولات اخیر کشور و گسترش تنشها به سطحی که برخی زیرساختها را هدف قرار داده، اقتصاد کشور و همچنین بازار سهام را در موقعیتی پیچیده قرار داده است. بازار سرمایه اساسا آینهای از سطح ریسکهای ژئوپلیتیک است و طبیعتا این سطح از نااطمینانی، مستقیما خود را در انتظارات و رفتار سرمایهگذاران نشان میدهد.
آیا میتوان توقف معاملات سهام را بهعنوان ابزاری برای کنترل بحران در نظر گرفت؟
برای پاسخ به این سوال، ابتدا باید ماهیت خسارات را بشناسیم. برخلاف تنشهای مقطعی گذشته، اکنون زیرساختهای کلیدی در حوزه پتروشیمی و برخی صنایع مادر هدف قرار گرفتهاند؛ بخشهایی که نهتنها ارزش جایگزینی بسیار بالایی دارند، بلکه در زنجیره تولید و صادرات نقش حیاتی ایفا میکنند. شرکتهایی مانند فولاد مبارکه یا مجموعههای بزرگ پتروشیمی سهم قابلتوجهی از ارزش بازار را تشکیل میدهند و هرگونه اختلال در فعالیت آنها مستقیما سودآوری و شاخص کل را تحتتاثیر قرار میدهد.
این تحولات چه اثری بر روابط اقتصادی و تامین مالی کشور خواهد داشت؟
باید به وابستگیهای منطقهای توجه کرد. بخش قابلتوجهی از مبادلات مالی، تامین قطعات و حتی گردش سرمایه به کشورهای حوزه خلیج فارس، بهویژه امارات، منتقل شده بود. اگر تنشها به این حوزهها کشیده شود، کانالهای حیاتی تامین مالی و تجاری دچار اختلال میشوند. نتیجه آن افزایش هزینه تولید، کاهش صادرات و محدودیت در واردات خواهد بود؛ مسیری که فشار مضاعفی بر اقتصاد وارد میکند.
در چنین شرایطی، تصمیم به توقف معاملات چه پیامدی دارد؟
توقف معاملات شاید در کوتاهمدت با هدف کنترل هیجانات انجام شده باشد، اما در عمل با چالشهای جدی همراه است. مهمترین کارکرد بازار سرمایه «نقدشوندگی» است. وقتی معاملات متوقف میشود، این کارکرد از بین میرود و اعتماد سرمایهگذاران آسیب میبیند. به این ترتیب امکان تبدیل سریع دارایی وجود نخواهد داشت. توقف طولانیمدت معاملات، این کارکرد اساسی را مختل کرده و اعتماد سرمایهگذاران را تضعیف میکند. تجربههای جهانی نیز نشان میدهد، حتی در شرایط جنگی، بازارها بهطور کامل و طولانیمدت تعطیل نمیشوند. نمونه بارز آن، تداوم فعالیت بازارهای مالی در بحرانهایی نظیر جنگ روسیه و اوکراین است، هرچند با نوسانات شدید همراه بودهاند.
برخی کارشناسان معتقدند، توقف معاملات بازار میتواند از ریزش شدید جلوگیری کند. آیا این دیدگاه قابل دفاع است؟
تعلیق معاملات به معنای حذف ریسک نیست، بلکه فقط واکنش بازار را به تعویق میاندازد. قیمتها باید بر اساس اطلاعات جدید باشند. وقتی این فرآیند متوقف میشود، شکافی میان واقعیت اقتصادی و ارزش داراییها ایجاد میشود که معمولا با شدت بیشتری جبران خواهد شد. به همین دلیل، در صورت بازگشایی، حتی با محدودیت دامنه نوسان، احتمال افت قابلتوجه وجود دارد. برآورد میشود در گام نخست ریزش حتی در محدوده ۱۰ تا ۱۵درصد رخ دهد. عدم امکان تخلیه تدریجی هیجانات، میتواند فشار فروش را در روزهای ابتدایی بازگشایی تشدید کند. از سوی دیگر، سرمایهگذاران در نبود امکان نقدشوندگی، ناچار به بازنگری در استراتژیهای خود شدهاند و این موضوع رفتارهای احتیاطی را افزایش داده است. همچنین باید توجه داشت که محدودیت دامنه نوسان، اگرچه میتواند از شوکهای ناگهانی بکاهد، اما در عین حال فرآیند تعدیل قیمتها را طولانی کرده و ریسک فرسایشی شدن افت بازار را نیز به همراه دارد.
در صورت تداوم این شرایط، چه وضعیتی برای بورس قابل تصور است؟
اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، اقتصاد وارد یک چرخه فرسایشی خواهد شد. کاهش ظرفیت تولید، اختلال در تامین کالاهای اساسی، افزایش هزینههای لجستیک و فشار بر معیشت خانوارها از پیامدهای آن است. در این وضعیت، بازار سرمایه نیز ناگزیر از تعدیل ارزشها و تطبیق با شرایط جدید خواهد بود.
آیا سناریوی متفاوتی هم وجود دارد؟
بله، سناریوی دیگری هم مطرح است که بر پایه کاهش تنشها و حرکت به سمت دیپلماسی شکل میگیرد. در این حالت، حتی مطرح شدن تعاملات اقتصادی یا کاهش محدودیتهای بینالمللی میتواند انتظارات را تغییر دهد و اعتماد را به بازار بازگرداند. بازار سرمایه به اخبار مثبت سیاسی واکنش سریع نشان میدهد و میتواند بخشی از افتها را جبران کند. البته تحقق این سناریو در شرایط فعلی با عدم قطعیت بالایی همراه است.
نقش سیاستگذاران در این میان چیست؟
اکنون سیاستگذاران با یک دوگانگی مواجهاند. از یک سو ملاحظات امنیتی و از سوی دیگر ضرورت حفظ کارکرد بازار. اقداماتی مانند تغییر دامنه نوسان میتواند تا حدی موثر باشد، اما کافی نیست. مهمترین موضوع، ایجاد تعادل میان مدیریت ریسک و تداوم جریان معاملات است.
توقف طولانیمدت بازار چه پیامدهای جانبی دارد؟
یکی از مهمترین پیامدها، تغییر مسیر سرمایهها است. در حال حاضر شاهد هستیم که سرمایهگذاران به سمت صندوقهای درآمد ثابت حرکت کردهاند. این روند میتواند به کاهش عمق بازار سهام و افزایش بیاعتمادی عمومی منجر شود، بهویژه در شرایطی که سایر بازارها نیز با رکود یا عدم شفافیت مواجهاند.
آینده بورس را تا چه حد وابسته به نحوه مدیریت تنشها میدانید؟
بازار سرمایه امروز در نقطهای حساس قرار دارد. تعلیق معاملات، اگرچه با هدف کنترل شرایط انجام شده، اما در صورت تداوم میتواند به تضعیف اعتماد و تشدید شکاف میان واقعیت اقتصادی و قیمت داراییها منجر شود. در مقابل، بازگشایی تدریجی بازار میتواند به شفافیت، کشف قیمت واقعی و بازگشت نسبی اعتماد کمک کند. اما در نهایت باید گفت؛، مسیر آینده اقتصاد و بورس، بیش از هر زمان دیگری به نحوه مدیریت تنشها و سرنوشت جنگ و دیپلماسی گره خورده است.