بازار سرمایه در انتظار تعیین تکلیف ریسکها
پایان اصلاح بازار سهام
شروین ورجاوند، کارشناس بازار سرمایه گفت: برای تحلیل بازار سرمایه، ابتدا باید به بررسی شاخص کل پرداخت. همانطور که در مصاحبه با «دنیای اقتصاد» در ۲۹ دیماه نیز اشاره شد، شاخص کل یک الگوی اصلاحی «سیپی درایو» را شکل داد و انتظار بر این بود که اصلاح خود را تا هدف اول، یعنی محدوده ۴میلیون تا ۳میلیون و ۹۵۰ هزار واحد ادامه دهد. این محدودهها از اهمیت و حساسیت بالایی برخوردار بودند، چرا که در صورت از دست رفتن آنها میتوانستیم انتظار تداوم ریزش و ادامهدار بودن اصلاح بازار را داشته باشیم.
وی افزود: در ادامه و در میانه بهمنماه، پس از آنکه شاخص به محدوده ۴میلیون و ۲۰۰ هزار واحد رسید، یعنی ناحیهای با مقاومت بسیار بالا، عرضه سنگین و یک سطح مقاومتی قوی، بازار مجددا وارد فاز اصلاحی شد. این حرکت باعث شد محدوده حساس ۳میلیون و ۹۵۰ هزار واحد از دست برود. همزمان، الگوی سر و شانه مستقیم در بازار شکل گرفت و خط گردن این الگو نیز شکسته شد. در نتیجه، میتوان انتظار داشت که شاخص در گام بعدی اصلاح خود را تا محدوده ۳میلیون و 500 هزار واحد ادامه دهد؛ محدودهای که بهعنوان یک سطح حمایتی بسیار مهم و قوی برای بازار تلقی میشود. تا زمانی که شاخص نتواند بالای سطح ۴میلیون و ۲۰۰ هزار واحد بسته شود، انتظار اصلاح برای بازار همچنان پابرجا است.
کارشناس بازار سرمایه اضافه کرد: در کنار بررسی شاخص، نگاهی به ارزش معاملات نیز ضروری است. این موضوع در مصاحبههایی با روزنامه «دنیای اقتصاد» در ماه گذشته اشاره شده بود که اگر ارزش معاملات ابتدا به زیر ۲۰ همت و سپس به زیر ۱۵ همت کاهش یابد، شرایط بازار مناسب نخواهد بود و اصلاح ادامه پیدا میکند. اکنون نیز مشاهده میشود که در طول هفته جاری که عملا هفته پایانی بهمنماه محسوب میشود، ارزش معاملات به زیر ۱۰ همت رسیده است؛ موضوعی که سیگنال مثبتی برای بازار به شمار نمیآید. بر این اساس، تا زمانی که ارزش معاملات زیر سطوح ۱۰ و ۱۵ همت قرار دارد، نمیتوان انتظار آغاز حرکتهای قوی و یک روند صعودی پایدار را داشت. این موضوع بهعنوان شرط دوم تحلیل بازار باید مورد توجه قرار گیرد. تا زمانی که ارزش معاملات ابتدا به بالای ۱۵ و سپس به بالای ۲۰ همت نرسد، رشدهایی که در بازار مشاهده میشود صرفا نوسانات نویزی تلقی خواهد شد و نه حرکتی هدفمند برای رسیدن شاخص به اهداف بالاتر.
از سوی دیگر، یکی از مهمترین عواملی که در روزهای اخیر بازار را وارد فاز اصلاحی کرده، تنشهای سیاسی و ژئوپلیتیک است. در شرایط فعلی و در زمان این گفتوگو، دور دوم مذاکرات میان ایران و آمریکا در جریان است. تا زمانی که بازار به قطعیت در خصوص دستیابی به یک توافق نرسد، فضای ترس و تردید در بازار وجود خواهد داشت. معمولا با نزدیک شدن به زمان مذاکرات، میزان امید در بازار افزایش مییابد، اما پس از آن دوباره ناامیدی تشدید میشود و این چرخه رفتوبرگشت ادامه پیدا میکند تا زمانی که یک نتیجه قطعی حاصل شود.
از منظر بنیادی، شرایط شرکتها بهطور کلی مناسب ارزیابی میشود. بهویژه در صنعت پتروشیمی، بررسیها نشان میدهد که برخی شرکتها، خصوصا متانولسازها، پتانسیل ساخت سودهای قابلتوجهی را دارند. با این حال، از سوی دیگر فشار تحریمها و محدودیتهایی که میتواند بر شرکتهای صادراتمحور اثرگذار باشد، ریسکی است که بازار بهطور جدی آن را در نظر میگیرد. مجموع این عوامل و ریسکها باعث شده است که تا زمان برطرف شدن یا دستکم کمرنگ شدن آنها، روند اصلاحی بازار ادامهدار باشد.
وزندهی به ریسک
سروش گرامی، کارشناس بازار سرمایه گفت: وضعیت فعلی بازار به این شکل است که شاخص کل در محدوده ۴میلیون واحد به تعادل رسیده و نوسان آن اندکی پایینتر یا بالاتر از این سطح دیده میشود. با توجه به سطح ریسک موجود که در آن نه مذاکرات بهطور کامل شکست خورده و نه پیشرفت معناداری داشته، میتوان گفت محدوده ۴میلیون واحد در شرایط فعلی بهعنوان سطح تعادلی بازار تلقی میشود.
وی افزود: در حال حاضر نسبت پیبهای آیندهنگر بازار حدود ۴ واحد است. در کنار این موضوع، یکی از پتانسیلهای مهم بازار، نزدیک بودن فصل تقسیم سود شرکتها است؛ بهگونهای که عملا یک سال کامل سودآوری شرکتها پیشرو قرار دارد. از سوی دیگر، نرخ دلار مورد انتظار برای سال آینده، در مقایسه با دلار مبنای سال ۱۴۰۴، حدود ۷۰ درصد بالاتر برآورد میشود. این دو عامل، یعنی سود تقسیمی و چشمانداز نرخ ارز، بهعنوان دو پتانسیل جدی بازار قابل ارزیابی هستند.
در صورتی که ریسکهای فعلی حذف شود، به این معنا که توافقی حاصل شود و سطح تخاصم و تنش کاهش پیدا کند، میتوان گفت شاخص تعادلی بازار در محدوده ۶میلیون واحد قرار خواهد گرفت. این موضوع بهطور مشخص به معنای وجود حدود ۵۰ درصد ظرفیت رشد بالقوه برای بازار است. به بیان دیگر، اگر ریسکها برطرف شود، این امکان وجود دارد که بازار در یک بازه زمانی کوتاه، حتی در حد یک فصل، رشد قابلتوجهی را تجربه کند.
در نقطه مقابل، اگر تنشها افزایش پیدا کند، میتوان انتظار داشت که شاخص کل نهایتا تا محدوده ۳میلیون و ۵۰۰ هزار واحد عقبنشینی کند. در مجموع، وضعیت بازار به این صورت است که هر سرمایهگذار باید ارزیابی کند چه وزنی برای تحقق توافق و کاهش تخاصم قائل است و متناسب با همان وزن، ترکیب داراییهای خود را در پرتفو تنظیم کند. بهعنوان مثال، اگر فردی ۵۰ درصد احتمال برای کاهش ریسکها قائل باشد، میتواند به همان نسبت، یعنی ۵۰ درصد، در بازار سهام حضور داشته باشد. گرامی در انتها گفت: بهطور خلاصه، کلیت شرایط بازار در حال حاضر حول این محور میچرخد که آیا ریسکهای سیاسی و ژئوپلیتیک کاهش پیدا میکند یا افزایش مییابد و تمام نگاهها معطوف به تعیین تکلیف این عامل کلیدی است.