حباب منفی گواهی شمش طلا به ۵درصد رسید؛
راز طلای ارزان بورسی
ماه طلایی بازار جهانی
طلای جهانی در ماه هشتم سال میلادی روزهای درخشانی را تجربه کرد؛ بهطوری که قیمت هر اونس فلز زرد در معاملات روز گذشته به حدود ۴ هزار و ۴۰۰ دلار رسید و در مقایسه با ابتدای ماه حدود ۱۰ درصد افزایش یافت. این رشد در حالی رقم خورده که طلا در پایان ژوئن تا محدوده ۳ هزار و ۹۴۳ دلار عقب نشسته بود و اکنون بیش از ۱۱ درصد بالاتر از کف سالانه خود قرار دارد. محرک اصلی این صعود را باید در تغییر انتظارات بازار نسبت به سیاست پولی آمریکا جستوجو کرد. انتشار دادههای ضعیفتر از انتظار در بخش اشتغال و تورم آمریکا، احتمال افزایش نرخ بهره فدرالرزرو در نشست سپتامبر را کاهش داده است. بر اساس قیمتگذاری بازار، احتمال افزایش نرخ بهره در سپتامبر به حدود ۳۱ درصد رسیده، درحالیکه این رقم یک ماه قبل ۵۱ درصد بود. کاهش احتمال سیاست پولی انقباضی، در کنار افت شاخص دلار، هزینه فرصت نگهداری طلای بدون بازده را کاهش داده و تقاضا برای این فلز را افزایش داده است.
در کنار متغیرهای پولی، تقاضای بانکهای مرکزی نیز پشتوانه مهم بازار طلاست. خرید بانکهای مرکزی در سهماهه دوم سال به ۲۸۹ تن رسید که رکوردی جدید محسوب میشود. همزمان، افزایش نااطمینانیهای ژئوپلیتیک، تنشهای خاورمیانه و نگرانی درباره وضعیت بدهی دولت آمریکا، جذابیت طلا بهعنوان دارایی امن را تقویت کرده است. با این حال، عبور طلای جهانی از مرز ۴ هزار و ۴۰۰ دلار هنوز به معنای پایان احتیاط در بازار نیست. تثبیت بالای این سطح میتواند مسیر صعودی جدیدی برای فلز زرد ایجاد کند، اما بازگشت قیمت به زیر این مقاومت، همچنان یکی از سناریوهای محتمل در کوتاهمدت است.

در انتظار تثبیت
فاصله میان قیمت گواهی شمش طلا و ارزش ذاتی آن، یکی از مهمترین سیگنالهای بازار داخلی طلاست. با وجود عبور قیمت طلای جهانی از مقاومت ۴ هزار و ۴۰۰ دلار، طلای بورسی در معاملات روز دوشنبه حدود ۵ درصد زیر ارزش ذاتی معامله شد. هر گواهی شمش طلا در حالی از ۲میلیون و ۵۴۰ هزار تومان عبور کرد که ارزش ذاتی آن حدود ۲میلیون و ۶۶۲ هزار تومان برآورد میشود. به بیان دیگر، خریدار گواهی شمش طلا در بورس کالا در شرایط فعلی، این دارایی را با تخفیفی در حدود ۱۲۲ هزار تومان نسبت به ارزش محاسباتی آن خریداری میکند. این میزان حباب منفی، آخرینبار در اواخر خردادماه در معاملات شمش طلای بورس کالا مشاهده شده بود.
راز این ارزانفروشی را باید در رفتار معاملهگران نسبت به نرخ ارز جستوجو کرد. قیمت گواهی شمش طلا در بازار داخلی تنها تابعی از طلای جهانی نیست و نرخ دلار نیز نقش تعیینکنندهای در ارزشگذاری آن دارد. بنابراین، زمانی که فعالان بازار احتمال کاهش نرخ ارز را در پی انتشار اخبار مثبت سیاسی جدی میگیرند، حاضر نیستند رشد طلای جهانی را بهطور کامل در قیمت گواهیها منعکس کنند. به عبارت دیگر، بازار گواهی شمش طلا در شرایط کنونی بخشی از ریسک احتمالی کاهش دلار را پیشاپیش در قیمت خود لحاظ کرده است.
اخبار ضدونقیض از احتمال مذاکرات سیاسی، چشمانداز قیمت دلار را تحتتاثیر قرار داده است. در نتیجه، معاملهگران طلا نهتنها نسبت به مسیر نرخ ارز اطمینان ندارند، بلکه برای تثبیت قیمت طلای جهانی در بالای مقاومت ۴ هزار و ۴۰۰ دلار نیز منتظر نشانههای روشنتری هستند. این دو عامل در کنار یکدیگر موجب شدهاند گواهی شمش طلا نتواند همگام با رشد طلای جهانی حرکت کند.
علاوه بر این، تحولات منطقهای نیز در معادله قیمت طلا نقش دارد. نوسانات در تنگه هرمز، چشمانداز قیمت نفت و اثر احتمالی آن بر تورم آمریکا از جمله عواملی هستند که میتوانند مسیر انتظارات بازار جهانی را تغییر دهند. از این منظر، حتی با وجود کاهش قابلتوجه احتمال افزایش نرخ بهره در آمریکا، مقاومت ۴ هزار و ۴۰۰ دلاری همچنان میتواند خریداران را محتاط نگه دارد. بازار برای عبور از این سطح و حرکت به سمت قیمتهای بالاتر، به نشانهای از تثبیت قیمت نیاز دارد.
در بازار داخلی نیز دو سناریو بیش از سایر احتمالات مورد توجه است. در سناریوی نخست، در صورت امضای توافق سیاسی میان ایران و آمریکا و کاهش نرخ دلار، فشار بر قیمت گواهی شمش طلا افزایش خواهد یافت و احتمال از دست رفتن سطح ۲میلیون و ۵۰۰ هزار تومان در کوتاهمدت بالا خواهد بود. در این حالت، حتی تداوم قیمتهای بالای طلای جهانی نیز ممکن است نتواند اثر کاهش نرخ ارز را بهطور کامل خنثی کند. در سناریوی دوم، چنانچه طلای جهانی بتواند بالای مقاومت ۴ هزار و ۴۰۰ دلار تثبیت شود و همزمان نرخ ارز نیز افت معناداری نداشته باشد، ظرفیت رشد گواهی شمش طلا افزایش خواهد یافت. در این صورت، عبور گواهی از محدوده ۲میلیون و ۸۰۰ هزار تومان، معادل حدود ۲۸میلیون تومان برای هر طلای ۲۴ عیار، دور از انتظار نخواهد بود.
بنابراین، حباب منفی ۵ درصدی گواهی شمش طلا را نمیتوان صرفا بهعنوان نشانه ارزندگی یا ارزانی این ابزار تفسیر کرد. این فاصله قیمتی در واقع تصویری از تردید بازار نسبت به آینده دلار و مقاومت طلای جهانی است. هر اندازه چشمانداز سیاسی و ارزی روشنتر شود و طلای جهانی نیز بتواند در بالای مقاومت ۴ هزار و ۴۰۰ دلار تثبیت شود، احتمال کاهش این حباب منفی بیشتر خواهد شد. تا آن زمان، طلای بورسی همچنان ارزانتر از ارزش ذاتی معامله میشود؛ اما راز این ارزانی، بیش از آنکه در بازار جهانی طلا باشد، در انتظارات معاملهگران از آینده دلار و سیاست خارجی نهفته است.