چرا تقاضا در شمش فولاد و میلگرد رو به افزایش است؟
نگرانی فولادیها از قطعی برق
تکرار سریال ناترازیها
صنعت فولاد ایران دوباره با ریسک انرژی دست و پنجه نرم میکند. در سالهای اخیر، محدودیت برق در تابستان و کمبود گاز در زمستان در عمل تولید فولاد را به یک فعالیت فصلی تبدیل کرده است. کارخانهها هر سال بخشی از ظرفیت خود را به دلیل محدودیت انرژی از دست میدهند و همین مساله باعث شده فعالان بازار از هفتههای ابتدایی بهار، رفتار احتیاطی در خرید مواد اولیه و محصولات میانی را آغاز کنند.
معاملات این هفته بورس کالا بهخوبی نشان میدهد این نگرانی دیگر تنها یک احتمال نیست و به بخشی از رفتار بازار تبدیل شده است. در مجموع، زنجیره فولاد در هفته گذشته حدود ۹۶۰ هزار تن عرضه داشت، اما میزان تقاضا به بیش از یکمیلیون و ۲۶۰ هزار تن رسید. به این ترتیب نسبت تقاضا به عرضه در کل زنجیره فولاد به ۱.۳۱ برابر رسید؛ نسبتی که نشان میدهد بازار وارد فاز رقابتی شده است.
بیشترین التهاب در بازار شمش فولادی دیده شد؛ بخشی که همواره نقش ضربانسنج صنعت فولاد را بر عهده دارد. برخی از مقاطع شمش فولاد با عرضه ۹۲ هزار تنی، بیش از ۲۴۶ هزار تن تقاضا جذب کرد. یعنی تقاضا تقریبا ۲.۷ برابر عرضه بود. اما وضعیت در برخی دیگر از مقاطع شمش فولادی، حتی هیجانیتر شد. برای تنها ۱۱ هزار تن عرضه، نزدیک به ۷۵ هزار تن تقاضا ثبت شد؛ رقابتی نزدیک به ۷ برابر که یکی از بالاترین نسبتهای ماههای اخیر به شمار میرود.
چنین ارقامی در یک بازار عادی معمول نیست. زمانی که خریداران برای چند برابر حجم عرضه سفارش میگذارند، به این معناست که بازار انتظار افزایش قیمت یا کاهش عرضه را دارد. در واقع فعالان زنجیره فولاد نگران هستند که با آغاز محدودیت برق در خرداد و تیر، تولید کارخانهها افت کند و دسترسی به شمش سختتر شود. همین انتظار باعث شده بخشی از خریداران زودتر از موعد اقدام به تامین موجودی کنند.
این رفتار در بازار میلگرد نیز دیده میشود. برخی از مقاطع میلگرد با عرضه حدود ۳۵ هزار تن، بیش از ۱۱۶ هزار تن تقاضا داشت و نسبت تقاضا به عرضه به ۳.۳ برابر رسید. این در حالی است که بازار ساختوساز کشور هنوز در رکود قرار دارد و پروژههای عمرانی و ساختمانی رونق محسوسی ندارند. همین تناقض مهمترین نکته معاملات این هفته است؛ رونق معاملات فولاد حتما به معنای رونق اقتصاد واقعی نیست. در حقیقت بخش مهمی از تقاضای فعلی نوعی از تقاضای احتیاطی است. تولیدکنندگان پاییندستی، نوردکاران و حتی برخی معاملهگران ترجیح میدهند پیش از آغاز محدودیتهای برق، مواد اولیه مورد نیاز خود را تامین کنند. تجربه سالهای گذشته نشان داده هر بار که محدودیت برق آغاز شده، عرضه شمش کاهش یافته و بازار با جهش قیمت روبهرو شده است.

آرامش در حلقه میانی فولاد
آهن اسفنجی نیز یکی دیگر از حلقههایی بود که نشانههای نگرانی در آن دیده شد. برای حدود ۹۴ هزار تن عرضه، بیش از ۱۳۶ هزار تن تقاضا ثبت شد و نسبت تقاضا به عرضه به ۱.۴۴ برابر رسید. اهمیت این بخش از آن جهت است که آهن اسفنجی یکی از اصلیترین مواد اولیه تولید شمش فولاد محسوب میشود و هرگونه رقابت در این بازار، معمولا به معنای نگرانی فولادسازان از آینده تولید است.
با این حال، کل زنجیره فولاد در وضعیت التهاب قرار ندارد. بازار گندله سنگآهن هنوز نشانهای از کمبود عرضه بروز نداده است. در این بخش حدود ۴۹۳ هزار تن عرضه در برابر ۳۶۹ هزار تن تقاضا قرار گرفت و نسبت تقاضا به عرضه تنها ۰.۷۴ بود. این شکاف نشان میدهد که بازار فقط در کوتاهمدت به دلیل قطعی برق و انرژیبر بودن فرآیند تبدیل آهن اسفنجی به شمش فولاد نگران شده است. این درحالی است که تولید آهن اسفنجی از گندله وابستگی بیشتری به گاز دارد و در فصل تابستان تولید آهن اسفنجی با ثبات بیشتر و با عرضه کافی صورت میپذیرد. به بیان دیگر، ترس اصلی بازار این نیست که سنگآهن یا مواد اولیه معدنی وجود نداشته باشد؛ نگرانی از آن است که محدودیت انرژی، فرآیند تبدیل این مواد به شمش و محصولات فولادی را مختل کند. به همین دلیل التهاب فعلی بیشتر در حلقههای میانی و نهایی زنجیره دیده میشود.
بازار فولاد ایران اکنون در وضعیتی قرار گرفته که سه عامل همزمان آن را تحت فشار قرار دادهاند؛ انتظارات تورمی، نوسان نرخ ارز و بحران انرژی همگی بر زنجیره فولاد سایه افکندهاند. هر سه عامل باعث شدهاند خریداران رفتار محافظهکارآنهتری در پیش بگیرند. بسیاری از تولیدکنندگان ترجیح میدهند موجودی انبار خود را افزایش دهند، حتی اگر بازار مصرف نهایی هنوز کشش واقعی نداشته باشد. این روند البته میتواند تبعات مهمی برای ماههای آینده داشته باشد. اگر محدودیت برق مطابق پیشبینیها شدیدتر شود، احتمال کاهش تولید فولاد و رشد دوباره قیمتها وجود دارد. در چنین شرایطی بورس کالا ممکن است دوباره به صحنه رقابتهای سنگین و جهش قیمتی تبدیل شود؛ اتفاقی که در تابستانهای گذشته نیز سابقه داشته است.
از سوی دیگر، رشد رقابت در بورس کالا میتواند شکاف میان بازار مالی و اقتصاد واقعی را عمیقتر کند. درحالیکه صنایع پاییندستی و بازار ساختمان هنوز از رکود رنج میبرند، معاملات فولادی در بورس کالا وارد فاز هیجانی شده است. این تضاد نشان میدهد بخشی از رونق فعلی حاصل نگرانی از آینده و تلاش برای حفظ ارزش سرمایه است. دادههای معاملات هفته پایانی اردیبهشت نشان میدهد بازار فولاد ایران در عمل به استقبال تابستان رفته؛ تابستانی که به احتمال زیاد دوباره با خاموشی، افت تولید و افزایش رقابت همراه خواهد بود. شاید هنوز برق کارخانهها قطع نشده باشد، اما رفتار معاملهگران نشان میدهد بازار، بحران انرژی را از همین حالا آغاز شده قلمداد میکند.