سقف ۵۰۰هزار واحدی برای مالکیت صندوقهای نقره
بر این اساس، حداکثر میزان واحدهای قابل تملک برای هر مشتری در این صندوقها تا اطلاع ثانوی ۵۰۰هزار واحد تعیین شده است. این محدودیت با هدف مدیریت ریسک بازار و کاهش حباب صندوقهای نقره اعمال میشود. بدین ترتیب، کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی که قصد سرمایهگذاری یا افزایش دارایی در این صندوقها را دارند، ملزم به رعایت سقف تعیینشده خواهند بود.
تاثیر سیاست تعیین سقف مالکیت
از منظر کوتاهمدت، محدود کردن تعداد واحدهای قابل تملک برای هر کد معاملاتی میتواند تا حدی سرعت شکلگیری حباب را کاهش دهد. حبابها معمولا زمانی تشدید میشوند که ورود سرمایههای بزرگ و متمرکز، تقاضای ناگهانی و غیرمتناسب با ارزش ذاتی ایجاد میکند. سقف مالکیت باعث میشود بازیگران بزرگ نتوانند بهتنهایی موج قیمتی بسازند یا با سفارشهای حجیم، انتظارات سایر معاملهگران را تحریک کنند. در این چارچوب، سیاست مزبور میتواند نقش یک ترمز موقت را ایفا کند؛ یعنی شدت نوسانات را کم کند و زمان بیشتری برای تعدیل انتظارات بازار بخرد.
با این حال، از منظر بلندمدت و ساختاری، کارآیی این ابزار محل تردید است. نخست اینکه حبابها عموما ریشه در عوامل بنیادیتری دارند؛ مانند شکاف بین ارزش ذاتی و قیمت بازار، انتظارات تورمی، نوسانات نرخ ارز یا محدودیت عرضه دارایی پایه. سقف مالکیت، این متغیرهای بنیادین را تغییر نمیدهد و صرفا شکل بروز تقاضا را محدود میکند، نه علت آن را. در نتیجه، اگر محرکهای کلان پابرجا باشند، فشار تقاضا ممکن است به مسیرهای جایگزین منتقل شود؛ برای مثال توزیع سرمایه بین چند کد معاملاتی، ورود از طریق نهادهای واسط، یا انتقال تقاضا به ابزارهای مشابه. در این حالت، سیاست به دور زدن مقررات منجر میشود و اثر واقعی آن کاهش مییابد. علاوه بر اینکه چنین محدودیتی میتواند نقدشوندگی بازار را تضعیف کند. حضور سرمایهگذاران بزرگ، هرچند ریسک تمرکز ایجاد میکند، اما معمولا به عمق بازار و کاهش فاصله قیمتهای خرید و فروش کمک میکند.
کاهش عمق بازار ممکن است خود به افزایش نوسانپذیری منجر شود؛ یعنی سیاستی که با هدف کاهش حباب اجرا شده، بهطور غیرمستقیم نوسان را بیشتر کند. از سوی دیگر این ابزار ممکن است سیگنال مداخلهگرایانه به بازار مخابره کند و انتظارات را به سمت کمبود یا نگرانی از قیمت سوق دهد؛ موضوعی که در برخی موارد خود میتواند رفتارهای هیجانی را تقویت کند. سقف مالکیت را میتوان ابزاری بازدارنده و کوتاهمدت برای مهار سرعت شکلگیری حباب دانست، اما نه راهحلی ریشهای. اثربخشی پایدار معمولا نیازمند ترکیبی از ابزارهایی مانند افزایش شفافیت ارزشگذاری دارایی پایه، بهبود سازوکار بازارگردانی، تعدیل محدودیتهای عرضه و اطلاعرسانی دقیق برای مدیریت انتظارات است.