تجربه صندوقهای بیمهای در بورسهای جهان
ETF در سادهترین تعریف خود، صندوقی است که سبدی از سهام را در خود نگه میدارد و مانند یک سهم در بورس معامله میشود. ETFهای بیمهای بهجای انتخاب یک شرکت خاص، مجموعهای از شرکتهای بیمه را پوشش میدهند: بیمههای عمر، بیمههای اموال و حوادث، بیمههای درمانی و در مواردی بیمههای اتکایی. سرمایهگذار با خرید این صندوقها، نه روی عملکرد یک مدیر یا یک برند، بلکه روی کل منطق صنعت بیمه سرمایهگذاری میکند.
اما چرا اساسا بیمه بهعنوان یک صنعت مالی برای سرمایهگذار جذاب است؟ پاسخ را باید در الگوی درآمدی خاص این صنعت جستوجو کرد که آن را از بسیاری از صنایع دیگر متمایز میکند. برخلاف اغلب کسبوکارها، شرکت بیمه پول را پیش از ارائه خدمت دریافت میکند. حقبیمهها امروز پرداخت میشوند، اما خسارتها ممکن است ماهها یا حتی سالها بعد پرداخت شوند.
این فاصله زمانی، چیزی را شکل میدهد که در ادبیات مالی به آن «ذخایر بیمهای» یا به تعبیر رایجتر سرمایهگذاران، «پول شناور»(Float) گفته میشود. این پول، از نظر حقوقی متعلق به بیمهگذار است، اما تا زمان وقوع خسارت، در اختیار شرکت بیمه قرار دارد و میتواند سرمایهگذاری شود. از منظر اقتصاد مالی، پول شناور نوعی تامین مالی کمهزینه یا حتی بدون بهره است. همین ویژگی موجبشده که برخی از بزرگترین سرمایهگذاران جهان، صنعت بیمه را نه صرفا بهخاطر فروش بیمهنامه، بلکه بهخاطر تواناییاش در مدیریت جریان نقدی و سرمایهگذاری بلندمدت جدی بگیرند. برای سرمایهگذاری که بهدنبال ثبات نسبی و افق بلندمدت است، این ویژگی یک مزیت ساختاری محسوب میشود.
ETFهای بیمهای دقیقا روی همین منطق سوارند. آنها مجموعهای از شرکتهایی را دربر میگیرند که اگرچه در ظاهر با هم تفاوت دارند، اما همگی در یک چیز مشترکاند: تبدیل نااطمینانی به جریان نقدی پیشبینیپذیر، بههمیندلیل، رفتار سهام بیمهای در بسیاری از مواقع با رفتار سهام صنایع پرنوسان تفاوت دارد. در دورههایی که نرخ بهره افزایش مییابد، بسیاری از شرکتهای بیمه از این وضعیت منتفع میشوند، چراکه بخش مهمی از ذخایر خود را در اوراق با درآمد ثابت سرمایهگذاری کردهاند. در دورههای تورمی، بیمهها دستکم در بازارهایی که قیمتگذاری آنها دستوری نیست، میتوانند حقبیمهها را تعدیل کنند. این ویژگیها موجب میشود که بیمه، برای پرتفویهایی که بهدنبال تنوعبخشی واقعی هستند، جایگاه مشخصی داشتهباشد.
نکته مهم دیگر، همبستگی نسبتا پایین صنعت بیمه با برخی بخشهای پرریسک بازار است. سرمایهگذاری در فناوری یعنی شرطبندی روی رشد سریع و نوآوری؛ سرمایهگذاری در کالاها، وابسته به چرخههای جهانی است؛ اما سرمایهگذاری در بیمه، بیش از هر چیز، شرطبندی روی «مدیریت ریسک» است، بههمیندلیل، بسیاری از سرمایهگذاران نهادی از ETFهای بیمهای بهعنوان ابزاری برای متعادلکردن پرتفوی استفاده میکنند، نه برای کسب بازدههای هیجانی کوتاهمدت.
درون صنعت بیمه نیز تمایزهای مهمی وجود دارد که در ترکیب
ETFها بازتاب پیدا میکند. بیمههای عمر معمولا جریان نقدی پایدارتر و افقهای بلندمدتتری دارند. بیمههای اموال و حوادث، بیشتر در معرض شوکهای کوتاهمدتاند، اما انعطاف بیشتری در قیمتگذاری دارند. بیمههای درمانی، بهشدت به سیاستگذاری عمومی و ساختار نظام سلامت وابستهاند و در نهایت، بیمههای اتکایی، لایهای پنهان اما کلیدی از این صنعت را تشکیل میدهند.
بیمه اتکایی را میتوان بازار ثانویه ریسک نامید. این شرکتها ریسکهایی را میپذیرند که از ظرفیت یک بیمهگر عادی فراتر است و آنها را در سطح فراگیرتری توزیع میکنند. برای سرمایهگذار، اتکاییها جذاباند، چون کمتر درگیر روابط مستقیم با مصرفکنندهاند و بیشتر بر داده، مدلسازی و مدیریت ریسک متمرکزند. ETFهایی که سهم بالاتری از شرکتهای اتکایی دارند، معمولا کمتر به نوسانات محلی و بیشتر به روندهای جهانی ریسک وابستهاند.
تمام این ویژگیها نشان میدهد که در تجربه جهانی، بیمه صرفا یک صنعت خدماتی یا حمایتی نیست، بلکه بخشی از زیرساخت مالی است که میتواند موضوع سرمایهگذاری مستقل در بورس باشد. نکته مهم این است که این جایگاه، نه از طریق حمایت دولتی از بازار سرمایه، بلکه از دل شفافیت، دادههای قابلاتکا و پذیرش ریسک شکلگرفتهاست.
وقتی سرمایهگذار یک ETF بیمهای را میخرد، انتظار ندارد که دولت در زمان افت بازار از او حمایت کند. او میداند که ریسک وجود دارد، اما این ریسک، ریسک قابلقیمتگذاری است. تفاوت دقیقا همینجاست: بیمه در این بازارها به ابزاری برای حذف ریسک تبدیل نشده، بلکه به نهادی برای مدیریت و توزیع آن بدل شدهاست.
این تجربه، بهویژه برای اقتصادهایی مانند ایران، یک پیام مهم دارد. پیش از آنکه بخواهیم نسخهای از صندوقهای بیمهای یا ابزارهای مشابه را کپی کنیم، باید بفهمیم آنچه این ابزارها را معنادار کرده، نه خود صندوق، بلکه اکوسیستم پیرامون آن است: دادههای دقیق خسارت، استقلال نسبی قیمتگذاری و پذیرش این واقعیت که بازار سرمایه بدون نوسان معنا ندارد. در نبود این پیشفرضها، بیمه ناگزیر دوباره به همان نقش آشنای حمایتی تقلیل مییابد که اگرچه در جای خود ضروری است، اما نمیتواند بیمه را به یک دارایی بورسی واقعی تبدیل کند. تجربه ETFهای بیمهای نشان میدهد که بیمه زمانی در بورس جا میافتد که بهعنوان صنعت ریسکمحور پذیرفته شود، نه بهعنوان ابزار آرامسازی بازار.
شاید مهمترین درس این تجربه آن باشد که بیمه و بورس، در نقطهای عمیقتر از آنچه در نگاه اول بهنظر میرسد، به هم متصلاند. هر دو بر پایه پذیرش نااطمینانی بنا شدهاند. تفاوت در این است که بیمه، اگر درست فهمیده و نهادینه شود، میتواند نااطمینانی را از تهدیدی سیاسی به متغیری اقتصادی تبدیل کند. درست همینجاست که بیمه، از حاشیه سیاست اجتماعی، به متن بازار سرمایه منتقل میشود. اگر در یادداشت پیشین مساله بر سر سوءتفاهم مفهومی بود، تجربه جهانی صندوقهای بیمهای نشان میدهد که جایگزین این سوءتفاهم چیست: نگاهی که بیمه را نه سپر بورس، بلکه یکی از بازیگران اصلی آن میبیند. نگاهی که البته تحقق آن، پیش از هر چیز، به پذیرش منطق بازار ریسک نیاز دارد.