شواهد نشان میدهد که کیفیت یادگیری در دو دهه اخیر، بیش از همیشه به درآمد خانواده وابسته شده و این در حالی است که کسب مدرک دانشگاهی نیز به اشتغال و بهرهوری منجر نمیشود. اقتصاددانان معتقدند که نظام آموزشی بهجای کاهش نابرابری، به بازتولید آن کمک میکند و صرفا معدود افرادی به آموزش باکیفیت دسترسی دارند. آمارها هم این گزاره را تایید میکنند. در سال۲۰۲۱، حدود ۴۲درصد کودکان ۱۰ساله ایرانی نمیتوانستند متنی ساده را بخوانند و بفهمند. این رقم در سال۲۰۱۶ حدود ۳۵درصد بوده است.
قبولی در دانشگاه دولتی برای بسیاری از خانوادهها وعده یک زندگی بهتر است؛ جایی که قرار است فرزندشان را به امکاناتی برساند که شاید پدر و مادر از آن محروم بودهاند. با این حال رایگان بودن تحصیل در دانشگاه به معنای ارزان بودن راه رسیدن به آن نیست.
در ادبیات رشد، آموزش از چند کانال بر رشد اقتصادی اثر میگذارد. نخست، مهارت نیروی کار و بهرهوری او را بالا میبرد. دوم، ظرفیت جذب فناوری و نوآوری را افزایش میدهد و از این راه به بهبود بهرهوری کل عوامل تولید منجر میشود. سوم، انطباق نیروی کار با تغییرات فناورانه را آسان میکند. اما مطالعات کلاسیک این حوزه نشان دادهاند که افزایش سالهای تحصیل در بسیاری از کشورها اثر روشنی بر رشد نداشته است. بهعنوان مثال پریچت در سال ۲۰۰۱ در مقاله خود به اسم «آموزش کجا رفته است؟» با بررسی دادههای بینالمللی نشان میدهد که بین افزایش سرمایه انسانی ناشی از ارتقای سطح تحصیلات نیروی کار و نرخ رشد تولید بهازای هر شاغل، هیچ رابطهای وجود ندارد. هانوشک و وسمان (۲۰۱۲) نیز استدلال میکنند که مهارتهای شناختی سنجیدهشده در آزمونهای بینالمللی، پیشبینیکننده بسیار قویتری برای رشد بلندمدت نسبت به صرف سالهای تحصیل است. هنوز بر سر اندازه این اثر و جهت علیت، بحث است؛ اما جهت کلی یافتهها روشن است: تحصیل بدون یادگیری، سرمایه انسانی نمیسازد.
همه ما با نهاد آموزش آشنا هستیم. ثبتنام شدن در مدرسه و بعدتر تلاش برای قبولی در دانشگاه، تبدیل به بخش جداییناپذیر زندگی مدرن شده است. این در همتنیدگی به قدری است که اگر کسی در این فرآیند شرکت نکند یا شرکت داده نشود، ما آن فرد را شخصی محروم میپنداریم و از اینکه به هر دلیلی نتوانسته مدارج آموزشی را طی کند، ناراحت میشویم. همچنین انتظار داریم دولت در این عرصه سرمایهگذاری کند، شاید چون میدانیم اگر بخواهیم برای یک موقعیت شغلی یا اجتماعی کسی را انتخاب کنیم، فرد تحصیلکرده برای ما در اولویت خواهد بود. این در حالی است که اگر چند قرن به عقب بازگردیم، نهاد آموزش چنین جایگاهی در کل جامعه و انتظارات اجتماعی نداشته و در عرصههای محدودتری در دسترس بوده است.