درحالیکه بحران را با خسارتهای ملموس میشناسند، این پدیده میتواند آثار به مراتب مخربتری داشته باشد. بر این اساس، سیاستهای نادرستی که به واسطه بحران تشدید میشوند، کارکرد نهادها را تحلیل میبرند و شکاف انتظارات عمومی و توان اجتماعی، انسجام اجتماعی را تهدید میکنند.
فرصت بازسازی پساجنگ باید به اصلاح ناترازیهای انرژی و افزایش بهرهوری در صنعت، کشاورزی و ساختمان بینجامد، نه فقط به بازسازی تخریبها. از جمله توسعه انرژی خورشیدی پراکنده، شبکه برق را از آسیبپذیری متمرکز به سیستمی توزیعشده و مقاوم تبدیل میکند. کارشناسان میگویند این رویکرد، هم بهروزرسانی زیرساختها را ممکن میسازد و هم امنیت ملی را در برابر تهدیدهای نوین تقویت میکند.
در دنیای پرآشوب امروز، مفهوم امنیت ملی دستخوش تغییرات بنیادینی شده است. اگر در قرن بیستم، قدرت یک کشور را در تعداد تانکها، هواپیماهای جنگی و دیوارهای بتنی پیرامون مراکز حساس میسنجیدند، امروز امنیت به معنای «تابآوری زیرساختهای حیاتی» است. در صدر این زیرساختها، شبکه برق قرار دارد؛ شریان حیاتی که هرگونه اختلال در آن، نه تنها چرخ اقتصاد، بلکه امنیت عمومی و ثبات اجتماعی را در کسری از ثانیه متوقف میکند.
تاریخ توسعه کشورها نشان میدهد که جنگ و بحرانها همواره صرفا دورهای از خسارت و رکود نبودهاند. در بسیاری از موارد، همین دوران به نقطه آغاز اصلاحات ساختاری، نوسازی زیرساختها و جهشهای توسعهای تبدیل شدهاند. تفاوت کشورهایی که از این چالش، قدرتمند و منطقی بیرون آمدند با کشورهایی که در چرخه بازسازیهای تکراری گرفتار شدند، نه در شدت بحران، بلکه در کیفیت تصمیمهایی بود که پس از آن اتخاذ کردند. امروز نیز ایران در نقطهای قرار دارد که میتواند بازسازی را صرفا به معنای جبران خسارت تلقی کند یا آن را به فرصتی برای افزایش تابآوری، ارتقای بهرهوری و اصلاح برخی ناترازیهای مزمن کشور تبدیل سازد. پرسش اصلی این نیست که چگونه آنچه از دست رفته را دوباره بسازیم؛ پرسش این است که چگونه آیندهای بهتر از گذشته بسازیم.