بیش از دو ماه از حمله ایالات متحده به ایران میگذرد و با گذشت زمان، ناکامی دولت ترامپ در دستیابی به اهدافش بیش از پیش نمایان میشود. تحولات شتابان منطقه نیز از ظهور مناسباتی جدید حکایت دارد و نشان میدهد وضعیت منطقه دیگر به پیش از حمله بازنمیگردد. فقدان استراتژی منسجم و وجود اهداف گسترده و متعدد، از مهمترین عوامل ناکامی آمریکا است.
کتاب «هنر جنگ» سان تزو، یکی از غنیترین آثار استراتژیک از دل تاریخ پربار چین بزرگ، همواره منبع الهام برای فرماندهان و سیاستمداران بوده است. اخیرا بحثی مطرح شده مبنی بر اینکه دونالد ترامپ رفتارهای متناقض و تغییر موضعهای سریع خود را از این کتاب الگوبرداری میکند. اما آیا واقعا میتوان «تعویض هرچندساعته حرف» را با «فریب هوشمندانه و حسابشده در جنگ» یکی دانست؟ این یادداشت تحلیلی میکوشد تا با نقد این ادعا، تفاوت بنیادین میان تاکتیک هدفمند و ناهماهنگی مزمن را روشن کند و در ادامه، شکست عملی سیاست ترامپ در قبال ایران و ناکارآمدی ساختار بینالمللی را بررسی نماید.
تحولات شتابان خاورمیانه و خروج امارات متحده عربی از اوپک، صرفا نشانههایی از فروپاشی نظم کهنه نیستند، بلکه بیش از هر چیز، طلیعهدار ظهور عصری نوین از گذار هستند. بااینحال، برای درک ریشههای این دگرگونی بزرگ، باید به شصت روز پیش بازگشت، به زمانی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با دستور به بزرگترین آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت در تاریخ، وعده داد که ظرف چند هفته بازار انرژی را مهار و ایران را وادار به تسلیم خواهد کرد.