تولد ایدهای تحولآفرین
دیوید گلس*
مدتها پیش از آنکه تغییرات اقلیمی به موضوعی رایج در گفتوگوهای عمومی تبدیل شود، ویلیام دی. نوردهاوس، اقتصاددان آمریکایی، به این نتیجه رسیده بود که وضع مالیات بر آلایندگی، موثرترین راه برای مقابله با گرمایش جهانی ناشی از فعالیتهای انسانی است. دکتر نوردهاوس که ۳۰ اکتبر گذشته در ۸۵سالگی درگذشت، بخش عمده دوران حرفهای خود را صرف دفاع از ایده وضع مالیات بر انتشار دیاکسیدکربن کرد.
او معتقد بود تعیین بهایی برای آلایندههایی که موجب گرمشدن زمین میشوند، میتواند روند تغییرات اقلیمی را کُند سازد، بیآنکه آسیب شدیدی به اقتصاد وارد آورد. پژوهشهای او در شکلگیری سیاستهای دولتها در سراسر جهان موثر بود و وی در سال۲۰۱۸ بهطور مشترک جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد. با این حال، نوردهاوس با مخالفان قدرتمندی روبهرو شد که در نهایت مانع گسترش نفوذ ایدهای او شدند. صنعت سوختهای فسیلی که در صورت اجرای پیشنهاد نوردهاوس باید هزینههای ناشی از این سیاست را متحمل میشد، با جدیت در برابر پژوهشهای او ایستاد و سفارش تهیه گزارشهایی را داد که در آنها مالیات بر کربن مورد انتقاد قرار گرفته بود. گیلبرت ای. متکالف، استاد بازنشسته اقتصاد دانشگاه تافتس، در اینباره گفت: «اقتصاددانان برای مدت طولانی به این موضوع توجه نکرده بودند که منافع سیاسی عظیمی در برابر هرگونه سیاست اقلیمی صفآرایی کردهاند. در واقع، صنعت سوختهای فسیلی منابع مالی زیادی در اختیار داشت و با هوشمندی از این منابع برای جلوگیری از هرگونه پیشرفت در این زمینه استفاده کرد.» نوردهاوس که در سال۱۹۶۷ به عضویت هیات علمی دانشگاه ییل درآمد، از دهه۱۹۷۰ به بررسی آثار گرمشدن زمین بر رشد اقتصادی پرداخت؛ دورهای که این موضوع در مقایسه با امروز توجه چندانی را به خود جلب نمیکرد. او دریافته بود که افزایش دما، تشدید پدیدههای شدید جوی و بالا آمدن سطح آب دریاها، در نهایت بخشهای مختلف اقتصاد را تحتتاثیر قرار خواهد داد و پیامدهای گستردهای از کشاورزی تا صنعت به همراه خواهد داشت.
پژوهشهای او بر مبنای کارهای آرتور پیگو، اقتصاددان بریتانیایی، شکل گرفت؛ کسی که مفهوم «آثار خارجی منفی» را رواج داد. این اصطلاح به وضعیتی اشاره دارد که در آن، بنگاههای خصوصی هزینههایی را به جامعه تحمیل میکنند، بیآنکه خود هزینهای بابت آن بپردازند. نوردهاوس این مفهوم را در بررسی تغییرات اقلیمی بهکار گرفت و به این نتیجه رسید که وضع مالیات بر آلایندهها میتواند راهی برای کاهش انتشار گازهایی باشد که موجب گرمشدن زمین میشوند. پینلوپی کوجیانو گلدبرگ، استاد اقتصاد و امور جهانی ویلیام نوردهاوس در دانشگاه ییل، گفت: «او بسیار پیش از آنکه این موضوع به مسالهای رایج و مورد توجه تبدیل شود، کار در این حوزه را آغاز کرده بود. او پیشگام بود.» نوردهاوس چندین روش برای بررسی رابطه میان انتشار آلایندهها، رشد اقتصادی و خسارتهای ناشی از گرمایش جهانی طراحی کرد. شناختهشدهترین الگوی او «دایس» (DICE) نام دارد که صورت کوتاهشده عبارت «الگوی پویای یکپارچه اقلیم و اقتصاد» است.
هدف از طراحی این الگو آن بود که پژوهشگران بتوانند پیامدهای سیاستهای مختلف کاهش انتشار آلایندهها را بر روند گرمایش زمین و رشد اقتصادی پیشبینی کنند. او در سخنرانی خود در مراسم ضیافت جایزه نوبل در سال۲۰۱۸، تغییرات اقلیمی را «عارضه جانبی ناخواسته و زیانبار رشد اقتصادی» توصیف کرد. به گفته او، در وضعیت موجود، آلایندهها عملا اجازه دارند سوختهای فسیلی را بسوزانند و بدون پرداخت هیچ جریمهای، دیاکسیدکربن را وارد جو کنند؛ درحالیکه هزینههای این فعالیتها به جامعه تحمیل میشود. نوردهاوس در آن سخنرانی گفته بود: «نتیجه این وضعیت، مصرف بیش از اندازه سوختهای فسیلی، تشدید بیش از اندازه تغییرات اقلیمی و وارد آمدن خسارتهای فراوان به انسانها، حیاتوحش، اکوسیستمها و بخشهای دیگر است. نظریه اقتصادی نشان میدهد که بهترین راهکار برای مقابله با چنین آثار خارجیای، وضع عوارض بر آلایندگی است؛ یعنی دریافت هزینه بابت انتشار کربن یا آنچه امروزه مالیات بر کربن نامیده میشود.»
برخی از اقتصاددانان محافظهکار، از جمله مارتین فلدستاین و چهرههای برجسته حزب جمهوریخواه، از جمله هنری پالسون، جیمز بیکر سوم و جورج شولتز که همگی پیشتر وزیر خزانهداری آمریکا بودند، از ایدههای او حمایت کردند. با این حال، این ایده که میتوان با تعیین بهایی برای انتشار دیاکسیدکربن، میزان آلایندگی را کاهش داد، با مخالفت شرکتهای نفت و گاز روبهرو شد؛ شرکتهایی که حاضر نبودند هزینهها یا محدودیتهای اضافی ناشی از اجرای چنین سیاستی را بپذیرند. این شرکتها از اوایل دهه۱۹۹۰ با استفاده از پژوهشهای خود به مقابله با ایدههای نوردهاوس پرداختند. موسسه نفت آمریکا و شرکت اکسونموبیل سفارش پژوهشهایی را دادند که در آنها استدلال شده بود وضع مالیات بر کربن پیامدهای فاجعهباری برای اقتصاد خواهد داشت. در سال۱۹۹۱، در دوران ریاستجمهوری جورج اچ. دبلیو. بوش، گزارشی از وزارت انرژی آمریکا که با وضع مالیات بر کربن مخالفت میکرد، به بخشی از همین پژوهشها استناد کرد.
این کارزار مخالفت برای چند دهه ادامه یافت و در نهایت شخص نوردهاوس را نیز هدف قرار داد. در سال۲۰۰۸، موسسه پژوهش انرژی، اندیشکدهای که از سوی اکسونموبیل، موسسه نفت آمریکا و شرکت پیبادی انرژی تامین مالی میشد، مقالهای با عنوان «تاس انداختن با DICE: استدلالهای تردیدآمیز نوردهاوس در دفاع از مالیات بر کربن» منتشر کرد. شرکتهای فعال در صنعت سوختهای فسیلی همچنین مبالغ هنگفتی هزینه کردند تا خطرات گرمایش جهانی را در افکار عمومی کماهمیت جلوه دهند و با انواع مقرراتی که میتوانستند انتشار آلایندههای زیانبار را کاهش دهند، به مخالفت برخیزند.
تلاشهای نوردهاوس برای ترویج مالیات بر کربن، همزمان با شکلگیری و قدرتگرفتن جنبشی ضد مالیات در ایالات متحده بود. متکالف گفت: «جریان مهم دیگری نیز وجود دارد که ریشه آن به دوران رونالد ریگان بازمیگردد و آن مخالفت شدید با اصل مالیاتستانی است. شاهد کاهش چشمگیر سهم درآمدهای مالیاتی دولت فدرال از تولید ناخالص داخلی بودهایم و انواع مالیاتها، از جمله مالیات بر ارث، عملا تضعیف یا از میان برداشته شدهاند. بنابراین، به گمان من، ایده مالیات بر کربن درست در نامناسبترین مقطع زمانی مطرح شد.» کنگره آمریکا در سال۱۹۹۳ و سپس در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ طرحهایی را بررسی کرد که بر اساس آنها برای انتشار کربن بهایی تعیین میشد؛ اما هیچیک به قانون تبدیل نشدند. در سال ۲۰۱۸، مجلس نمایندگان آمریکا که اکثریت آن در اختیار جمهوریخواهان بود، قطعنامهای را تصویب کرد که در آن ایده وضع مالیات بر کربن در آمریکا بهدلیل پیامدهای زیانبار آن برای اقتصاد محکوم شده بود. چند ماه بعد، نوردهاوس بهطور مشترک با پل ام. رومر، اقتصاددان دانشگاه نیویورک، جایزه نوبل اقتصاد را دریافت کرد. او در آن زمان اذعان کرد که تلاشها برای ترویج مالیات بر کربن، تحتتاثیر فشارهای صنعت متوقف شده است. او در گفتوگو با روزنامه نیویورکتایمز گفت: «این موضوع درگیر کشمکشهای سیاسی شده است و اتفاقا این سیاست مشخص با خشم گروهی از صاحبنظران روبهرو شده است.
گروور نورکویست، شرکتهای انرژی، برادران کوچ و بنیادهای وابسته به آنها، همگی در این مخالفت نقش دارند. برخی از افراد از روشهای منصفانه و برخی دیگر از روشهای غیراخلاقی استفاده میکنند. این موضوع به یکی از مسائل اختلافبرانگیز در شکاف عمیق سیاسی آمریکا تبدیل شده است. جنبش ضد مالیات در ایالات متحده چنان قدرتمند بوده که آسیبهای فراوانی به کشور وارد کرده است. شمار زیادی از اقتصاددانان محافظهکار در آمریکا از ایده مالیات بر کربن حمایت کردهاند.» شرکت اکسونموبیل، موسسه نفت آمریکا، گروور نورکویست و شرکت صنایع کوچ در پاسخ به درخواستها برای اظهارنظر، بلافاصله واکنشی نشان ندادند. چندین ایالت آمریکا، از جمله کالیفرنیا و واشنگتن، نظامهای «سقفگذاری و مبادله» را اجرا کردهاند. در این نظامها، برای انتشار دیاکسیدکربن سقفی تعیین میشود که بهتدریج کاهش مییابد. سپس شرکتها میتوانند اعتبارهای مجوز انتشار آلایندهها را خریداری کنند و در میان خود به مبادله آنها بپردازند. در سطح بینالمللی نیز اتحادیه اروپا و چندین کشور در آمریکای جنوبی و آسیا، شکلهای مختلفی از نظام سقفگذاری و مبادله یا مالیات بر کربن را به اجرا گذاشتهاند. با این حال، تلاشها در سطح دولت فدرال آمریکا برای وضع مالیات بر کربن همچنان ناکام مانده است.
* خبرنگار نیویورکتایمز