چشم‌اندازی که شاید هرگز محقق نشود

نظریه اقتصادی از این تصویر علمی‌تخیلی حمایت می‌کند. هزینه نظام سلامت به دو عامل بستگی دارد: هزینه ارائه خدمات و میزان تقاضا برای درمان. عامل نخست عموما در طول زمان افزایش یافته است. اقتصاددانان این روند را به «بیماری هزینه‌ای بامول» نسبت می‌دهند؛ مفهومی که ویلیام بامول، اقتصاددان آمریکایی، مطرح کرد. بخش‌های با فناوری بالا (مانند تولید صنعتی یا توسعه نرم‌افزار) بهره‌وری بیشتری کسب می‌کنند، اما بخش‌های خدماتی کاربر چنین نیستند. ویزیت یک پزشک تقریبا همان زمانی را می‌گیرد که یک قرن پیش می‌گرفت؛ اما دستمزد پزشکان باید همگام با افزایش دستمزد در صنایع تخصصی پررشدتر بالا برود، وگرنه همه پزشکان راهی صنعت فناوری خواهند شد (بامول اشاره می‌کرد که یک کوارتت زهی هنوز ۴۵ دقیقه زمان می‌برد تا اثری از شوبرت را اجرا کند؛ اما دستمزدش به‌مراتب بیش از دوران خود شوبرت است).

 در باب حجم خدمات سلامت، مناقشه‌ای وجود دارد که آیا انبساط از فشردگی پیشی می‌گیرد؟ با پیشرفت دانش پزشکی، مردم عمر طولانی‌تری خواهند داشت، اما نه تا ابد؛ سرانجام بیمار می‌شوند و می‌میرند. پرسش این است که آیا با سالخوردگی جمعیت، کل مدت‌زمان بیماری افزایش می‌یابد و نیاز به مراقبت‌های پیچیده‌تر و پرهزینه‌تر بیشتر می‌شود یا همان پیشرفت‌هایی که مردم را زنده نگه می‌دارند، آنها را سالم‌تر هم نگه می‌دارند و بیماری در چند سال پایانی پیش از مرگ متمرکز می‌شود.

دو مقاله تازه از دفتر ملی پژوهش‌های اقتصادی (NBER)، مرجعی برای اندیشه اقتصادی، نشان می‌دهند این تصویر که نظام سلامت درآمدهای مالیاتی را خواهد بلعید، شاید هرگز محقق نشود. در نخستین مقاله، دیوید کاتلر و لو کلارنت، هر دو از دانشگاه‌ هاروارد، اشاره می‌کنند که آمریکا در سال۲۰۲۴ حدود یک تریلیون دلار کمتر از برآوردهای رسمی سال۲۰۱۰ برای سلامت هزینه کرده است. 

مقاله دوم از لیران عیناو (دانشگاه استنفورد) و امی فینکلستین (موسسه فناوری ماساچوست) است. این دو با استفاده از نظرسنجی از بیمه‌شدگان مدیکر، نظام بیمه سلامت آمریکا برای سالمندان، دریافتند که هرچند هزینه مورد انتظار مادام‌العمر تامین اجتماعی (یعنی مستمری‌ها) میان سال‌های ۱۹۹۳ تا ۲۰۱۷ به میزان ۱۴درصد افزایش یافته، هزینه مورد انتظار مدیکر تنها ۶درصد بالا رفته است. بخشی از این تفاوت از آن رو است که آمریکایی‌های سالخورده هرچند مدت زمان بیشتری مستمری دریافت می‌کنند، اما زمان کمتری را در وضعیت بیماری جدی سپری می‌کنند.

این دو مقاله به بهبودهایی در هر دو سوی معادله اشاره دارند. نخست، هزینه ارائه خدمات درمانی در بیمارستان‌ها را در نظر بگیریم. کاتلر و کلارنت خاطرنشان می‌کنند بین سال‌های ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰، این هزینه‌ها به‌طور پیوسته حدود ۲.۳واحد درصد بیش از نرخ تورم افزایش یافت اما پس از آن چیزی تغییر کرد. میان سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۲۴، هزینه‌های بیمارستانی تنها ۰.۵واحد درصد بیش از سطح عمومی قیمت‌ها بالا رفت. فناوری در این میان نقشی ایفا کرده است. پیشرفت‌های فناورانه در حوزه سلامت دو گونه‌اند: برخی به این دلیل به‌کار گرفته می‌شوند که اقتصادها ثروتمندتر شده و می‌توانند هزینه درمان بیماری‌های جدید را بپردازند؛ برخی دیگر هزینه ارائه همان نتایج پیشین را کاهش می‌دهند. 

در بیشتر طول قرن گذشته، نوع نخست غالب بود؛ اکنون به نظر می‌رسد نوع دوم پیشی گرفته است. 

به عبارتی، بیماری هزینه‌ای بامول این‌بار درمان‌پذیر از آب درآمده است. افزون بر این، نیاز به خدمات درمانی در سطح کمتری از مقدار پیش‌بینی‌شده قرار دارد. 

به‌نظر می‌رسد نظام‌های سلامت در هدف‌گیری دقیق‌تر درمان‌ها و بیمه‌گران در امتناع از پوشش هزینه‌های غیرضروری کارآتر شده‌اند. سالمندان نیز سالم‌تر شده‌اند. به گفته عیناو و فینکلستین، امید به زندگی آمریکایی‌ها در سن ۶۶سالگی از سال۱۹۹۳ تاکنون ۲.۴سال افزایش یافته و این سال‌های افزوده، به‌طور میانگین، به‌طور کامل سالم بوده‌اند. به بیان دیگر، آنها می‌توانند انتظار سه سال زندگی سالم بیشتر داشته باشند. مدت‌زمان سپری‌شده در شدیدترین سطح ناتوانی جسمی و ذهنی نیز ۰.۶سال کاهش یافته است؛ به این معنا که هزینه کمتری صرف مراقبت‌های اقامتی گران‌قیمت یا کمک‌های خانگی برای ناتوانان می‌شود.

این بهبودها به آمریکا محدود نمی‌شود. چنان‌که این نشریه سه سال پیش نیز اشاره کرده بود، رشد هزینه‌های سلامت (به‌عنوان سهمی از تولید ناخالص داخلی) در سراسر کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی و توسعه (OECD)کند شده است. مقاله تازه دیگری از شیلا دایان اسمیت و جوزف نیوهاوس در نشریه آمریکایی اقتصاد سلامت (American Journal of Health Economics) نیز به همین نتیجه رسیده و پیش‌بینی می‌کند در دهه آینده هزینه سرانه سلامت در کشورهای عضو OECD (به‌جز آمریکا) سالانه حدود ۲درصد رشد کند، در برابر رشد ۴درصدی پیش از سال ۲۰۰۹؛ یعنی سهم هزینه سلامت از تولید ناخالص داخلی سالانه تنها یک‌دهم واحد درصد افزایش خواهد یافت.

نکته‌های امیدبخش

اخبار خوب برای نوادگانمان به همین‌جا ختم نمی‌شود. پژوهش تازه دیگری از دارون عجم‌اوغلو (موسسه فناوری ماساچوست) و همکارانش نشان می‌دهد جوامع سالخورده لزوما فقیرتر نمی‌شوند. به گفته نویسندگان این مقاله، بخش بزرگی از گذار جمعیت‌شناختی هم‌اکنون رخ داده و همین امر به اقتصاددانان امکان داده تا اثر کاهش نرخ زاد‌ و ولد بر رشد اقتصادی را برآورد کنند. 

این پژوهش با بررسی مناطق مختلف آمریکا نشان می‌دهد در نواحی‌ که کاهش باروری تندتر بوده، رشد بهره‌وری در میان افراد در سن اشتغال بالاتر بوده است؛ به گمان نویسندگان، از آن‌رو که این مناطق در پذیرش فناوری‌های صرفه‌جوکننده نیروی کار موفق‌تر عمل کرده‌اند. شاید در سال۲۱۰۰ سالمندان بیشتری در جامعه باشند، اما کارگرانی که بار آنها را به دوش می‌کشند نیز ممکن است همکارانی مجهز به فناوری‌های پیشرفته کوانتومی و هوش مصنوعی همجوشی‌محور در کنار خود داشته باشند.

با این همه، این به آن معنا نیست که همه‌چیز روبه‌راه است. مستمری‌ها همچنان چالشی پرهزینه باقی خواهند ماند، هرچند نه لزوما چالشی غیرقابل‌حل. بر پایه پژوهش اداره بودجه کنگره (نهاد ناظر مالی کنگره)، افزایش سن بازنشستگی در آمریکا از

 ۶۷ به ۷۰سال می‌تواند بخش بزرگی از هزینه اضافی تامین اجتماعی تا سال۲۱۰۰ را جبران کند. دستیابی به چنین اصلاحی، یا سایر اصلاحات جبران‌کننده این هزینه، در فضای سیاسی دوقطبی آمریکا کار دشواری خواهد بود. با این حال، ادبیات اقتصادی امیدی نیز به همراه دارد: سرنوشت جمعیت‌شناختی الزاما همان سرنوشت محتوم اقتصاد نیست.