پرونده امروز
الگوی مطلوب مدیریت تنگه هرمز
تنگه هرمز، شاهراه حیاتی انرژی جهان است. بسته شدن احتمالی آن، یک شوک عرضه جهانی ایجاد میکند که قیمت انرژی را جهش داده، تورم را در اقتصادهای بزرگ مانند آمریکا و اروپا شعلهور ساخته و بانکهای مرکزی را در تنگنای انتخاب بین مهار تورم و حفظ رشد قرار میدهد. تجربه تاریخی کانال سوئز و تنگههای بسفر و داردانل نشان داده که کنترل یکجانبه و انحصار آبراههای استراتژیک، بهجای تامین منافع پایدار، میتواند به بحران و عدم تحقق اهداف بینجامد. در مقابل، برخی پژوهشگران الگویی مبتنیبر همکاری و همزیستی منافع پیشنهاد میدهند: تاسیس

«شرکت مختلط غیرسهامی تنگه هرمز» با مشارکت ایران، عمان و سایر کشورهای منطقه، که در قالب یک صندوق فراملی، از محل عوارض عبور کشتیها درآمدزایی کرده و سود آن براساس شاخص ترکیبی جمعیت و خط ساحلی توزیع شود. در این مدل، امنیت آبراهه تامین، بدهیهای تاریخی تهاتر و صلح به یک ضرورت مالی تبدیل میشود. کارشناسان تاکید میکنند که بدون چنین معماری حقوقی-مالی، تنگه هرمز همچنان نقطهای بالقوه برای بحرانهای پرهزینه باقی خواهد ماند.