اقتصاد از لنز تاریخ و ریاضیات
پرهام پهلوان : ارتباط بین تاریخ و اقتصاد همیشه مورد سوال و پیچیده بوده است. اقتصاد به دنبال یافتن و توضیح روابط تولید، توزیع و مصرف کالاها و خدمات است، در حالی که تاریخ به توسعه، اتفاقات گذشته و ماهیت جوامع انسانی میپردازد. اقتصاددانان بسیاری به دنبال استفاده از دادههای تاریخ در مدلها و تصمیمگیریها هستند و سعی میکنند از دل تاریخ روابط متغیرهای گوناگون را بهدست آورند. تاریخگرایی اقتصادی مطالعه تاریخ با استفاده از ابزارهای متدولوژیکال اقتصادی با توجه ویژه به پدیدههای اقتصادی در تاریخ است.
پژوهشها در این حوزه ترکیبی از راهحلهای تاریخی، دادههای آماری و کاربرد تئوریهای اقتصادی و تاریخی در مطالعه نهادهاست. بسیاری از اقتصاددانان به اهمیت اقتصاد اثباتی در توضیح وقایع به منظور دستیابی به فرضیهها و رشد علم اقتصاد پرداختهاند که بدون مطالعه تاریخ در علم اقتصاد ممکن نیست. میلتون فریدمن، در مقاله متدولوژی اقتصاد اثباتی میگوید: «اقتصاد اثباتی، یک دانش عینی است، به عبارت دیگر همان حسی را که علوم تجربی و فیزیکی میدهند القا میکند. با توجه به اینکه خود انسان در مطالعه اقتصاد مورد توجه است، آزمایشهای انسانی با توضیح اتفاقات گذشته بهترین نوع دادهها را در اختیار قرار میدهند.» بعد از پیروزی جایزه نوبل توسط کلودیا گلدین به دلیل استفاده از رویکرد تاریخی در سابقه نیروی کار زنان، بار دیگر توجهها به استفاده از رویکردهای تاریخی در علم اقتصاد جلب شد. خیلی از اقتصاددانان طرفدار استفاده از تاریخ به عنوان آزمایشگاه برای آزمایش درست و غلط بودن فرضیههای اقتصادی هستند؛ در حالی که برخی دیگر، این اهمیت را برای تاریخ در تصمیمگیری آینده قائل نیستند و تاریخ را تنها برای توضیح اتفاقات پیشین در نظر میگیرند. «باشگاه اقتصاددانان» در این پرونده از پژوهشگران و اقتصادخواندهها خواسته است تا نقش ارتباط بین اقتصاد، تاریخ و فلسفه را روشنتر کنند.
