زنان اقتصاددان
زنان اقتصاددان در دهههای اخیر اثرات بزرگی بر سیاستهای اقتصادی و مالی کشورهای مختلف داشتهاند؛ اما سهم آنها در جایگاههای عالی تصمیمگیری و کرسیهای تدریس در دانشگاهها بسیار کمتر از مردان است. درباره علل این وضعیت، دیدگاههای مختلفی مطرح شده و عدهای معتقدند این باور که اقتصاد یک رشته مردانه است، سبب شده زنان علاقه زیادی به تحصیل در این رشته نداشته باشند.
سهم زنان دانشجو در دانشکدههای اقتصاد کشورهای توسعهیافته در حال کاهش است و این عامل نگرانی است. اقتصاد بیش از بسیاری از رشتهها بر جامعه تاثیر میگذارد و اگر تصمیمگیرندگان اقتصادی عمدتا مرد باشند، تصمیمها یکسویه خواهد بود و در آن همه جوانب مورد توجه قرار نخواهد گرفت. تحقیقات بسیار متعدد درباره علل کم بودن میزان حضور زنان در مناصب عالی اقتصادی انجام شده و دلایلی هم برای این وضعیت ارائه شده است. برخی معتقدند این امر حاصل تمایل کمتر زنان به قرار گرفتن در این مناصب و دیدگاههای اشتباه درباره توانایی زنان اقتصاددان است. برخی نیز موانع فرهنگی را دلیل این امر میدانند. اما از آنجا که زنان نیمی از جمعیت هر کشور را تشکیل میدهند و دیدگاههای آنها باید در هنگام تصمیمگیریها مورد توجه قرار گیرد، میزان پایین حضور زنان اقتصاددان در مناصب عالی دولتی و هیاتمدیره شرکتها زیانهایی برای کشورها در پی دارد. همچنین واقعیت این است که زنان اقتصاددان، تواناییهای بالاتری در توجه به موضوعات مختلف دارند و بی بهره بودن از حضور آنها در تصمیمگیریها اشتباه است. در برخی کشورها بانکهای مرکزی برنامههایی برای تشویق زنان به تحصیل در رشته اقتصاد اجرا کردهاند. در مطالب حاضر به موانع و مزیتهای حضور برابر زنان و مردان در مناصب عالی تصمیمگیری، سهم زنان اقتصاددان در این مناصب و نقش برخی اقتصاددانان زن که اثرات بزرگی بر علم اقتصاد و سیاستهای اقتصادی کشورها داشتهاند، اشاره شده است.