عملکرد ۴۰ ساله انقلاب
چهار دهه از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ میگذرد و اقتصاد ایران به گفته مسوولان و کارشناسان با مشکلات بزرگی دست و پنجه نرم میکند. بسیاری از کارشناسان سیاسی، انقلاب ۱۳۵۷ را ناشی از مطالبات اقتصادی نمیدانند و آن را انقلابی فرهنگی و سیاسی معرفی میکنند. اما در مقابل بسیاری از اقتصاددانان و مسوولان پیش از انقلاب به ریشههای اقتصادی آن اشاره کرده و معتقدند سیاستهای به شدت انبساطی شاه پس از افزایش چندبرابری درآمدهای نفتی، باعث افزایش بی سابقه توقعات اقتصادی از یکسو و افزایش تورم از سوی دیگر شد که یکی از مهمترین عوامل ایجاد نارضایتی عمومی بود.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، روند بسیار سریع وقایع و سپس وقوع جنگ تحمیلی، زمان قابل توجهی را از سران انقلاب و مسوولان تازه کشور گرفت. پس از آن نیز دولتهایی با اسامی سازندگی و اصلاحات مستقر شدند و امروز پس از سه دهه از پایان جنگ تحمیلی، همچنان آثار بیکاری و تورم بالا در کنار رکود اقتصادی بر اقتصاد ایران آشکارا مشهود است. در این سالها اقتصاددانان همواره نسبت به سیاستهای دولت هشدارهای جدی دادهاند؛ اما مسوولان سیاسی این توصیهها را معمولا خام ارزیابی کرده و اقتصاددانان را متهم به یکجانبهگرایی کردهاند. برای نمونه دقیقا اتفاقی که در اوایل دهه ۱۳۵۰ رخ داد، در میانه دهه ۱۳۸۰ تکرار شد. افزایش درآمدهای نفتی در دهه ۵۰ به افزایش شدید اعتبارات طرحهای عمرانی و واردات انجامید و در دهه ۸۰ نیز این موضوع بهصورتهای مشابه و همراه با افزایش وامدهی تکرار شد. آثار اقتصادی و اجتماعی این سیاستها کموبیش همان نتایج سابق را داشت؛ با این تفاوت که تحریمهای بینالمللی و تحریمهای یکجانبه آمریکا نیز بر آن افزوده شد. اقتصاددانان در این پرونده به بررسی عملکرد دولتهای مختلف پس از انقلاب پرداخته و دستاوردهای اقتصادی چهار دهه گذشته را بررسی و نقد کردهاند.