سرشماری  داده‌محور 1405

بر اساس اعلام مرکز آمار ایران، عملیات اینترنتی سرشماری از ۲۶مهرماه آغاز می‌شود و مرحله میدانی نیز در استان‌های سردسیر از همین تاریخ و در سایر استان‌ها از اول آبان‌ماه کلید خواهد خورد. جامعه هدف مرحله غیرحضوری، افرادی هستند که اطلاعات آنها در سامانه‌های اداری کامل نیست یا برای صحت‌سنجی به اطلاعات تکمیلی نیاز دارند. جمعیت شناور، عشایر، مهاجران و اتباع نیز در طراحی این سرشماری مورد توجه قرار گرفته‌اند.

این تغییر رویکرد در وهله نخست یک تغییر در منبع تولید آمار است. در سرشماری سنتی، بخش بزرگی از اطلاعات از طریق مراجعه ماموران به خانوارها جمع‌آوری می‌شد؛ اما در مدل ثبتی‌مبنا، داده‌های موجود در دستگاه‌های مختلف نقطه شروع کار است. در نتیجه، کیفیت سرشماری بیش از گذشته به کیفیت داده‌هایی وابسته می‌شود که دستگاه‌ها پیش‌تر در اختیار داشته‌اند. غلامرضا گودرزی، رئیس مرکز آمار ایران، نیز بر همین موضوع تاکید کرده و گفته است: «هر قدر اطلاعات ثبتی دقیق باشد، حجم عملیات میدانی کمتر می‌شود و هزینه‌های اجرا کاهش می‌یابد.» بنابراین، مبنا قرار گرفتن داده‌های ثبتی سرشماری را می‌توان از منظر اقتصادی نیز یک تغییر مهم دانست. کاهش تعداد ماموران، رفت‌وآمدها، عملیات کاغذی و هزینه‌های پردازش اطلاعات می‌تواند هزینه اجرای سرشماری را پایین بیاورد. البته این صرفه‌جویی زمانی محقق می‌شود که زیرساخت‌های اطلاعاتی دستگاه‌ها از کیفیت و پوشش کافی برخوردار باشند.

 از چند پایگاه داده تا یک تصویر واحد

یکی از مهم‌ترین چالش‌های این طرح، یکپارچه‌سازی داده‌هاست. طی سال‌های گذشته هر دستگاه اجرایی متناسب با وظایف خود اطلاعاتی از شهروندان ثبت کرده است؛ ثبت احوال اطلاعات هویتی، آموزش‌وپرورش اطلاعات دانش‌آموزان، وزارت راه و شهرسازی اطلاعات مرتبط با مسکن و دستگاه‌های دیگر نیز داده‌هایی درباره گروه‌های مختلف جمعیتی را در اختیار دارند. مساله اصلی اکنون این است که چگونه می‌توان این داده‌های پراکنده را به یک تصویر واحد، دقیق و به‌روز از جمعیت و مسکن کشور تبدیل کرد.

فریبا سادات بنی‌هاشمی، معاون طرح‌های آماری و آمارهای ثبتی مرکز آمار ایران، درباره این تغییر رویکرد گفته است که در گذشته هر دستگاه اطلاعات مورد نیاز خود را جداگانه تولید و نگهداری می‌کرد، اما اکنون تلاش می‌شود این داده‌ها در یک نظام منسجم و قابل ارتباط با یکدیگر قرار گیرند. این تغییر می‌تواند ظرفیت جدیدی برای سیاستگذاری ایجاد کند؛ چراکه به جای اتکا به تصویری که هر چند سال یک‌بار از جامعه تهیه می‌شود، امکان استفاده از داده‌هایی با فاصله زمانی کمتر فراهم خواهد شد.

برای مثال، نشانی محل سکونت دانش‌آموزان در سامانه‌های آموزش‌وپرورش می‌تواند اطلاعاتی درباره پراکنش جمعیت در اختیار سیاستگذار قرار دهد. چنین داده‌هایی در صورت ثبت دقیق، می‌تواند برای تصمیم‌گیری درباره ساخت مدرسه، توسعه حمل‌ونقل، توزیع خدمات عمومی و حتی برنامه‌ریزی شهری مورد استفاده قرار گیرد. اما همین مثال، روی دیگر مساله را نیز نشان می‌دهد؛ آمار ثبتی خوب، بدون ثبت خوب اطلاعات به وجود نمی‌آید. اگر نشانی افراد تغییر کرده باشد و در سامانه‌ها به‌روزرسانی نشود، یا اطلاعات هویتی در دو پایگاه با یکدیگر تطابق نداشته باشد، فرآیند تلفیق داده‌ها با خطا مواجه می‌شود.

آیا هزینه کمتر به معنای ریسک کمتر است؟

ثبتی‌مبنا شدن سرشماری می‌تواند حجم عملیات میدانی و هزینه‌های مستقیم را کاهش دهد، اما در مقابل، اهمیت زیرساخت داده و امنیت اطلاعات را افزایش می‌دهد. هرچه تعداد بیشتری از پایگاه‌های اطلاعاتی به یکدیگر متصل شوند، ضرورت تعیین قواعد روشن برای دسترسی، تبادل و نگهداری اطلاعات نیز بیشتر خواهد شد. موضوع فقط حفاظت فنی از سامانه‌ها نیست. باید مشخص باشد چه داده‌ای، با چه هدفی، توسط کدام دستگاه و در چه سطحی قابل استفاده است. تجمیع داده‌ها می‌تواند برای تولید آمار بسیار ارزشمند باشد، اما اصل تفکیک میان «داده مورد نیاز برای آمارگیری» و «اطلاعات هویتی افراد» باید به‌دقت رعایت شود. به بیان دیگر، حرکت به سمت نظام آماری یکپارچه نباید به معنای دسترسی نامحدود دستگاه‌ها به اطلاعات یکدیگر تلقی شود. از سوی دیگر، اتصال پایگاه‌های مختلف، مساله خطای داده را نیز پررنگ‌تر می‌کند. ممکن است فردی در یک سامانه ساکن یک نشانی و در سامانه‌ای دیگر ساکن نشانی متفاوت ثبت شده باشد. ممکن است فردی مهاجرت کرده اما اطلاعات او در محل قبلی همچنان فعال باشد. در چنین شرایطی، الگوریتم‌ها و قواعد تطبیق باید بتوانند داده درست را از داده قدیمی یا ناقص تشخیص دهند.

گروه‌هایی که در داده‌ها دیده نمی‌شوند

چالش دیگر، شناسایی جمعیت‌هایی است که ممکن است در سامانه‌های اداری حضور کمرنگ‌تری داشته باشند. مرکز آمار اعلام کرده است که اتباع، عشایر، جمعیت مهاجر و جمعیت شناور نیز در این سرشماری مورد توجه قرار خواهند گرفت. این گروه‌ها از منظر آماری اهمیت زیادی دارند؛ زیرا اگر اتکای صرف به پایگاه‌های موجود باعث شود بخشی از جمعیت در داده‌های ثبتی کمتر دیده شود، برآورد نهایی نیز با خطا مواجه خواهد شد. به همین دلیل، سرشماری ۱۴۰۵ در عمل ترکیبی از سه مرحله خواهد بود: استفاده از داده‌های ثبتی، خوداظهاری اینترنتی برای تکمیل یا اصلاح اطلاعات و در نهایت عملیات میدانی محدود برای رفع نواقص و راستی‌آزمایی. بنابراین، برخلاف تصور اولیه، «ثبتی‌مبنا» به معنای حذف کامل ماموران و مراجعه میدانی نیست؛ بلکه هدف، کاهش وابستگی به عملیات میدانی و استفاده از آن در موارد ضروری است.

طرح سرشماری ۱۴۰۵ را می‌توان آزمونی برای سنجش میزان آمادگی کشور در استفاده از داده‌های اداری برای تولید آمار رسمی دانست. اگر داده‌های دستگاه‌ها به‌موقع و دقیق در اختیار مرکز آمار قرار گیرد، امکان کاهش هزینه‌ها و افزایش سرعت تولید آمار فراهم می‌شود. در مقابل، اگر پایگاه‌ها پوشش ناکافی داشته باشند یا داده‌های آنها با یکدیگر سازگار نباشد، بخشی از عملیات میدانی ناگزیر باقی خواهد ماند. از این منظر، موفقیت سرشماری ثبتی‌مبنا فقط به عملکرد مرکز آمار وابسته نیست؛ بلکه به مجموعه‌ای از دستگاه‌ها وابسته است که اطلاعات جمعیتی و مسکنی را در فرآیندهای روزمره خود تولید می‌کنند. 

سرشماری ۱۴۰۵ در واقع قرار است نشان دهد آیا این داده‌های پراکنده می‌توانند در کنار یکدیگر، تصویری واحد از جمعیت و مسکن ایران بسازند یا خیر. در صورت موفقیت، دستاورد اصلی فقط کاهش هزینه یک سرشماری نخواهد بود. نتیجه مهم‌تر، شکل‌گیری زیرساختی است که بتواند تولید آمار را از یک عملیات مقطعی به فرآیندی پیوسته، به‌روز و متکی بر داده‌های ثبتی تبدیل کند؛ تغییری که می‌تواند نحوه برنامه‌ریزی در حوزه‌هایی مانند مسکن، آموزش، اشتغال، خدمات عمومی و سیاست‌های جمعیتی را نیز تحت‌تاثیر قرار دهد.

متقاضیان همکاری به‌عنوان مامور آمارگیر، می‌توانند برای مشارکت در اجرای سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۴۰۵، از اول تا ۲۰ مهرماه با مراجعه به سامانه ثبت‌نام مرکز آمار ایران، فرم مربوطه را تکمیل کنند. این همکاری تمام‌وقت و حداکثر ۴۵روزه است و تعهد استخدامی ایجاد نمی‌کند. اولویت با نیروهای بومی است و پذیرش منوط به شرکت در دوره آموزشی و کسب حدنصاب آزمون خواهد بود.