دلار و طلا در دی ماه رشد کردند؛
بازار ارز فعال میشود؟
تحلیلگران براین باورند که کاهشهای قیمتی که در روزهای گذشته مشاهده شد نشانهای از عرضه ارز از سوی سیاستگذار است ولی از آنجا که حجم معاملات در این روزها کاهش یافته است میتوان این گونه برداشت کرد که کاهشهای روزهای گذشته روند غالب بازار نیست و با آرام شدن اوضاع اعتراضات معاملهگران به بازار بازخواهند گشت و روند اصلی بازار احتمالا در پی افزایش انتظارات تورمی صعودی خواهد شد و افزایش قیمتها در روز گذشته نشانهای از تایید این موضوع است. با حرکت به سمت تک نرخی شدن ارز، صادرکنندگان انگیزه بیشتری برای بازگرداندن ارزهای حاصل از صادرات پیدا میکنند، زیرا نرخهای واقعیتر به آنها عرضه میشود و فرآیند تسویه و عرضه ارز با ساختار بازار همتراز میشود. همچنین، سیاستگذار میتواند با اتکا به نرخ واحد، تصویر دقیقتری از نیاز ارزی کشور، تقاضای واقعی و رفتار واردکنندگان به دست آورد. این اصلاح، در ادبیات اقتصاد کلان، یکی از ضروریترین پیشنیازهای ثبات ارزی محسوب میشود و تجربه کشورهای مختلف نشان داده که چندنرخی بودن ارز در بلندمدت به تضعیف تولید، فرار سرمایه، فساد و بیثباتی مالی منجر میشود.
با وجود این مزایا، چالش اصلی اجرای چنین سیاستی، مدیریت پیامدهای کوتاهمدت آن است. افزایش قیمتها بهویژه در بازار ارز و طلا میتواند انتظارات تورمی را تقویت کند و اگر سیاستهای مکمل پولی و مالی بهطور دقیق و هماهنگ اجرا نشوند، این افزایشهای مقطعی ممکن است به تورم پایدار تبدیل شود. همانگونه که کارشناسان تاکید میکنند، در نهایت این تورم و انتظارات تورمی است که مسیر نرخ ارز را تعیین میکند، نه بالعکس. بنابراین، اگرچه اصلاح نظام ارزی اقدامی ضروری است، اما موفقیت آن تنها در صورتی تضمین میشود که سیاستهای مکمل نیز همزمان و منسجم پیش بروند.
در حوزه سیاست پولی، کنترل پایه پولی، مدیریت نرخ سود و کاهش کسری ترازنامه بانکها از مهمترین اقداماتی است که باید با دقت دنبال شود. سیاستهای پولی صحیح میتوانند از تبدیل افزایشهای مقطعی قیمت ارز به موجهای تورمی پایدار جلوگیری کنند. در کنار آن، سیاست مالی نیز باید انضباط بیشتری به خود بگیرد؛ کاهش کسری بودجه، بهبود کارآیی هزینههای دولت و مدیریت بدهیها میتواند فشارهای تورمی را محدود کند. اگر این دو حوزه با سیاست ارزی هماهنگ نشوند، تکنرخی شدن ارز ممکن است نتایج مطلوب خود را در اقتصاد بهجای نگذارد.
از سوی دیگر، باید به این نکته توجه داشت که اصلاحات ارزی، یک فرآیند تدریجی است و آثار مثبت آن در میانمدت ظاهر میشود. تجربه کشورها نشان میدهد که در ماههای نخست چنین اصلاحاتی، بازارها معمولا واکنشهای پرنوسان و گاه هیجانی دارند، اما بهتدریج با روشنتر شدن سیاستگذاری، شفافتر شدن جریان ارز و کاهش فاصله نرخهای موازی، انتظارات نیز آرام میشود. در همین چارچوب، انتظار میرود در صورت تداوم انضباط در سیاستهای ارزی و پولی، بازار ارز پس از عبور از دوره هیجانی اولیه، به ثبات نسبی برسد.
نکته مهم دیگر، نقش فعالان بازار و اثرگذاری متغیرهای رفتاری است. هرگونه تغییر ساختاری در نظام ارزی، بدون مدیریت انتظارات نمیتواند موفق باشد. بنابراین، اطلاعرسانی دقیق، منظم و شفاف از سوی سیاستگذار، ارائه برنامههای زمانبندیشده و پایبندی به وعدهها، از عوامل مهمی است که میتواند انتظارات بازار را تعدیل کند. اگر فعالان اقتصادی باور داشته باشند که تکنرخی شدن ارز بهطور کامل و پایدار اجرا میشود، خودبهخود فضای سفتهبازی محدودتر خواهد شد و تقاضای غیرواقعی کاهش مییابد.
بنابراین افزایش اخیر قیمتها اگرچه نگرانیهایی را در کوتاهمدت ایجاد کرده، اما از منظر اقتصاد کلان، بخش طبیعی فرآیند گذار به نرخ واحد ارز محسوب میشود. تعیین مسیر آینده بازار ارز بیش از هر چیز به هماهنگی سیاستهای پولی، مالی و ارزی، مدیریت انتظارات و استمرار انضباط در سیاستگذاری بستگی دارد. اگر این هماهنگی برقرار شود، آثار تورمی این افزایش قیمتها موقتی خواهد بود و میتوان امیدوار بود که نظام تکنرخی ارز در نهایت به کاهش رانتها، افزایش شفافیت، تقویت تولید و ثبات بلندمدت بازار منجر شود.