آینده بازار انرژی دیگر نه در لندن و نیویورک، بلکه در پکن و دهلینو نوشته میشود
قرن آسیایی بازار انرژی

حمید ملازاده: تا همین یک دهه پیش، هرگاه سخن از بازار جهانی انرژی به میان میآمد، نگاهها بیش از هر چیز به تصمیمهای اوپک، میزان مصرف آمریکا یا رشد اقتصاد اروپا معطوف میشد. اما امروز معادله تغییر کرده است. اکنون این آسیاست که جهت حرکت بازار جهانی نفت، گاز و حتی سرمایهگذاریهای انرژی را تعیین میکند. از پالایشگاههای عظیم چین گرفته تا پایانههای LNG هند و پروژههای پتروشیمی جنوب شرق آسیا، همه نشانهها حکایت از آن دارد که مرکز ثقل انرژی جهان به سرعت از غرب به شرق در حال جابهجایی است؛ تغییری که تنها به معنای افزایش مصرف نیست، بلکه ساختار تجارت، مسیرهای انتقال، سرمایهگذاری و حتی موازنه قدرت ژئوپلیتیک را نیز دگرگون کرده است. کارشناسان معتقدند بازار جهانی انرژی وارد مرحلهای شده است که دیگر صرفا عرضه و تقاضا تعیینکننده قیمتها نیست. امروز هر تصمیم سیاسی، هر اختلال در مسیرهای دریایی، هر تغییر در سیاست تولیدکنندگان و هر سرمایهگذاری جدید در زیرساختهای انرژی میتواند زنجیره عرضه جهانی را تحت تاثیر قرار دهد. در قلب این تحولات نیز آسیا قرار گرفته است.
موتور تقاضای جهان
برخلاف اروپا و آمریکای شمالی که رشد مصرف انرژی در آنها تا حد زیادی به ثبات رسیده، اقتصادهای آسیایی همچنان با سرعت در حال توسعه هستند. چین، هند و کشورهای جنوب شرق آسیا طی سالهای اخیر بخش عمده رشد تقاضای جهانی برای نفت، گاز و برق را به خود اختصاص دادهاند. افزایش جمعیت شهری، گسترش صنایع، رشد طبقه متوسط، توسعه حملونقل و افزایش مصرف برق موجب شده است نیاز این منطقه به انرژی با سرعتی بسیار بیشتر از میانگین جهانی افزایش یابد. تنها هند طی دهه آینده یکی از بزرگترین موتورهای رشد تقاضای نفت جهان خواهد بود و کشورهای عضو آسهآن نیز هر سال به ظرفیتهای جدید تولید برق و واردات سوخت نیاز خواهند داشت. به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند آینده بازار جهانی انرژی دیگر نه در لندن و نیویورک، بلکه در پکن، دهلینو، سنگاپور و جاکارتا نوشته میشود.
یکی از مهمترین پیامدهای این تحول، تغییر مسیر تجارت جهانی نفت است. تا دو دهه پیش، بخش بزرگی از صادرات نفت خاورمیانه راهی اروپا و آمریکای شمالی میشد؛ اما امروز بخش اعظم این محمولهها مستقیما به پالایشگاههای آسیایی ارسال میشوند. این تغییر تنها به نفت خام محدود نیست. بازار گاز طبیعی مایع (LNG) نیز با همین روند روبهروست. صادرکنندگان بزرگ LNG مانند قطر، آمریکا و استرالیا، بیش از گذشته مشتریان آسیایی را هدف قرار دادهاند؛ زیرا بیشترین رشد تقاضا در همین منطقه شکل میگیرد. همزمان، سرمایهگذاری در پالایشگاههای جدید، مجتمعهای پتروشیمی، پایانههای واردات LNG، مخازن ذخیرهسازی و خطوط انتقال نیز به سمت آسیا روانه شده است. به بیان دیگر، سرمایه نیز همان مسیری را دنبال میکند که تقاضا حرکت میکند.
ژئوپلیتیک؛ بازی پیچیدهتر از گذشته
در کنار رشد تقاضا، تحولات ژئوپلیتیک نیز بازار انرژی را وارد مرحلهای تازه کرده است. تنشهای چند ماه اخیر در تنگه هرمز و دریای سرخ بار دیگر نشان داد امنیت انرژی جهان تا چه اندازه به چند گلوگاه دریایی وابسته است. تنگه هرمز همچنان مسیر عبور حدود یکپنجم نفت جهان است و بابالمندب نیز به یکی از مهمترین مسیرهای انتقال نفت و فرآوردههای نفتی میان خاورمیانه، اروپا و آسیا تبدیل شده است. در چنین شرایطی، هرگونه درگیری نظامی یا اختلال در این مسیرها میتواند ظرف چند ساعت قیمت نفت را در بازارهای جهانی جابهجا کند. اما نکته مهمتر آن است که کشورهای آسیایی بیش از هر منطقه دیگری به این مسیرها وابستهاند. از این رو، امنیت دریایی برای آنها دیگر صرفا یک مساله نظامی نیست، بلکه بخشی از امنیت اقتصادی و صنعتی آنها محسوب میشود.
مسیرهای تازه تجارت
بازار انرژی تنها تحت تاثیر جنگ نیست. تحریمهای اقتصادی، تغییر اتحادهای سیاسی و شکلگیری مسیرهای جدید تجاری نیز قواعد بازی را تغییر دادهاند. پس از اعمال تحریمهای غرب علیه روسیه، صادرات نفت این کشور به سرعت به سمت چین و هند تغییر مسیر داد. این اتفاق نشان داد بازار انرژی از انعطافپذیری بالایی برخوردار است و جریان تجارت میتواند در مدت کوتاهی بازآرایی شود. همین تجربه باعث شده است تولیدکنندگان و مصرفکنندگان بزرگ انرژی بیش از گذشته به دنبال متنوعسازی مسیرهای صادرات و واردات باشند تا وابستگی خود را به یک مسیر یا یک شریک تجاری کاهش دهند.
در سمت عرضه نیز رفتار تولیدکنندگان نسبت به گذشته دگرگون شده است. اوپکپلاس همچنان تلاش میکند با مدیریت عرضه، از سقوط قیمتها جلوگیری کند؛ اما تولیدکنندگان خارج از این ائتلاف، بهویژه در آمریکای شمالی، دیگر مانند گذشته به دنبال افزایش تولید به هر قیمت نیستند. شرکتهای بزرگ نفتی اکنون بیش از آنکه به رکوردشکنی در تولید فکر کنند، بر سودآوری، بازده سرمایه، جریان نقدی و تقویت ترازنامه مالی تمرکز کردهاند. این تغییر رویکرد موجب شده است عرضه جهانی نفت انعطاف کمتری نسبت به چرخههای گذشته داشته باشد و در نتیجه بازار نسبت به شوکهای ژئوپلیتیک حساستر شود.
انقلاب برق در آسیا
تحول انرژی آسیا تنها به نفت محدود نیست. رشد سریع مصرف برق، یکی دیگر از ویژگیهای مهم این منطقه است. گسترش هوش مصنوعی، توسعه مراکز داده، صنایع پیشرفته، خودروهای برقی و دیجیتالی شدن اقتصاد، نیاز به برق را با سرعتی بیسابقه افزایش داده است. پاسخ کشورهای آسیایی نیز تنها اتکا به یک منبع انرژی نیست. آنها همزمان در گاز طبیعی، انرژیهای تجدیدپذیر، نیروگاههای هستهای، سامانههای ذخیرهسازی باتری و توسعه شبکههای انتقال برق سرمایهگذاری میکنند. به همین دلیل، آینده انرژی آسیا نه بر پایه یک فناوری، بلکه بر اساس تنوع منابع انرژی شکل خواهد گرفت؛ رویکردی که امنیت عرضه را افزایش میدهد و ریسک وابستگی به یک سوخت را کاهش میدهد.
برندگان خاموش این تحول
رشد تقاضای انرژی در آسیا تنها به نفع تولیدکنندگان نفت نیست. شرکتهای حملونقل دریایی، اپراتورهای خطوط لوله، صادرکنندگان LNG، پالایشگاهها، صنایع پتروشیمی، سازندگان تجهیزات شبکه برق، توسعهدهندگان زیرساخت و حتی تولیدکنندگان تجهیزات ذخیرهسازی انرژی نیز از این تحول سود خواهند برد. به بیان دیگر، ارزش واقعی آینده انرژی تنها در قیمت نفت خلاصه نمیشود، بلکه در توسعه زیرساختهایی نهفته است که امکان انتقال، ذخیره و مصرف این انرژی را فراهم میکنند. شاید مهمترین ویژگی بازار امروز انرژی، پیچیدگی بیسابقه آن باشد. در گذشته، افزایش یا کاهش تولید اوپک معمولا مهمترین عامل تعیینکننده قیمت نفت بود؛ اما امروز دهها متغیر بهطور همزمان بر بازار اثر میگذارند؛ از تحولات ژئوپلیتیک و جنگها گرفته تا مسیر حرکت نفتکشها، سیاستهای زیستمحیطی، رقابت بر سر LNG، هوش مصنوعی، سرمایهگذاری در شبکه برق و حتی تغییر الگوی مصرف انرژی. به همین دلیل تحلیل آینده بازار تنها با بررسی عرضه و تقاضا امکانپذیر نیست، بلکه باید شبکهای از عوامل اقتصادی، سیاسی، فناورانه و امنیتی را به طور همزمان در نظر گرفت.
آسیا؛ معمار نظم جدید انرژی
آنچه امروز در بازار جهانی انرژی در حال شکلگیری است، صرفا انتقال مرکز مصرف از غرب به شرق نیست، بلکه ظهور آسیا بهعنوان معمار نظم جدید انرژی جهان است. این منطقه اکنون هم بزرگترین موتور رشد تقاضاست، هم مقصد اصلی سرمایهگذاریهای انرژی و هم عاملی تعیینکننده در مسیر تجارت جهانی نفت، گاز و برق. در چنین شرایطی، هر تصمیمی که در پکن، دهلینو یا جاکارتا گرفته شود، میتواند به همان اندازه بر بازار اثر بگذارد که تصمیمهای اوپک یا تحولات خاورمیانه. از این رو، آینده بازار جهانی انرژی بیش از هر زمان دیگری با آسیا گره خورده است. اگر قرن بیستم را بتوان «قرن نفت» نامید، به نظر میرسد دهههای پیشرو به تدریج به «قرن آسیایی انرژی» تبدیل خواهند شد؛ دورهای که در آن نه تنها مسیر حرکت نفتکشها، بلکه مسیر سرمایه، فناوری و قدرت نیز بیش از پیش به سوی شرق تغییر جهت خواهد داد.